یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ | ساعت --:--:-- | بندرعباس ۳۰ درجه
خبر فوری
اخبار
پاسخ دردناک نیروهای مسلح به شرارت احتمالی دشمن؛

برگ برنده دیپلمات‌ها در میز مذاکرات

نویسنده: علی گلخنی ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ ۱۰ دقیقه مطالعه ۶ بازدید
در شرایطی که پس از جنگ اخیر ایران، آمریکا و اسرائیل بار دیگر فضای منطقه با تهدیدهای دونالد ترامپ درباره احتمال ازسرگیری حملات علیه ایران متشنج شده است، معادله میان میدان و دیپلماسی وارد مرحله‌ای حساس شده؛ مرحله‌ای که در آن تهران از یک سو بر آمادگی برای پاسخ به هرگونه اقدام نظامی تأکید دارد و از سوی دیگر مسیر مذاکره را به روی دیپلماسی نبسته است. هشدار امروز قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیا(ص) مبنی بر اینکه هرگونه شرارت آمریکا با حملات «مستمر، مؤثر و دردناک» به مراکز استقرار و منافع این کشور در منطقه مواجه خواهد شد، در چنین فضایی می‌تواند پیام روشنی برای واشنگتن داشته باشد: حمله نظامی نمی‌تواند جایگزین مذاکره شود و اگر آمریکا بخواهد از تهدید جنگ برای تحمیل شروط خود استفاده کند، پاسخ ایران می‌تواند محاسبات میدان و در نتیجه موقعیت دیپلمات‌ها پشت میز مذاکره را تغییر دهد.

 

یادداشت: علی گلخنی

به گزارش دریای اندیشه، جنگ اخیر را نمی‌توان از نقطه آغاز آن جدا کرد. ایران جنگ را انتخاب نکرد. این آمریکا و اسرائیل بودند که با حمله نظامی، منطقه را وارد یکی از خطرناک‌ترین دوره‌های چند دهه اخیر کردند. حمله به خاک ایران، ترور مقام‌های ارشد، هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و حملات متعدد به مناطق مختلف کشور، بخشی از جنگی بود که با این تصور آغاز شد که جمهوری اسلامی ایران در برابر یک ضربه سنگین نظامی، مجبور به عقب‌نشینی خواهد شد.

 

اما این محاسبه، آن‌گونه که طراحان جنگ انتظار داشتند، محقق نشد.

 

ایران مقاومت کرد.

 

این مقاومت البته بدون هزینه نبود. مردم ایران هزینه سنگینی پرداختند. خانواده‌های بسیاری داغدار شدند و شهرها و زیرساخت‌های مختلف کشور آسیب دیدند. اما در سوی دیگر نیز روشن شد که قدرت نظامی آمریکا، برخلاف تصویری که سال‌ها از آن ساخته شده، به‌تنهایی نمی‌تواند اراده سیاسی ایران را در هم بشکند.

 

در هرمزگان، این واقعیت با تلخ‌ترین شکل ممکن تجربه شد.

 

حمله به مدرسه شجره طیبه میناب فقط یک حادثه نظامی نبود؛ حمله به جایی بود که کودکان در آن مشغول تحصیل بودند. مدرسه، در هر نقطه‌ای از جهان، یکی از روشن‌ترین مصادیق مکان غیرنظامی است. دانش‌آموزی که صبح وارد مدرسه می‌شود، رزمنده نیست؛ کودک است.

 

گزارش هیأت حقیقت‌یاب سازمان ملل نیز اعلام کرده است که دلایل معقولی برای انتساب حمله به مدرسه میناب به نیروهای آمریکایی وجود دارد و این حمله می‌تواند در چارچوب جنایت جنگی بررسی شود.

 

برای مردم میناب، مسئله تنها یک گزارش حقوق بشری نیست. مسئله، کودکانی هستند که رفتند مدرسه و به خانه برنگشتند؛ خانواده‌هایی که هنوز با جای خالی فرزندانشان زندگی می‌کنند و شهری که این واقعه را به بخشی از حافظه جمعی خود تبدیل کرده است.

