به گزارش روزنامه دریای اندیشه ،صبح هنوز کامل از راه نرسیده اما بندر بیدار شده است. جرثقیل‌ها آرام‌آرام حرکت می‌کنند، کامیون‌ها وارد محوطه می‌شوند و کارگرانی که صورت‌هایشان را با دستمال پوشانده‌اند، پیش از آن‌که آفتاب به اوج برسد، کار را آغاز می‌کنند.

در هرمزگان، خیلی‌ها ساعت کاری‌شان را با شدت گرما تنظیم می‌کنند؛ استانی که تابستان در آن فقط یک فصل نیست، بخشی از زندگی روزمره مردم است.

در اسکله‌ها، پروژه‌های ساختمانی، جاده‌ها، بازار ماهی، لنج‌سازی‌ها و محوطه‌های صنعتی، هزاران کارگر هر روز ساعت‌ها در فضای باز کار می‌کنند؛ زیر آفتابی که گاهی فلز را داغ‌تر از لمس‌کردن می‌کند و آسفالت را به منبعی از حرارت تبدیل می‌سازد.

برای بسیاری از این کارگران، گرما دیگر یک اتفاق عجیب نیست؛ بخشی از شغل است، بخشی از نانی که به خانه می‌برند.

 

ظهرهای هرمزگان، زمان فرسایش آرام بدن‌هاست

لباس‌ها از عرق خیس می‌شود، بطری‌های آب خیلی زود گرم می‌شوند و سایه‌ها کوچک‌تر از آن‌اند که پناهی واقعی باشند. بعضی کارگرها تکه‌ای کارتن یا پارچه را گوشه‌ای پهن می‌کنند تا چند دقیقه از آفتاب فاصله بگیرند.

برخی دیگر، زیر سایه کامیون یا دیوار کانتینرها می‌نشینند؛ جایی که گرما همچنان حضور دارد اما مستقیم روی صورتشان نمی‌تابد.

کارگران فضای باز در هرمزگان فقط با سختی کار روبه‌رو نیستند؛ آن‌ها هر روز با ترکیبی از گرمای شدید، رطوبت بالا و خستگی جسمی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

شرایطی که تمرکز را کاهش می‌دهد و احتمال خطا و حادثه را بیشتر می‌کند. در پروژه‌های عمرانی و صنعتی، چند ثانیه بی‌دقتی می‌تواند حادثه‌ای جدی رقم بزند؛ اما بسیاری از کارگران می‌گویند در روزهای بسیار گرم هم کار متوقف نمی‌شود، چون توقف کار یعنی عقب افتادن پروژه و کمتر شدن درآمد.

در بندرعباس و شهرهای ساحلی هرمزگان، تابستان از ماه‌ها قبل خودش را نشان می‌دهد. گرما از دیوارها بالا می‌رود و رطوبت نفس کشیدن را دشوارتر می‌کند. با این حال، بخش بزرگی از اقتصاد استان بر دوش کسانی می‌چرخد که ناچارند ساعت‌های طولانی در همین شرایط کار کنند؛ کارگران تخلیه بار در اسکله‌ها، پاکبان‌های شهری، نیروهای خدماتی، کارگران ساختمانی، راننده‌های حمل بار، صیادان و کارگران پروژه‌های صنعتی.

بسیاری از این مشاغل، امکانات حداقلی برای مقابله با گرمای شدید ندارند. نبود استراحتگاه مناسب، کمبود سایه‌بان در برخی پروژه‌ها و ساعت‌های طولانی کار، فشار جسمی را بیشتر می‌کند. بعضی کارگران می‌گویند تنها راه ادامه‌دادن، عادت‌کردن به شرایطی است که برای بسیاری از مردم حتی تصورش هم دشوار است.

در سال‌های اخیر بارها هشدارهایی درباره افزایش دما و خطر گرمازدگی صادر شده اما برای بسیاری از کارگران فضای باز، هشدارها تغییری در واقعیت روزانه ایجاد نکرده است. آن‌ها همچنان زیر آفتاب کار می‌کنند؛ در شرایطی که گرما گاهی از مرز طاقت عبور می‌کند.

