فرهنگی
بر مدار مثلث درد؛
ظهور پوتین روایت جنگ در هرمزگان را به صحنه برد
نمایش «ظهور پوتین» به نویسندگی و کارگردانی کوروش سلمانی دهبارز، نخستین اجراهای خود را در سالن پلاتو آفتاب بندرعباس آغاز کرد؛ اثری منتخب جشنواره بینالمللی مقاومت که با زبانی غیرخطی و مینیمال و با بهرهگیری از موسیقی زنده، طراحی نور و جابهجایی میان زمانها، روایتی از جنگ، فقدان، حقیقت و رنج انسانها را در قالب مثلث درد پیش روی مخاطب قرار میدهد.
به گزارش دریای اندیشه، نمایش ظهور پوتین به نویسندگی و کارگردانی کوروش سلمانی دهبارز، در سالن پلاتو آفتاب بندرعباس به روی صحنه رفت؛ نمایشی که در میان آثار منتخب جشنواره بینالمللی مقاومت قرار گرفته و به مرحله نهایی این جشنواره راه یافته است.این اثر با محوریت پیامدهای انسانی جنگ و با الهام از برخی رخدادهای تلخ جنگ اخیر، از جمله حادثه مدرسه شجره طیبه میناب، تلاش میکند روایتی متفاوت از رنج، فقدان، انتظار و مواجهه انسان با حقیقت ارائه دهد؛ روایتی که برخلاف ساختارهای کلاسیک، به شکل خطی و متوالی پیش نمیرود و مخاطب را در فضایی میان واقعیت، ذهنیت و انتزاع قرار میدهد.کوروش سلمانی دهبارز، نویسنده و کارگردان نمایش ظهور پوتین، در گفتوگو با خبرنگار دریای اندیشه با اشاره به ایده شکلگیری این اثر اظهار کرد: ما تلاش کردیم از روایتهای همیشگی و قصههای تکرارشده درباره جنگ فاصله بگیریم و از زاویهای متفاوت به اتفاقاتی نگاه کنیم که برای مردم و شهروندان رخ میدهد.وی افزود: حادثه مدرسه شجره طیبه میناب و رنجی که این اتفاق برای مردم هرمزگان و خانوادهها ایجاد کرده، یکی از زمینههای شکلگیری این اثر بوده است، اما برای ما مهم بود که صرفاً یک واقعه را بازگو نکنیم، بلکه از یک نقطهنظر متفاوت به آن نگاه کنیم.سلمانی دهبارز ادامه داد: این نگاه متفاوت در خلق لحظات، شیوه اجرا، ایده، قصه و ساختار نمایشنامه خودش را نشان میدهد و تلاش کردیم مخاطب با یک تجربه جدید در تئاتر جنگ و دفاع مقدس روبهرو شود.وی با اشاره به ساختار غیرخطی نمایش بیان کرد: ظهور پوتین در یک ساختار غیرخطی و زمانپریش حرکت میکند و گذشته، حال و آینده در کنار یکدیگر قرار میگیرند. در کنار این جابهجایی زمانی، فضای ذهنی و انتزاعی شخصیتها نیز در روایت حضور دارد.کارگردان نمایش افزود: در این اثر قرار نیست داستان به شکل متوالی و پیدرپی روایت شود؛ ممکن است گذشته را در یک صحنه، حال را در صحنهای دیگر و آینده را نیز در کنار آن داشته باشیم. حتی زمانهایی که هنوز اتفاق نیفتادهاند، میتوانند در ساختار نمایش حضور پیدا کنند.به گفته وی، این شیوه روایت در کنار ساختار مینیمال اثر، تلاش دارد مخاطب را از یک دریافت ساده و مستقیم عبور داده و او را وارد فرآیند کشف کند.سلمانی دهبارز درباره بار عاطفی نمایش نیز گفت: اگرچه نمایش در ساختار خود به سمت مینیمالیسم حرکت میکند و در بخشهایی ممکن است سرد به نظر برسد، اما بار عاطفی اثر بسیار زیاد است و تلاش کردهایم این بار عاطفی از طریق بازی، موقعیت، صدا، موسیقی و طراحی صحنه به مخاطب منتقل شود.
