در هرمزگان، تخت‌های بیمارستانی اضافه می‌شوند، اما پرستاران کم می‌شوند. با کمبود ۵۰۰ پرستار و افتتاح قریب‌الوقوع سه بیمارستان جدید، رئیس دانشگاه علوم پزشکی هشدار می‌دهد که مشکل اصلی «فارغ‌التحصیل بومی نداریم» است؛ ۷۰ درصد دانشجویان غیربومی، استان را ترک می‌کنند. اعزام‌های اجباری به مناطق محروم، ناامنی جاده‌ها و وسوسه مهاجرت ، جان ماندگاری را گرفته است. اکنون طرح «زیست‌پرستار» چشم‌انتظار ۶.۳ همت بودجه است؛ وگرنه بیمارستان‌ها بی‌پرستار می‌مانند.

بحران کمبود پرستار از استان هرمزگان دیگر به مرحله هشدار رسیده است. رئیس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان با صراحت از کمبود نیروی انسانی بومی به عنوان مهم‌ترین مشکل نظام سلامت یاد می‌کند و هشدار می‌دهد که توسعه زیرساخت‌های درمانی بدون تأمین نیروی ماندگار، نه تنها گره‌گشا نیست، بلکه بحرانی عمیق‌تر را رقم خواهد زد. سرپرست مدیریت پرستاری نیز از فرسایش جسمی و روانی پرستاران، اعزام‌های اجباری به مناطق دورافتاده و رقابت نابرابر با کشورهای ثروتمند برای شکار این نیروهای ارزشمند می‌گوید.راه‌ها و پیشگیری از بیماری‌های قابل کنترل در جامعه توجه می‌شد، بخش بزرگی از مشکلات پرستاران کاهش می‌یافت. اما نظام سلامت تا امروز درمان‌محور مانده و بار همه نارسایی‌ها بر دوش پرستارانی است که در خط مقدم با سیل مصدومان حوادث جاده‌ای و بیماران حاصل از غفلت‌های پیشگیرانه مواجه می‌شوند.

عامل دیگری که سلیمی‌زاده به آن انگشت می‌گذارد، به کیفیت زندگی و معیشت پرستاران در هرمزگان بازمی‌گردد. او با صراحت می‌گوید که کمبود امکانات رفاهی و جذابیت‌های شهری در استان، از چالش‌های اصلی ماندگاری پرستاران است. به جز شهر بندرعباس، سایر مناطق استان شرایط مناسبی برای زندگی پرستاران ندارند. این یعنی یک پرستار غیربومی که به هرمزگان می‌آید، نه تنها با گرما و رطوبت شدید دست‌وپنجه نرم می‌کند، بلکه با فقدان ابتدایی‌ترین امکانات رفاهی، تفریحی و فرهنگی روبه‌روست. این در حالی است که هرمزگان با وجود آنکه جزو مناطق کمتر برخوردار کشور محسوب می‌شود، قیمت مسکن و اجاره خانه در آن از بسیاری از استان‌های برخوردارتر با آب‌وهوای معتدل به مراتب بیشتر است. یک پرستار جوان که با حقوقی نه‌چندان بالا در بندرعباس یا شهرهای اقماری خدمت می‌کند، بخش بزرگی از درآمد خود را باید صرف تأمین سرپناهی کند که شاید حداقل‌های آسایش را هم نداشته باشد. سلیمی‌زاده در این باره نیز گلایه دارد که پرستاران از مزایای رفاهی مانند مسکن، وام‌های حمایتی یا امکانات فرهنگی، به‌ویژه در مناطق محروم، محروم هستند.