 

از همین منظر، جنگ اخیر برای هرمزگان معنای متفاوتی دارد. اینجا جنگ در آسمان و دریا دیده شد؛ در نگرانی صیادان، در آسیب به زیرساخت‌ها و در خانه‌هایی که داغدار شدند. بنابراین وقتی از «بازدارندگی» سخن می‌گوییم، نباید آن را مفهومی دور از زندگی مردم بدانیم. بازدارندگی در نهایت یعنی جلوگیری از تکرار همین صحنه‌ها.

 

اما اکنون یک پیام تازه نیز روی میز قرار گرفته است.

 

قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیا(ص) امروز صریح‌تر از همیشه اعلام کرد که اگر آمریکا دوباره علیه ایران اقدام کند، پاسخ ایران به مراکز استقرار و منافع آمریکا در منطقه «مستمر، مؤثر و دردناک» خواهد بود. این هشدار در شرایطی منتشر شده که فضای سیاسی و امنیتی منطقه به‌دنبال تهدیدهای اخیر ترامپ برای ازسرگیری حملات علیه ایران متشنج شده و قرارگاه نیز اعلام کرده بر اساس اطلاعات دریافتی، آمریکا در حال بررسی ازسرگیری اقداماتی علیه ایران است.

 

این جمله را نباید صرفاً یک تهدید لفظی دانست.

 

در معادلات بازدارندگی، گاهی مهم‌ترین مسئله این است که طرف مقابل بداند تصمیم نظامی او چه پیامدهایی خواهد داشت. آمریکا ممکن است تصور کند می‌تواند یک عملیات محدود انجام دهد و سپس به سرعت به میز مذاکره بازگردد؛ پیام امروز قرارگاه دقیقاً در برابر چنین محاسبه‌ای قرار می‌گیرد: اگر حمله‌ای صورت بگیرد، پاسخ ایران الزاماً محدود به همان نقطه‌ای که مورد حمله قرار گرفته نخواهد بود.

 

این «پاسخ دردناک» می‌تواند یکی از مهم‌ترین برگ‌های ایران در مرحله پیش‌رو باشد؛ نه به این معنا که ایران باید خواهان جنگ باشد، بلکه دقیقاً برعکس. هرچه طرف مقابل مطمئن‌تر باشد که آغاز جنگ برایش هزینه سنگین دارد، احتمال اینکه جنگ را به‌عنوان ابزار فشار برای گرفتن امتیاز در مذاکره انتخاب کند، می‌تواند کاهش پیدا کند.

 

این همان جایی است که قدرت نظامی با دیپلماسی پیوند می‌خورد.

 

ممکن است برخی تصور کنند مذاکره یعنی کنار گذاشتن قدرت نظامی و برخی دیگر تصور کنند مقاومت یعنی بستن درهای مذاکره. تجربه جنگ اخیر نشان داده که این دو برداشت الزاماً درست نیستند.

 

قدرت نظامی می‌تواند پشتوانه مذاکره باشد.

 

دیپلماسی نیز می‌تواند مسیر خروج از جنگ را فراهم کند.

 

اگر آمریکا بداند که حمله به ایران با یک پاسخ دردناک و مستمر روبه‌رو خواهد شد، مذاکره برایش معنای متفاوتی پیدا می‌کند. دیگر نمی‌تواند با این تصور وارد میز مذاکره شود که چند روز فشار نظامی، طرف ایرانی را مجبور به پذیرش شروط واشنگتن خواهد کرد.

 

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که من فکر می‌کنم ایران باید روی آن بایستد.

 

 

ترامپ ممکن است بخواهد از جنگ اخیر یک پیروزی سیاسی برای خود بسازد. او ممکن است بخواهد به افکار عمومی آمریکا بگوید که با فشار نظامی، ایران را به عقب‌نشینی و مذاکره وادار کرده است. اما ایران نباید اجازه دهد روایت آمریکایی از پایان جنگ، به روایت واقعی پایان جنگ تبدیل شود.

