به گزارش اختصاصی دریای اندیشه؛در حالی که تحولات منطقه غرب آسیا همچنان در کانون توجه افکار عمومی قرار دارد و رقابتهای ژئوپلیتیکی میان قدرتهای مختلف وارد ابعاد پیچیدهتری شده است، مفهوم «جنگ شناختی» بیش از گذشته در ادبیات سیاسی و امنیتی کشورها جایگاه یافته است. بسیاری از کارشناسان معتقدند نبردهای امروز تنها در میدانهای نظامی و با استفاده از تجهیزات سختافزاری تعیین تکلیف نمیشوند، بلکه بخش مهمی از پیروزی یا شکست در حوزهای رقم میخورد که به ذهن، ادراک و باورهای مردم مربوط است.
در همین راستا، امام جمعه سیریک در خطبههای نماز جمعه این هفته با تأکید بر اهمیت جنگ شناختی، توجه به مسئله ادراک و شناخت را یکی از ضرورتهای مهم دوران کنونی دانست و اظهار کرد که در جنگها معمولاً طرفی پیروز میشود که پیش از هر چیز در میدان شناختی به برتری دست یافته باشد.
این سخنان در شرایطی مطرح میشود که طی سالهای اخیر، مفهوم جنگ شناختی به یکی از کلیدواژههای اصلی در تحلیلهای سیاسی و امنیتی تبدیل شده است. در این نوع جنگ، هدف اصلی نه تصرف سرزمینها بلکه تأثیرگذاری بر افکار عمومی، تغییر محاسبات ذهنی جوامع و جهتدهی به تصمیمات سیاسی و اجتماعی است. به عبارت دیگر، آنچه در میدان نبرد شناختی اهمیت دارد، مدیریت ذهنها و روایتهاست.
کارشناسان حوزه رسانه معتقدند قدرتهای جهانی در دهههای اخیر سرمایهگذاری گستردهای بر ابزارهای تأثیرگذار بر افکار عمومی انجام دادهاند. شبکههای اجتماعی، رسانههای فراملی، پلتفرمهای دیجیتال و حتی محصولات فرهنگی به ابزاری برای انتقال پیامها و شکلدهی به برداشتهای عمومی تبدیل شدهاند. در چنین فضایی، روایتسازی از رویدادها گاه تأثیری به مراتب بیشتر از واقعیتهای میدانی پیدا میکند.
امام جمعه سیریک با اشاره به این موضوع تأکید کرد که در هر جنگی، طرفی موفق خواهد بود که ابتدا بتواند این تصور را در ذهن مخاطبان ایجاد کند که دست بالا را در اختیار دارد. این نگاه، بیانگر اهمیت عملیات روانی و جنگ روایتها در منازعات امروز است؛ موضوعی که بسیاری از اندیشکدههای سیاسی جهان نیز بر آن تأکید دارند.
در سالهای اخیر، تحولات منطقهای از فلسطین و لبنان گرفته تا دریای سرخ و خلیج فارس، نمونههای متعددی از رقابتهای شناختی را به نمایش گذاشته است. هر یک از بازیگران منطقهای تلاش میکنند روایت خود را به افکار عمومی تحمیل کنند و مشروعیت اقدامات خود را افزایش دهند. در این میان، رسانهها به یکی از اصلیترین ابزارهای این رقابت تبدیل شدهاند.
سالاری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سالگرد شهادت جمعی از فرماندهان و دانشمندان جبهه مقاومت، بر استمرار راه آنان تأکید کرد و یادآور شد که شهادت شخصیتهای برجسته نه تنها موجب تضعیف جریان مقاومت نشده، بلکه انسجام بیشتری در این جبهه ایجاد کرده است. وی همچنین نقش رهبری انقلاب اسلامی را در تقویت روحیه مقاومت و ایجاد وحدت در میان نیروهای همسو با این جریان حائز اهمیت دانست.