سرپرست مدیریت پرستاری دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان نسبت به یک تهدید فرامرزی هشدار می‌دهد و می‌گوید کشورهایی مانند آلمان، دانمارک، استرالیا، کانادا، بلژیک و نروژ با پرداخت حقوق بالا، امنیت شغلی و خدمات درمانی رایگان، پرستاران ایرانی را جذب می‌کنند. او این تضاد را به شکلی گزنده یادآوری می‌کند: در داخل کشور، پرستاران حتی برای درمان خود باید هزینه بپردازند. پرستاری که هر روز جانش را برای نجات بیماران به خطر می‌اندازد، در صورت بیماری خود باید نگران هزینه‌های درمانی باشد، در حالی که همتایانش در کشورهای مقصد، از خدمات درمانی رایگان بهره‌مندند. این شکاف عمیق، انگیزه ماندن را در نطفه خفه می‌کند.

سلیمی‌زاده در ادامه به فشار کاری طاقت‌فرسایی می‌پردازد که از کمبود نیروی انسانی ناشی می‌شود. او با انتقاد از اضافه‌کاری‌های اجباری می‌گوید پرستاران ما در هر شیفت، مسئولیت چند نفر را به طور هم‌زمان بر عهده دارند و با بیماران بدحال درگیرند. این فشار کاری سلامت جسمی و روانی آنان را تهدید می‌کند. این وضعیت عادی نیست، اما در هرمزگان به امری روزمره بدل شده است. نمونه عینی این بحران، در زمان حوادث غیرمترقبه خود را نشان می‌دهد. سلیمی‌زاده به بحران‌هایی مانند تصادفات نوروزی یا حادثه اسکله شهید رجایی اشاره می‌کند که در یک روز، بیمارستان‌های استان ناچار به پذیرش بیش از ۱۵۰۰ بیمار شدند. در چنین شرایطی، همان تعداد محدود پرستار باید با چندین برابر ظرفیت خود کار کنند، بدون آنکه پشتیبانی کافی داشته باشند. فرسودگی جسمی و روانی حاصل از این فشارها، خود عامل دیگری برای خروج از حرفه یا مهاجرت از استان می‌شود.

مجموع این عوامل، چرخه‌ای از کمبود، فشار، فرسودگی و مهاجرت را به وجود آورده که مهار آن نیازمند مداخله‌ای ساختاری و چندوجهی است. بحران کمبود پرستار در هرمزگان، حالا دیگر صرفاً یک مسئله صنفی یا مدیریتی نیست، بلکه تهدیدی برای پایداری خدمات درمانی استان و تحقق هدفی است که رئیس دانشگاه علوم پزشکی بر آن تأکید دارد: جلوگیری از اعزام بیماران به استان‌های همجوار. اگر امروز پرستار نباشد، فردا بیماری که می‌توانست در بندرعباس درمان شود، ناچار است راهی شیراز یا تهران شود و این یعنی شکست نظام سلامت هرمزگان.

یکی از راهکارهایی که در سطح دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان دنبال می‌شود، بر مبنای همان اصل «بومی‌گزینی» استوار است. شاهرخی می‌گوید برای حل این مشکل، چند هنرستان بهیاری در استان راه‌اندازی شده تا نیروهای بومی تربیت شوند و در مراکز جامع سلامت فعالیت کنند. برنامه این است که بهیاران بومی در مراکز بهداشت مستقر شوند و پرستاران شاغل در این مراکز به بیمارستان‌ها منتقل شوند. این یک راهکار میان‌مدت هوشمندانه است که از یک سو جوانان بومی را برای خدمت در مناطق خودشان توانمند می‌کند و از سوی دیگر، پرستاران حرفه‌ای را که در مراکز بهداشت کار می‌کنند، آزاد می‌سازد تا به صف مقدم درمان در بیمارستان‌ها بپیوندند. سلیمی‌زاده نیز همین منطق را با تأکید بر گسترش پرستاری جامعه‌محور دنبال می‌کند و معتقد است سلامت واقعی باید از دل جامعه شکل بگیرد؛ از پرستاران جامعه تا پرستاران توانبخشی، تا بتوان سلامت را در میان مردم نهادینه کرد. به اعتقاد او، تمرکز صرف بر بیمارستان‌ها کافی نیست و باید نیروی انسانی به سمت خدمات پیشگیری و مراقبت در بطن جامعه هدایت شود.

