حزب الله راه مقاومت را انتخاب می کند
به گزارش خبرنگار دریای اندیشه از بندرلنگه؛امام جمعه بندرچارک گفت: شهدای ارتش و سپاه و فرماندهان شهیدمان، این دو نهاد مقدس با هماهنگی و همافزایی نمونه در دوران جنگهای تحمیلی اول و دوم و سوم و بهویژه در رویارویی با دشمنی چون آمریکا، ثابت کردند که تقسیم کار راهبردی و میدانی میان آنان چگونه میتواند پیروزیهای عظیمی را برای ملت ایران به ارمغان آوردو یکی از عظمتها و برکات وجود مبارک رهبر شهید انقلاب اسلامی، بهعنوان فرمانده کل قوا، مدیریت بسیار موفق این دو نیروی مقتدر و تقویت و پیشرفت آن در طول سالهای اخیر است. از این رو در مواضع راهبردی امام شهید، بر اهمیت تقویت و آمادگی روزافزون نیروهای مسلح تأکید شده و ایشان از اقتدار نیروهای مسلح بهعنوان یکی از ارکان اصلی عزت و امنیت ملی یادکردند .
امام جمعه بخش شیبکوه افزود :درباه مذاکرات است که دغدغه ذهنی مردم است، دغدغه ذهنی شما مردم همان دغدغه ذهنی مسئولین و فرماندهان هست. به چند نکته توجه بفرمایید: جنگ ها دو عرصه دارد: عرصه میدان و عرصه سیاست. پیروزیهای نظامی زمانی به دستاورد پایدار و اقتدارتبدیل میشوند که در عرصه سیاسی تثبیت شوند.
از این منظر، مذاکرات سیاسی ادامه همان جنگ است و بهدلیل پیروزیهای رزمندگان ایرانی، ایران از موضع قدرت وارد آن شده و شرایط خود را بر دشمن تحمیل میکند. آتشبس دو هفتهای نیز پایان جنگ نیست، بلکه فرصتی برای اجرای مطالبات ایران است و نیروهای مسلح همچنان آماده پاسخ قاطع به هر اقدام دشمن هستند.
شروط دهگانه جمهوری اسلامی دستاورد سادهای نیست، بلکه نتیجه خون شهدا و فداکاری ملت ایران است. تضمین اجرای این شروط نه اعتماد به دشمن، بلکه قدرت نظامی و موشکی ایران، توان کنترل تنگه هرمز و حضور فعال مردم در صحنه است.
منطق ملت ایران در پذیرش وقفه دو هفتهای شکننده جنگ بر اساس آموزههای قرآن معرفی میشود. به آیات سوره انفال استناد شده که میفرماید : اگر دشمن به صلح تمایل نشان دهد، باید آن را پذیرفت و بر خدا توکل کرد، اما اگر قصد فریب داشته باشد، خداوند پشتیبان مؤمنان است(انفال: 61 و 62). همچنین در صورت احتمال خیانت دشمن، به آیه (انفال: 58) اشاره میشود که اجازه لغو پیمان را میدهد. در نهایت نیز پیام ایران با آیه (اسراء: 8) بیان میشود؛ یعنی اگر دشمن به دشمنی بازگردد، پاسخ ایران نیز بازگشت به مقابله خواهد بود.
طبق قانون اساسی، اعلام جنگ و صلح و هر گونه تغییردر وضعیت جنگی این اختیار با مقام رهبری است و همانگونه که در زمان پیامبر(ص) صلح حدیبیه با تشخیص پیامبر(ص) انجام شد، امروز نیزتصمیمهای راهبردی براساس ولایت فقیه پذیرفته میشود. شروط دهگانه جمهوری اسلامی نیز با هدایت رهبرانقلاب تنظیم شده و تبعیت ازآن برای حفظ انسجام ملی ضروری دانسته میشود؛ زیرا اختلاف درباره این تصمیم به سود دشمن و علیه وحدت ملی تلقی میگردد.
ان شاء الله مبارزه تا پیروزی نهایی ادامه خواهد داشت و وضعیت به پیش از جنگ بازنمیگردد؛ بهویژه موقعیت تثبیتشده ایران در تنگه هرمز تغییر نخواهد کرد. منطق مقاومت و جبهه مقاومت رها نخواهد شد وهدف انتقام خون شهدا و نابودی اسرائیل و آمریکا تا ظهور حضرت ولی عصر(عج) همچنان باقی است. پیروزی نهایی نیز وابسته به دو اقدام مردم دانسته میشود: نخست، استمرار حضور و حمایت از رزمندگان در هر دو عرصه نظامی و دیپلماتیک؛ دوم، مطالبهگری جدی برای تحقق کامل شروط ایران. در نهایت تأکید میشود که این نبرد تنها نظامی و دیپلماتیک نیست، بلکه جنگی ترکیبی با محوریت جنگ نرم و تلاش برای ایجاد اختلاف میان مردم و مسئولان است؛ بنابراین رمز پیروزی، انسجام و هماهنگی همه ارکان حاکمیت و ملت است.
