به گزارش اختصاصی دریای اندیشه؛در عصری زندگی می‌کنیم که گوشی‌های هوشمند، نه فقط ابزار ارتباطی، که دنیای موازی نوجوانان ما هستند. برای بسیاری از والدین، فضای مجازی صرفاً یک «سرگرمی» بی‌خطر برای پر کردن اوقات فراغت فرزندانشان است؛ غافل از اینکه همین فضای به‌ظاهر سرگرم‌کننده، می‌تواند به سرعت به میدان مین حقوقی تبدیل شود. نوجوانان دهه هشتادی و نودی، با تکیه بر دانش فنی خود و در سایه بی‌اطلاعی یا غفلت والدین، گاه با یک کلیک ساده، مرز بین شوخی و جرم را می‌شکنند.
بزرگترین بحران امروز خانواده‌ها، شکاف دیجیتال است. نوجوانان ما در فضای مجازی بومی محسوب می‌شوند، اما والدین همچنان مهاجرانی هستند که با الفبای این محیط بیگانه‌اند. همین ناآگاهی، نوعی آزادیِ افسارگسیخته ایجاد کرده است. والدین که گمان می‌کنند فرزندشان در اتاق خود در حال بازی یا چت با دوستان است، از فعالیت‌های واقعی او در پستوهای تاریک وب بی‌خبرند.
این بی‌خبری، فضای امنی را برای ارتکاب خطا ایجاد می‌کند. نوجوانی که به دنبال هیجان است، ممکن است برای افزایش اعتبار در بازی، خرید سکه مجازی با کارت‌های بانکی سرقتی یا حتی نفوذ به سیستم‌های دیگران را امتحان کند؛ بدون آنکه بداند این کنجکاوی، «جرم رایانه‌ای» تلقی می‌شود

از شوخی تا دادگاه
جرایم اینترنتی نوجوانان معمولاً با «سرگرمی» آغاز می‌شود.
بسیاری از نوجوانان با یادگیری تکنیک‌های ساده هک، تنها برای نشان دادن قدرت خود به همسالان، اقدام به نفوذ به حساب کاربری دیگران یا انتشار تصاویر خصوصی افراد می‌کنند. آن‌ها این کار را یک چالش فنی یا بازی می‌بینند، اما قانون، آن را هتک حیثیت یا دسترسی غیرمجاز می‌داند.
بازی‌های آنلاین، بستری طلایی برای سایت‌های شرط‌بندی است. نوجوانان با درگیری در این سایت‌ها، گاه به عنوان واسطه مالی عمل کرده و ناخواسته به جرم پولشویی یا مشارکت در قمار متهم می‌شوند.
بازنشر فیلم‌ها یا تصاویر خشونت‌آمیز، پورنوگرافی یا حتی توهین به مقدسات در شبکه‌های اجتماعی، از نظر یک نوجوان صرفاً یک به اشتراک‌گذاری ساده است، اما در محاکم قضایی، این رفتارها پیامدهای کیفری سنگینی دارد.
مهیار و رویایِ هکری
در مصاحبه‌ای که با یک نوجوانی ۱۶ ساله به نام مهیار انجام دادیم.مهیار به جرم نفوذ به حساب بانکی چندین نفر دستگیر شده بود. وقتی از او پرسیدم چرا این کار را کردی، پاسخ داد: فقط می‌خواستم ببینم می‌توانم وارد شوم یا نه. قصد برداشت پول نداشتم، فقط می‌خواستم در گروه تلگرامی دوستانم ثابت کنم که بلدم. مهیار و والدینش تا لحظه ورود پلیس به خانه، حتی نمی‌دانستند که این اقدام جرم رایانه‌ای است. پدر مهیار می‌گفت: من فکر می‌کردم او فقط با کامپیوتر بازی می‌کند، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این بازی‌ها پایانش دادسرا باشد.

پیشگیری یا قصور؟
والدین امروز اغلب در دو طیف افراط و تفریط گرفتارند: یا با سخت‌گیری‌های غیرمنطقی فرزندان را به سمت پنهان‌کاری می‌رانند، یا با رها کردن کامل آن‌ها، ناخواسته بستر جرم را فراهم می‌کنند. نظارتِ مقتدرانه به معنای جاسوسی نیست، بلکه به معنای حضور فعال در دنیای فرزند است. والدین باید بدانند نوجوان در چه محیطی فعالیت می‌کند، دوستان مجازی‌اش چه کسانی هستند و چه نوع فعالیت‌هایی را در اینترنت انجام می‌دهد. آگاهیِ حقوقی والدین، پیش‌شرط ایمنی فرزندان است.
برای جلوگیری از اینکه سرگرمی فرزندان به پرونده قضایی تبدیل نشود،والدین باید خود را به‌روز کنند. دانستن اینکه فیشینگ چیست، هتک حیثیت یعنی چه و مجازات‌های جرایم رایانه‌ای تا چه حد سنگین است، می‌تواند به عنوان ابزار آموزشی در گفتگو با نوجوان استفاده شود.
به جای ترساندن، فضای گفتگو را باز کنید. وقتی نوجوان بداند که والدینش حامی او هستند، احتمال اینکه درباره چالش‌های اینترنتی‌اش با آن‌ها مشورت کند، بیشتر می‌شود یا استفاده از ابزارهای کنترل والدین (Parental Control) برای سنین پایین‌تر یک ضرورت است، اما برای نوجوانان، باید به جای کنترل فیزیکی، خودکنترلی را آموزش داد.
وقتی نوجوان در دنیای واقعی، فعالیت‌های هیجان‌انگیز (ورزش، کارگاه‌های مهارتی، هنری) داشته باشد، کمتر برای تخلیه انرژی و کنجکاوی به سمت فعالیت‌های خطرناک در فضای مجازی کشیده می‌شود.

مسئولیت اجتماعی ما
جرم اینترنتی نوجوانان، محصول مشترک غفلت خانواده و فقدان آموزش رسمی است. جامعه‌ای که نوجوانانش تفاوت شوخی و جرم را در فضای مجازی نمی‌دانند، در حال پرورش نسلی است که به جای سازندگی، ناخواسته به تخریب خود و دیگران می‌پردازد. بیایید بپذیریم که دنیای دیجیتال، اتاق‌خواب نوجوان ماست؛ اگر در این اتاق بر روی والدین بسته باشد، این اتاق می‌تواند به قتل‌گاه آینده‌ی فرزندمان تبدیل شود. وقت آن است که سرگرمی دیجیتال را از یک تهدید امنیتی، به فرصتی برای رشد و بلوغ اجتماعی تبدیل کنیم.