 

اگر جنگ به دلیل مقاومت ایران متوقف شده، این نیز بخشی از واقعیت است.

 

اگر فشار نظامی ایران هزینه‌هایی برای آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن ایجاد کرده، این نیز بخشی از واقعیت است.

 

و اگر امروز واشنگتن دوباره درباره مذاکره سخن می‌گوید، نمی‌توان این مسئله را از فشارهایی که در میدان به آن وارد شده جدا کرد.

 

در همین چارچوب، هشدار امروز قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

 

این هشدار در واقع می‌گوید ایران می‌خواهد یک پیام روشن به واشنگتن منتقل کند: اگر تصمیم شما این است که از جنگ به‌عنوان اهرم مذاکره استفاده کنید، باید بدانید که آمریکا نیز از هزینه‌های جنگ مصون نیست.

 

این پیام، اگر با توان واقعی دفاعی ایران همراه باشد، بخشی از بازدارندگی است.

 

البته اینجا باید میان «پاسخ دردناک» و «جنگ بی‌هدف» تفاوت گذاشت.

 

پاسخ نظامی زمانی معنا دارد که هدف آن دفاع و تغییر محاسبه طرف مقابل باشد، نه اینکه کشور را وارد چرخه‌ای از درگیری بی‌پایان کند.

 

اگر آمریکا دوباره خطا کند، ایران باید پاسخی بدهد که طرف مقابل نتواند آن را نادیده بگیرد؛ اما در همان حال، ایران باید راه مذاکره را نیز باز نگه دارد.

 

این ترکیب، اتفاقاً می‌تواند دست ایران را در مذاکره پرتر کند.

 

اگر ترامپ و پزشکیان در نیویورک دیدار کنند، مسئله اصلی این نخواهد بود که چه کسی با چه کسی دست می‌دهد. مسئله این خواهد بود که پشت آن میز چه میزان قدرت و چه میزان اختیار برای هر طرف وجود دارد.

 

مذاکره‌کننده ایرانی باید بداند که پشت سر او کشوری قرار دارد که هم خواهان صلح است و هم توان دفاع از خود را دارد.

 

مذاکره‌کننده آمریکایی نیز باید بداند که نمی‌تواند با تهدید و بمباران، نتیجه مذاکره را از پیش تعیین کند.

 

این همان نقطه‌ای است که «پاسخ دردناک» می‌تواند از یک تهدید نظامی فراتر برود و به یک پیام سیاسی تبدیل شود.

 

پیامش ساده است:

 

ایران جنگ نمی‌خواهد؛ اما اگر جنگ تحمیل شود، هزینه آن برای طرف مقابل نیز سنگین خواهد بود.

 

این پیام در شرایط فعلی حتی از خود حمله مهم‌تر است.

 

چون اگر بازدارندگی کار کند، جنگ اصلاً اتفاق نمی‌افتد.

 

ایران در جنگ اخیر نشان داد که می‌تواند هزینه بدهد و همچنان مقاومت کند.

 

اکنون هشدار قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) می‌گوید اگر جنگ دوباره آغاز شود، هزینه آن می‌تواند برای آمریکا و منافعش در منطقه نیز افزایش پیدا کند.

 

به همین دلیل، من اگر ترامپ واقعاً به دنبال پایان دادن به جنگ است، بهترین مسیر برای او نه حمله تازه، بلکه مذاکره‌ای است که در آن ایران مجبور به پذیرش شروط تحمیلی نشود.

 

ترامپ برای خروج از جنگ به یک پیروزی سیاسی نیاز دارد؛ اما این پیروزی نباید از جیب ایران پرداخت شود.

 

ایران نیز می‌تواند پایان جنگ را یک دستاورد بداند؛ به شرط آنکه امنیت، استقلال، منافع ملی و حقوق کشور حفظ شود.