معاونپرستاری وزارت بهداشت، آذر ماه سال جاری از این طرح با برآورد مالی ۶.۳ همت برای سه سال رونمایی کرد. هدف این طرح، حمایت از مسکن و پانسیون پرستاران، به‌ویژه در مناطق کمتر برخوردار، و ماندگار کردن نیروی انسانی است. عبادی با اشاره به شرایط هرمزگان، جمله‌ای کلیدی را بیان کرد: «اگر حداقل مشکل مسکن پرستاران غیربومی در مناطقی مانند هرمزگان حل شود، بسیاری از آن‌ها حتی با شرایط فعلی حقوقی نیز آمادگی خدمت خواهند داشت.» این جمله به روشنی نشان می‌دهد که گلوگاه اصلی ماندگاری پرستاران غیربومی، نه لزوماً حقوق و دستمزد، که هزینه‌های سرسام‌آور زندگی و بی‌سرپناهی است.

اما مسیر تبدیل این ایده به واقعیت، از پیچ و خم بودجه و سیاست‌گذاری می‌گذرد. عبادی تأکید کرده که موضوع زیست‌پرستار در لایحه بودجه سال آینده دولت پیشنهاد شده، اما نیازمند پیگیری جدی در مراحل بعدی و همراهی مجلس است. او صراحتاً از مجلس می‌خواهد که این مطالبه را در کمیسیون تلفیق به طور جدی دنبال کند. این درخواست با موضع‌گیری نماینده مردم هرمزگان در مجلس شورای اسلامی، احمد مرادی، همسو می‌شود. مرادی که خود از نزدیک با واقعیت‌های تلخ استان آشناست، هشدار می‌دهد که بدون پیش‌بینی ردیف مشخص در بودجه، امکان اجرای مؤثر این سیاست‌ها وجود ندارد. او با اشاره به تجربه بودجه‌ریزی در ایران می‌گوید: «زمانی که لایحه بودجه با اعداد و ارقام مشخص وارد مجلس می‌شود، تغییر آن دشوار است و به همین دلیل باید از ابتدا، نگاه حمایتی به مناطق خاص و محروم در لایحه لحاظ شود.» این هشدار، در واقع انتقادی است به رویه‌ای که در آن دولت لایحه‌ای کلی ارائه می‌دهد و سپس از مجلس انتظار می‌رود که با دست‌کاری‌های محدود، مشکلات مناطق خاص را حل کند.

مرادی همچنین به یک نکته کاربردی اشاره می‌کند: در سال‌های گذشته ردیفی تحت عنوان «مسکن متخصصان» وجود داشته است. او پیشنهاد می‌کند که این ردیف در سال آینده به صورت مشترک برای همکاران حوزه پرستاری نیز در نظر گرفته شود تا بخشی از مشکلات معیشتی و اسکان پرستاران، به‌ویژه در مناطق گرمسیری و محروم، کاهش یابد. این رویکرد هم‌پوشانی و اصلاح ردیف‌های موجود، شاید از منظر بودجه‌ریزی عملی‌تر از ایجاد یک ردیف کاملاً جدید باشد. با این حال، نماینده هرمزگان تصریح می‌کند که درخواست ایجاد ردیف بودجه مستقل برای «زیست‌پرستار» در سال جاری مطرح شده اما به نتیجه نرسیده است. او بر لزوم همراهی دولت در ارائه پیشنهادهای دقیق و قابل دفاع در لایحه بودجه تأکید می‌کند و هشدار می‌دهد: «زمانی که لایحه با اعداد و ارقام مشخص وارد مجلس می‌شود، امکان تغییر آن بسیار محدود است؛ بنابراین وزارت بهداشت و دولت باید از ابتدا، ردیف‌هایی مانند زیست‌پرستار و مشوق‌های حمایتی را به طور شفاف

پیشنهاد دهند.» این اظهارات، نوعی توپ را به زمین دولت می‌اندازد و نشان می‌دهد که هماهنگی بین قوا برای نجات نظام سلامت هرمزگان ضرورتی فوری است.