در تحلیل این بخش از سخنان امام جمعه سیریک میتوان گفت که مسئله «سرمایه نمادین» در عرصه سیاست منطقهای همچنان از اهمیت بالایی برخوردار است. بسیاری از جنبشها و جریانهای سیاسی در منطقه تلاش میکنند با تکیه بر نمادها، شخصیتها و روایتهای تاریخی، انسجام درونی خود را حفظ کرده و حمایت اجتماعی را تقویت کنند.
یکی دیگر از محورهای مهم خطبههای این هفته، تأکید بر نقش نیروهای مقاومت در معادلات منطقهای بود. سالاری با اشاره به تحولات لبنان و سایر نقاط منطقه، معتقد است که جبهه مقاومت توانسته نقش مؤثری در تغییر محاسبات راهبردی دشمنان ایفا کند و مانع تحقق برخی اهداف آنان شود.
فارغ از دیدگاههای مختلف سیاسی درباره تحولات منطقه، واقعیت آن است که غرب آسیا همچنان یکی از مهمترین کانونهای رقابت قدرت در جهان محسوب میشود. موقعیت راهبردی تنگه هرمز، بابالمندب و سواحل مدیترانه موجب شده است هر تحول امنیتی یا سیاسی در این مناطق بازتاب گستردهای در سطح بینالمللی داشته باشد.
از این منظر، اشاره امام جمعه سیریک به اهمیت مناطق راهبردی همچون تنگه هرمز را میتوان در چارچوب همین معادلات ژئوپلیتیکی ارزیابی کرد. تنگه هرمز یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان به شمار میرود و همواره مورد توجه قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای بوده است. هرگونه تحول در این منطقه میتواند بر بازارهای جهانی انرژی و معادلات سیاسی تأثیرگذار باشد.
در بخش دیگری از خطبهها، سالاری بر ضرورت برقراری آتشبس و کاهش تنشها در منطقه تأکید کرد. این موضوع در شرایطی مطرح میشود که بسیاری از تحلیلگران معتقدند ادامه درگیریها میتواند پیامدهای اقتصادی، امنیتی و انسانی گستردهای برای کشورهای منطقه به همراه داشته باشد. از این رو، تلاش برای جلوگیری از گسترش بحرانها و حرکت به سمت ثبات و
آرامش، مطالبهای است که از سوی بسیاری از نخبگان سیاسی و اجتماعی مطرح میشود.
اما شاید مهمترین پیام خطبههای این هفته را بتوان در همان تأکید بر جنگ شناختی جستوجو کرد؛ مفهومی که نشان میدهد عرصه رقابتهای سیاسی و امنیتی در جهان امروز به شکل قابل توجهی تغییر کرده است. اگر در گذشته پیروزی در جنگها عمدتاً به توان نظامی وابسته بود، امروز مدیریت افکار عمومی، قدرت اقناع، تولید روایت و تأثیرگذاری بر ذهن مخاطبان به بخش جداییناپذیر معادلات قدرت تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، افزایش سواد رسانهای، تقویت قدرت تحلیل جامعه و آگاهیبخشی عمومی میتواند یکی از مهمترین ابزارهای مقابله با تهدیدهای شناختی باشد. جامعهای که از توان تحلیل بالاتری برخوردار باشد، کمتر در معرض عملیات روانی و جنگ روایتها قرار خواهد گرفت و میتواند با دقت بیشتری رویدادهای پیرامون خود را ارزیابی کند.
به نظر میرسد تأکید امام جمعه سیریک بر مسئله ادراک و شناخت نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ چارچوبی که بر اهمیت ذهنها در کنار میدانها تأکید دارد و نشان میدهد در دنیای امروز، نبرد برای تصرف افکار گاه از نبرد برای تصرف سرزمینها تعیینکنندهتر است. از این منظر، جنگ شناختی دیگر یک مفهوم صرفاً نظری نیست، بلکه به یکی از مهمترین عرصههای رقابت سیاسی و امنیتی در سطح منطقه و جهان تبدیل شده است.
امام جمعه سیریک:
جنگ شناختی میدان نبردی که پیش از شلیک آغاز میشود