 

در این میان، تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین کارت‌های معادله است. برای هرمزگان، این مسئله تنها یک بحث ژئوپلیتیکی نیست. امنیت این منطقه مستقیماً با زندگی صیادان، تجارت، بنادر و معیشت مردم گره خورده است.

 

هرگونه تشدید تنش در هرمز می‌تواند اثر آن را بسیار فراتر از مرزهای ایران ببرد.

 

بنابراین کسانی که تصور می‌کنند جنگ با ایران را می‌توان محدود، کنترل‌شده و بدون تبعات منطقه‌ای پیش برد، باید به تجربه جنگ اخیر نگاه کنند.

 

جنگ علیه ایران، اگر دوباره آغاز شود، لزوماً همان جنگی نخواهد بود که آغازکننده آن تصور کرده است.

 

ممکن است آمریکا تصور کند چند روز حمله شدید می‌تواند ایران را پای میز مذاکره بیاورد؛ اما پاسخ ایران می‌تواند محاسبات منطقه را تغییر دهد.

 

ممکن است ترامپ تصور کند با یک عملیات محدود می‌تواند یک پیروزی آبرومندانه به دست آورد؛ اما پاسخ ایران می‌تواند هزینه چنین پیروزی‌ای را برای او آن‌قدر بالا ببرد که مذاکره به گزینه منطقی‌تر تبدیل شود.

 

احتمال تلاش آمریکا برای افزایش فشار پیش از یک توافق یا مذاکره جدی وجود دارد. ممکن است این فشار سیاسی باشد، ممکن است اقتصادی باشد و حتی ممکن است شکل نظامی پیدا کند.

 

اما اگر آمریکا گزینه نظامی را انتخاب کند، هشدار امروز قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) نشان می‌دهد که ایران خود را برای پاسخ آماده کرده است.

 

بنابراین اگر قرار باشد جنگ دیگری آغاز شود، مسئله فقط این نیست که آمریکا چه حمله‌ای خواهد کرد؛ مسئله این است که ایران چگونه پاسخ خواهد داد و آیا آن پاسخ می‌تواند محاسبات آمریکا را تغییر دهد یا نه.

 

پاسخ باید به اندازه‌ای باشد که آمریکا بفهمد حمله به ایران راه میان‌بری برای رسیدن به توافق نیست.

 

و بعد، همان لحظه‌ای که طرف مقابل فهمید ادامه جنگ هزینه بیشتری از مذاکره دارد، باید دیپلماسی وارد میدان شود.

 

این همان ترکیبی است که می‌تواند ایران را از دو دام دور کند: دام تسلیم و دام جنگ بی‌پایان.

 

ایران نه باید تسلیم تهدید شود و نه اسیر هیجان جنگ.

 

ایران باید قدرتمند بایستد، پاسخ دهد، مذاکره کند و نتیجه را به نفع منافع ملی خود رقم بزند.

 

کودکان میناب نباید فراموش شوند.

 

قربانیان جنگ نباید فراموش شوند.

 

صیادانی که در دریا آسیب دیدند نباید فراموش شوند.

 

اما بهترین پاسخ به همه این جنایت‌ها صرفاً ادامه جنگ نیست؛ بهترین پاسخ این است که ایران آن‌قدر قدرتمند باشد که هیچ قدرت خارجی نتواند بار دیگر تصور کند می‌تواند با حمله به کودکان و مردم غیرنظامی، آینده سیاسی ایران را تعیین کند.

 

و شاید اکنون مهم‌ترین برگ ایران دقیقاً همین باشد: آمادگی برای جنگ، برای جلوگیری از جنگ؛ و آمادگی برای مذاکره، برای جلوگیری از تحمیل صلح.

 

اگر ترامپ این پیام را بفهمد، شاید راه مذاکره باز بماند.

 

اگر نفهمد، ایران باید نشان دهد که پاسخ آن چیزی نیست که واشنگتن بتواند زمان و اندازه‌اش را تعیین کند.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *