از دیرباز در فرهنگِ جنوب، زن ستونِ خیمهی خانواده بوده است؛ مدیرِ بحران در ایامِ سفرِ طولانیِ مردانِ دریا و مربیِ بیادعایِ نسلهای آینده. اما امروز، این ستونِ خانواده خود با چالشهای نوظهوری دستوپنج نرم میکند. سبک زندگیِ ماشینی، آپارتماننشینی و محدودیتهای اقلیمی در هرمزگان، باعث شده تا سلامتِ جسمی و روانی زنان با تهدیدی خاموش مواجه شود. در این میان، ورزش دیگر یک انتخاب برای پر کردنِ اوقات فراغت نیست؛ بلکه یک ضرورتِ حیاتی است که میتواند سلامتِ کلِ جامعه را بیمه کند. اما آیا زیرساختهای فعلی هرمزگان، بسترِ این ضرورت را فراهم کردهاند؟
ورزش اکسیرِ پیشگیری در عصرِ بیماریهای خاموش
واقعیت این است که در هرمزگان، به دلیل گرمای طولانیمدت، سبکِ تحرکِ فیزیکی متفاوت از سایر نقاط کشور است. وقتی بانوان به دلیل شرایط جوی نمیتوانند در فضاهای باز فعالیت کنند، محیطهای سرپوشیده و پارکهای محصورِ ویژه تبدیل به اکسیژنِ تنفسیِ آنان میشوند.
یک زنِ ورزشکار، تنها یک مدالآور نیست؛ او مروجِ سبک زندگی سالم در میان فرزندان و همسر خود است. وقتی مادری ورزش میکند، فرهنگِ تحرک به ناخودآگاهِ کودک تزریق میشود. این یعنی پیشگیری از چاقی مفرط، دیابت، پوکی استخوان و افسردگی که متأسفانه نرخِ آن در جوامع شهریِ در حالِ توسعه مانند بندرعباس، رو به افزایش است. بنابراین، هزینه کردن در ورزش بانوان، سرمایهگذاری در سبدِ سلامتِ خانواده است. هر یکتومانی که در سالنهای ورزشی برای بانوان هزینه شود، در واقع صرفهجویی در هزینههای کمرشکنِ درمان در ۱۰ سال آینده است.
شکافِ میانِ خواستن و توانستن
با وجود درکِ اهمیتِ ورزش، چرا بسیاری از زنانِ هرمزگانی از فعالیتِ منظمِ ورزشی فاصله دارند؟ پاسخ در دسترسی نهفته است. در بسیاری از محلاتِ بندرعباس، تراکمِ فضای ورزشیِ ویژه بانوان بههیچوجه متناسب با رشدِ جمعیتیِ زنانه نیست. وقتی یک بانو برای استفاده از یک استخر یا سالنِ ورزشی استاندارد، باید مسافتِ طولانی و هزینههای بالای ایاب و ذهاب را متحمل شود، بهطور طبیعی قیدِ ورزش را میزند.
علاوه بر این، مسئله سانسهای مرده نیز چالش دیگری است. بسیاری از سالنهای دولتی، بهترین سانسهای روز را به ورزش آقایان اختصاص میدهند و سانسهای دیرهنگام یا اولِ صبح (که زمانِ مدیریتِ خانه و مدرسه است) به بانوان میرسد. این بیعدالتیِ زمانی، پیامی ناخوشایند به نیمی از جمعیتِ استان مخابره میکند: ورزشِ شما، اولویتِ دوم است.
پارادوکسِ صنایع و ورزشِ بانوان؛ چرا سهمِ دختران دیده نمیشود؟
هرمزگان قطبِ اقتصادی کشور است. شرکتهای عظیمِ صنعتی در غرب و شرقِ بندرعباس، در حالی که تیمهای حرفهای مردان را با بودجههای کلان حمایت میکنند، در بخشِ ورزشِ همگانی و حرفهای بانوان، عملکردی حداقلی داشتهاند.مسئولیتهای اجتماعی تنها به ساختِ چند مدرسه خلاصه نمیشود؛ بخشی از این رسالت، باید صرفِ احداثِ مجتمعهای ورزشیِ بانوان و حمایت از تیمهایِ پایه در رشتههای پرطرفدار مانند والیبال، بسکتبال و دوومیدانی شود.
زنانِ هرمزگان ثابت کردهاند که در صورتِ فراهم بودنِ حداقلی از حمایت، میتوانند در قامتِ قهرمانانِ ملی ظاهر شوند. اما فقدانِ حامی مالی باعث شده تا دخترانِ مستعدِ ما، در میانه راهِ قهرمانی، به دلیل مسائلِ مالی از ورزش حرفهای خداحافظی کنند. این یعنی اتلافِ استعداد که بزرگترین خسارت برای یک استانِ در حالِ توسعه است.
برای اینکه ورزشِ بانوان از حاشیه به متن بیاید، نیازمند یک نهضتِ همگانی هستیم.
سلامتِ جامعه در گروِ حالِ خوبِ مادران
ورزشِ بانوان، تجملی نیست که بتوان از آن صرفنظر کرد. وقتی درباره سلامتِ خانواده صحبت میکنیم، باید بدانیم که بدونِ زنی پویا، بانشاط و دارایِ روحیه قهرمانی، خانوادهای سالم شکل نمیگیرد. هرمزگانِ مقتدر، نیازمندِ مادران و دخترانی است که خستگیِ روزمرگیها را در میدانِ ورزش به انرژیِ مثبت تبدیل کنند.
امروز چشمِ تمامِ دخترانِ این دیار به قلمِ مسئولانی است که باید تصمیم بگیرند؛ آیا میخواهند ورزشِ بانوان همچنان در حاشیه بماند یا آن را به عنوانِ پیشرانِ سلامت و توسعه استان، به اولویتِ نخستِ برنامههای خود بدل کنند؟ زمانِ «شعار» گذشته است؛ وقتِ آن رسیده که برای سلامتِ نسلهای آینده، در همین امروز، برای ورزشِ بانوان، سوله، استخر و سالنِ استاندارد بنا کنیم.
هرمزگان فردا، مدیونِ زنانی است که امروز، ورزش را در زندگیشان نهادینه کردهاند.