وقتی پلها هدف میشوند
جنگ را معمولاً با انفجار پایگاهها، تجهیزات نظامی و خطوط مقدم میشناسند؛ اما گاهی جنگ، مسیر دیگری را انتخاب میکند؛ مسیری که از دل جادهها، پلها و شریانهای ارتباطی مردم میگذرد. در هرمزگان، استانی که نبض تجارت دریایی و حملونقل جنوب ایران در آن میتپد، حملات اخیر به چند پل و محور مواصلاتی، تنها به تخریب چند سازه بتنی ختم نشد؛ بلکه جریان زندگی، تجارت، امدادرسانی و رفتوآمد هزاران شهروند را تحت تأثیر قرار داد.
به گزارش اختصاصی روزنامه دریای اندیشه ، در جریان این حملات، پلهایی در محور بندرعباس–بندرخمیر–لار، پل شور در محور بندرعباس–حاجیآباد، تونل شهید میرزایی و پل محور میناب–رودان دچار آسیب شدند. این مسیرها، صرفاً راههای ارتباطی نیستند؛ آنها شریانهایی هستند که بنادر، شهرها، روستاها، مراکز درمانی و بازارهای جنوب کشور را به یکدیگر متصل میکنند.
هر کامیونی که از بندر شهید رجایی خارج میشود، هر آمبولانسی که بیماری را به بیمارستان منتقل میکند، هر کشاورزی که محصول خود را به بازار میرساند و هر خانوادهای که میان شهرها رفتوآمد میکند، به همین زیرساختها وابسته است.
به همین دلیل، آسیب دیدن یک پل، تنها تخریب یک سازه نیست؛ بلکه ایجاد اختلال در زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی است که هزاران نفر به آن وابستهاند.
هرمزگان، دروازه تجارت دریایی ایران است. بخش قابل توجهی از واردات و صادرات کشور از طریق بنادر این استان انجام میشود و شبکه جادهای آن، حلقه اتصال بندر به سراسر کشور است. هرگونه اختلال در این شبکه، تنها یک مسئله استانی نیست؛ بلکه میتواند بر حملونقل کالا، زمان تحویل محمولهها، هزینههای لجستیکی و فعالیتهای اقتصادی اثر بگذارد.
آنچه این حملات را برجسته میکند، این است که اهداف مورداصابت،زیرساختهایی هستند که استفاده روزمره و گسترده غیرنظامی دارند.
پل، محل عبور مردم است؛ تونل، مسیر دسترسی خودروهای امدادی است؛ جاده، راه رسیدن دانشآموز به مدرسه، بیمار به بیمارستان و کالا به بازار است. وقتی چنین زیرساختهایی آسیب میبینند، نخستین کسانی که پیامد آن را احساس میکنند، شهروندان عادی هستند.
کارشناسان حوزه مدیریت بحران بارها تأکید کردهاند که تابآوری یک منطقه، تنها به توان بازسازی ساختمانها وابسته نیست؛ بلکه به سرعت بازگشت جریان حملونقل، خدمات درمانی، امدادرسانی و فعالیتهای اقتصادی بستگی دارد. از همین رو، بازسازی این مسیرها تنها یک پروژه عمرانی نیست؛ بلکه اقدامی برای بازگرداندن زندگی عادی به منطقه است.
پلها؛ رگهای حیاتی جنوب
در نقشههای راه، پل تنها چند متر بتن و فولاد است؛ اما در زندگی مردم، معنایی بسیار فراتر دارد. پل، مسیر رسیدن نان به سفره، دارو به بیمارستان، محصول به بازار و امداد به حادثهدیدگان است. وقتی پلی آسیب میبیند، زمان سفر طولانیتر میشود، هزینه حملونقل افزایش مییابد، زنجیره تأمین با اختلال روبهرو میشود و فشار این اتفاق در نهایت بر دوش مردم عادی قرار میگیرد
شاید بتوان یک پل را در چند ماه بازسازی کرد، اما بازگرداندن اعتماد، آرامش و ریتم طبیعی زندگی مردم، زمان بیشتری میطلبد. جنگ، زمانی بیشترین هزینه را بر جامعه تحمیل میکند که از میدان نبرد عبور کرده و به زیرساختهایی برسد که ستونهای زندگی روزمره را شکل میدهند.