مرادی در پایان با لحنی جدی می‌گوید که مشکلات پرستاری در استان هرمزگان «بسیار جدی» است و مردم انتظار دارند دولت و مجلس با برگزاری جلسات مستمر و تصمیمات عملیاتی، به جای وعده، به سمت گره‌گشایی واقعی از مسائل حوزه بهداشت و درمان حرکت کنند. این جمله، خلاصه‌ای از انتظاراتی است که از سیاست‌گذاران ملی می‌رود: تصمیماتی که روی کاغذ نمانند و به سرعت خود را در قالب خانه‌های سازمانی، پانسیون‌های مجهز و زندگی آبرومندانه برای پرستاران نشان دهند.

جمیله سلیمی‌زاده، در خلال صحبت‌هایش، به نقشی که صنایع می‌توانند ایفا کنند اشاره می‌کند. هرمزگان، استانی صنعتی با حضور شرکت‌های بزرگ نفت، گاز، پتروشیمی و فولاد است. این صنایع، خود از مصرف‌کنندگان اصلی خدمات درمانی هستند و کارکنانشان در بیمارستان‌های استان بستری می‌شوند. سلیمی‌زاده تأکید می‌کند که همکاری صنایع در حوزه مسکن و رفاه می‌تواند نقش مهمی در حل مشکل پرستاران ایفا کند؛ اقدامی که هم موجب افزایش رضایت پرستاران می‌شود و هم باعث کاهش فشار بر بیمارستان‌ها و ارتقای سلامت جامعه خواهد شد. این فراخوان، در واقع دعوت از بخش خصوصی و شرکت‌های بزرگ برای پذیرش مسئولیت اجتماعی است. اگر صنایع در قبال سلامت کارکنان خود و جامعه پیرامونی احساس تعهد کنند، می‌توانند با سرمایه‌گذاری در ساخت مسکن برای پرستاران یا تأمین هزینه‌های پانسیون، به طور مستقیم در کاهش بحران نیروی انسانی مشارکت کنند.

بحران پرستار در هرمزگان، داستانی چندلایه است که در آن نبود نیروی بومی، شرایط سخت اقلیمی و کاری، نابرابری معیشتی و رفاهی، فشار مضاعف ناشی از حوادث و کمبودها، و جاذبه کشورهای ثروتمند، در هم تنیده‌اند تا چرخ‌دنده‌های نظام سلامت را از حرکت بازدارند. هشداری که پژمان شاهرخی می‌دهد، فراتر از عدد و رقم است: او از بحرانی شدن آینده خدمات درمانی سخن می‌گوید. و تصریح می‌کند که تمام مشکلات زیرساختی قابل حل است، اماانسان‌هایی که بخواهند در این زیرساخت‌ها خدمت کنند، نیستند. سخنان سلیمی‌زاده نیز فراتر از گلایه صنفی است: او از جان‌هایی می‌گوید که در جاده‌های خطرناک تلف می‌شوند، از مادرانی که شب‌ها از فرزندان خود دورند، از پرستاران بارداری که به جای آرامش، اعزام به بشاگرد را تجربه می‌کنند.

اکنون توپ در زمین تصمیم‌گیران است. طرح زیست‌پرستار با برآورد ۶.۳ همت، یک راهکار مشخص و قابل سنجش روی میز است. مجلس و دولت باید تعیین کنند که آیا سلامت مردم هرمزگان ارزش این سرمایه‌گذاری را دارد یا نه. تربیت بهیاران بومی و گسترش پرستاری جامعه‌محور، برنامه‌هایی هستند که نتیجه‌شان در سال‌های آتی دیده خواهد شد، اما تا آن زمان نباید اجازه داد بیمارستان‌های تازه‌ساز، بی‌پرستار بمانند. همکاری صنایع نیز فرصتی است که نباید از دست برود.