هرمزگان سال‌هاست یکی از مهم‌ترین استان‌های اقتصادی کشور به شمار می‌رود؛ استانی با بنادر بزرگ، صنایع سنگین، تجارت دریایی و پروژه‌های گسترده عمرانی. اما پشت این تصویر اقتصادی، زندگی آدم‌هایی جریان دارد که کمتر دیده می‌شوند؛ کارگرانی که سهمشان از این چرخه بزرگ، ساعت‌های طولانی کار زیر آفتاب جنوب است.

غروب که می‌شود، شهر آرام‌تر نفس می‌کشد. نور آفتاب از روی اسکله‌ها و ساختمان‌ها کنار می‌رود و کارگرها یکی‌یکی محل کار را ترک می‌کنند؛ با صورت‌هایی آفتاب‌سوخته، لباس‌هایی خیس از عرق و خستگی‌ای که تا خانه همراهشان می‌رود. اما چند ساعت بعد، پیش از آن‌که خورشید دوباره بالا بیاید، همه‌چیز از نو آغاز می‌شود؛ همان آفتاب، همان گرما و همان آدم‌هایی که نانشان را از دل تابستان جنوب درمی‌آورند.

در هرمزگان، گرما فقط یک وضعیت جوی نیست؛ انگار کارگری نامرئی است که از صبح تا غروب کنار آدم‌ها کار می‌کند. روی شانه‌هایشان می‌نشیند، نفس را سنگین می‌کند و توان بدن را آرام‌آرام می‌گیرد. اینجا آفتاب فقط از آسمان نمی‌تابد؛ از آسفالت داغ، از بدنه کانتینرها، از دیوار ساختمان‌های نیمه‌کاره و حتی از هوایی که ایستاده، بالا می‌آید.

کارگران فضای باز جنوب، تابستان را زندگی می‌کنند؛ نه از پشت پنجره و زیر باد کولر، بلکه وسط محوطه‌های بندری، جاده‌ها و پروژه‌هایی که ظهرشان بوی فلز داغ و عرق می‌دهد. بعضی‌ها برای خنک‌کردن آب، بطری را در پارچه خیس می‌پیچند، بعضی صورتشان را با دستمال می‌بندند تا گرمای سوزان کمتر اذیتشان کند؛ اما هیچ‌کدام از این‌ها آفتاب را متوقف نمی‌کند.

شاید خیلی‌ها گرمای هرمزگان را فقط در عددهای هواشناسی ببینند، اما برای کارگرانی که ساعت‌ها زیر آفتاب می‌ایستند، گرما معنای دیگری دارد؛ خستگی‌ای که تا استخوان می‌رود، سردردهایی که عصر شروع می‌شود و بدن‌هایی که هر تابستان کمی فرسوده‌تر از قبل به خانه برمی‌گردند.

آفتابی که شیفت اضافه می‌گیرد
در هرمزگان، روز کاری کارگران فضای باز هیچ‌وقت فقط به ساعت ختم نمی‌شود؛ گاهی گرما خودش شیفت اضافه می‌گیرد. از صبح که اولین نور روی اسکله‌ها و داربست‌ها می‌افتد تا ظهر که هوا سنگین و ایستاده می‌شود، آفتاب مثل یک کارفرمای بی‌صدا بالای سرشان می‌ماند؛ نه مرخصی دارد، نه توقف است. کارگرها می‌گویند بعضی روزها فلز آن‌قدر داغ است که دست زدن به آن چند ثانیه هم تحمل نمی‌خواهد. آسفالت بخار می‌دهد و هوا انگار از جنس آب جوش است. با این حال، کار باید جلو برود؛ جرثقیل باید بچرخد، دیوار باید بالا برود، بار باید تخلیه شود.
در این میان، چیزی که کمتر دیده می‌شود بدن‌هایی است که آرام‌آرام فرسوده می‌شوند؛ نه با حادثه، بلکه با تکرار روزهایی که گرما در آن‌ها توقف ندارد.