هرمزگان در روزهای اخیر، نمونهای روشن از همین واقعیت بود؛ جایی که آسیب به پلها و محورهای مواصلاتی، تنها یک خسارت عمرانی نبود، بلکه یادآور این حقیقت شد که در هر درگیری، زیرساختهای غیرنظامی نیز میتوانند بخشی از هزینههای سنگین جنگ را بر دوش بکشند.
جادهای که دیگر فقط جاده نیست
صبح، هنوز آفتاب کاملاً بالا نیامده است. کامیونی از بندر شهید رجایی به مقصد شهرهای مرکزی کشور حرکت میکند، آمبولانسی بیماری را به بیمارستان بندرعباس منتقل میکند، کشاورزی از رودان بار محصولاتش را راهی بازار میکند و خانوادهای برای دیدار عزیزانش راهی جاده میشود. همه آنها یک مسیر مشترک دارند؛ پلی که شاید در نقشه تنها یک سازه عمرانی باشد، اما در واقع، بخشی از زندگی روزمره مردم است.
وقتی چنین پلی آسیب میبیند، فقط بتن و فولاد فرو نمیریزد؛ زمان فرو میریزد، معیشت فرو میریزد و امنیت روانی مردم ترک برمیدارد. هر کیلومتر مسیر جایگزین، یعنی سوخت بیشتر، هزینه بیشتر، تأخیر بیشتر و نگرانی بیشتر است.
در هرمزگان، جادهها تنها راه ارتباطی نیستند؛ آنها شریانهای حیاتی اقتصادی کشورند. از همین مسیرها، کالاهای وارداتی از بزرگترین بندر تجاری ایران به سراسر کشور میرسند و محصولات تولیدکنندگان جنوب راهی بازارهای داخلی و خارجی میشوند. هر وقفه در این شبکه، تنها یک مشکل محلی نیست؛ حلقهای از زنجیره تأمین کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
شاید بتوان پلها را با ماشینآلات و بتن دوباره ساخت، اما آنچه در
لحظه آسیب میبیند، حس امنیت مردمی است که سالها این مسیرها را با اطمینان طی کردهاند.
ارزش واقعی یک پل، نه در دهانههای بتنی آن، بلکه در هزاران زندگی است که هر روز از روی آن عبور میکنند.
روایتی از آن سوی جنگ | وقتی مقصد، زندگی مردم است
در هر جنگی، تصاویری از دود، آتش و ویرانی ثبت میشود؛ اما گاهی آنچه کمتر دیده میشود، سکوت جادهای است که دیگر خودروها از آن عبور نمیکنند. سکوت پلی که روزی هزاران نفر از روی آن میگذشتند و اکنون به نمادی از آسیبپذیری زندگی روزمره تبدیل شده است.
پلها، جادهها و تونلها سلاح نیستند؛ آنها زبان ارتباطاند. هر پل، دو شهر را به هم نزدیکتر میکند، اقتصاد را به حرکت درمیآورد و امید را میان مردم جابهجا میکند. وقتی این زیرساختها آسیب میبینند، نخستین پیامد آن را نه فرماندهان، بلکه رانندگان، کشاورزان، کارگران، دانشجویان، بیماران و خانوادههایی احساس میکنند که هر روز برای ادامه زندگی به این مسیرها وابستهاند.
هرمزگان سالهاست به «دروازه اقتصاد ایران» شناخته میشود؛ استانی که نبض تجارت دریایی کشور در آن میتپد. در چنین استانی، هر پل تنها یک سازه عمرانی نیست، بلکه حلقهای از زنجیره اقتصاد ملی است. از همین رو، آسیب به این مسیرها، تنها یک خسارت فیزیکی نیست؛ بلکه ضربهای به جریان حملونقل، تجارت و زندگی روزمره مردمی است که جنگ را انتخاب نکردهاند، اما پیامدهای آن را با تمام وجود لمس میکنند.
شاید روزی همه این پلها دوباره ساخته شوند و خودروها بار دیگر از روی آنها عبور کنند، اما خاطره روزهایی که شریانهای ارتباطی جنوب در میانه بحران آسیب دیدند، در حافظه مردم هرمزگان باقی خواهد ماند؛ یادآور اینکه گاهی جنگ، پیش از آنکه دیوارها را ویران کند، مسیرهای زندگی را نشانه میرود.
نویسنده: مرتضی-سلیمانی