رئیس شورای فرهنگ عمومی بخش شیبکوه بیان کردند:در رابطه ایران و حزب الله است. رابطه ایران و حزبالله فراتر از یک ائتلاف تاکتیکی، پیوندی راهبردی و وجودی است. حزبالله بهمثابه پارهتن و فرزند ایران، جبههای پیشرفته در برابر اسرائیل خبیث ایجاد کرده است و سدی مستحکم در برابر پیشروی این غده سرطانی در منطقه است.
حزبالله لبنان بخشی از ساختار امنیت ملی ایران دانسته میشود؛ نه یک بازیگر بیرونی، بلکه نیرویی که حضور و قدرت آن مستقیماً با امنیت ایران پیوند دارد. حزبالله در سطح تاکتیکی برای لبنان میجنگد، اما در سطح راهبردی جبههای پیشرفته برای مواجهه ایران با اسرائیل محسوب میشود. بنابراین، رها کردن یا فاصله گرفتن از حزبالله برای ایران از نظر راهبردی غیرممکن است و حمایت از آن جزئی از امنیت ملی ایران بهشمار میآید.
اما لبنان دولتی دارد ، دولتی که برخی مقاماتش، از جمله رئیسجمهور، نخستوزیر و وزیر خارجه، در برابر حزبالله قرار دارند و حتی بیاد داریم که وزیر خارجه فعلی لبنان که سفیر ایران رو اخراج کرد. این دولت رویکردی نزدیک به صلح با اسرائیل دارد و به توافقات میان ایران و آمریکا بیاعتناست. از طرف دیگر،
حزبالله به دلیل حساسیتهای داخلی لبنان، نمیخواهد باعث چنددستگی بیشتر در کشور شود و در رفتار سیاسی و نظامی خود ملاحظهکاری ویژهای دارد.
کشوری که دولتهایش پیدرپی سقوط کرده یا ناکام ماندهاند و همزمان فشار رسانهای شدید علیه حزبالله وجود دارد. عدم ورود نیروهای دیگر محور مقاومت به جنگ اخیر و نبود حمایت نظامی گسترده، تصمیمی هماهنگشده با درخواست خود حزبالله معرفی میشود؛ زیرا حزبالله میخواهد نشان دهد مستقل است و توان مدیریت درگیری را دارد. جنگ اخیر نیز برخلاف تصور اولیه مبنی بر ضعف حزبالله، قدرت و توانمندی رزمی این سازمان را، از جمله تعداد بالای عملیات روزانه، آشکار کرد.
در مسئله مخالفت دولت لبنان بهویژه شخصیتهایی مانند جوزف عون و نواف سلام—حزبالله در حال تقویت جایگاه سیاسی خود معرفی میشود. همچنین گفته میشود که دخالت مستقیم ایران یا محور مقاومت در لبنان ممکن است نتیجه عکس داشته باشد و به دشمن فرصت دهد تا تبلیغ «لبنان مستعمره ایران» را تقویت کند یا حضور حزبالله را علت حملات اسرائیل جلوه دهد.
اما باید به مواضع شیخ نعیم قاسم توجه کرد؛ کسی که سالها قائممقام سید حسن نصرالله بوده و اکنون دبیرکل حزبالله است. او تأکید دارد که حزبالله در دوگانه «تسلیم یا مقاومت»، راه مقاومت را انتخاب میکند و حتی در صورت بروز جنگ داخلی نیز سلاح خود را زمین نخواهد گذاشت. از نگاه حزبالله و حامیانش، توان این جریان مرهون کمکهای ایران است و بارها نیز به این موضوع اذعان شده است.
خب اما متاسفانه بعضی ها بدون اطلاع کافی از وضعیت میدانی، چنین القا میکنند که ایران لبنان را رها کرده یا اهداف محور مقاومت دچار اختلاف شده است. این دیدگاهها، دانسته یا نادانسته، موجب تکمیل طرح دشمن برای ایجاد شکاف در محور مقاومت دانسته میشود. همچنین برخی افراد در گذشته سخنان سید حسن نصرالله را نادرست فهمیدند و آن را گلایه از ایران تعبیر کردند؛ خطایی که اکنون نیز در تحلیلهای جدید تکرار میکنند. در آینده نیز ممکن است هر حادثهای مانند حمله یا ترور در لبنان، بهصورت اشتباه ناشی از عدم حمایت ایران دانسته شود.
نویسنده: دریای اندیشه