مثلث درد؛ سه نگاه به یک رنج مشترکیکی از عناصر مهم در ساختار دراماتیک «ظهور پوتین»، شکلگیری «مثلث درد» میان سه شخصیت است؛ سه انسانی که هرکدام از زاویهای متفاوت با مفهوم فقدان و پیامدهای جنگ مواجه میشوند و در عین حال، خود نیز با درد و فقدانی شخصی دستوپنجه نرم میکنند.سلمانی دهبارز درباره این ساختار توضیح داد: در نمایش با سه درد مشترک مواجه هستیم؛ پدر، بازرس و خادم شهدا هرکدام درگیر نوعی فقدان هستند و در عین حال در مسیر کشف یک درد عمیقتر قرار دارند.وی افزود: این سه شخصیت از سه منظر متفاوت به یک مسئله نگاه میکنند؛ بازرس در چارچوب یک سیستم قانونی و نظاممند موضوع را دنبال میکند و خادم شهدا از منظر آیینی، دینی و باورهای خود با آن مواجه میشود و پدر نیز از زاویهای انسانی و خانوادگی با مسئله روبهرو است.کارگردان ظهور پوتین تصریح کرد: برای ما مهم بود که این شخصیتها صرفاً ابزار روایت یک اتفاق نباشند، بلکه خودشان نیز انسانهایی باشند که درد و مسئله دارند. در واقع جنگ یک درد مشترک ایجاد کرده و آدمهای مختلف را در این قصه به یکدیگر پیوند داده است.وی ادامه داد: این مثلث درد به تدریج لایه دیگری از نمایش را شکل میدهد؛ آدمهایی که به دنبال کشف یک درد هستند، خودشان نیز گرفتار درد و فقداناند و همین مسئله باعث میشود رابطه میان شخصیتها تنها یک رابطه روایی نباشد.
وجدان و حقیقت در ساختار نمایشیکی دیگر از عناصر محوری ظهور پوتین، حضور شخصیتی است که به گفته کارگردان، نماینده وجدان و حقیقت در نمایش است؛ شخصیتی که با ایجاد چالش میان آدمهای داستان، آنان را با گفتهها، تصمیمها و تناقضهایشان مواجه میکند.سلمانی دهبارز گفت: در نمایش شخصیتی داریم که به نوعی وجدان انسانها و حقیقت را نمایندگی میکند؛ حقیقتی که در نما
مثلث درد؛ سه نگاه به یک رنج مشترکیکی از عناصر مهم در ساختار دراماتیک «ظهور پوتین»، شکلگیری «مثلث درد» میان سه شخصیت است؛ سه انسانی که هرکدام از زاویهای متفاوت با مفهوم فقدان و پیامدهای جنگ مواجه میشوند و در عین حال، خود نیز با درد و فقدانی شخصی دستوپنجه نرم میکنند.سلمانی دهبارز درباره این ساختار توضیح داد: در نمایش با سه درد مشترک مواجه هستیم؛ پدر، بازرس و خادم شهدا هرکدام درگیر نوعی فقدان هستند و در عین حال در مسیر کشف یک درد عمیقتر قرار دارند.وی افزود: این سه شخصیت از سه منظر متفاوت به یک مسئله نگاه میکنند؛ بازرس در چارچوب یک سیستم قانونی و نظاممند موضوع را دنبال میکند و خادم شهدا از منظر آیینی، دینی و باورهای خود با آن مواجه میشود و پدر نیز از زاویهای انسانی و خانوادگی با مسئله روبهرو است.کارگردان ظهور پوتین تصریح کرد: برای ما مهم بود که این شخصیتها صرفاً ابزار روایت یک اتفاق نباشند، بلکه خودشان نیز انسانهایی باشند که درد و مسئله دارند. در واقع جنگ یک درد مشترک ایجاد کرده و آدمهای مختلف را در این قصه به یکدیگر پیوند داده است.وی ادامه داد: این مثلث درد به تدریج لایه دیگری از نمایش را شکل میدهد؛ آدمهایی که به دنبال کشف یک درد هستند، خودشان نیز گرفتار درد و فقداناند و همین مسئله باعث میشود رابطه میان شخصیتها تنها یک رابطه روایی نباشد.
وجدان و حقیقت در ساختار نمایشیکی دیگر از عناصر محوری ظهور پوتین، حضور شخصیتی است که به گفته کارگردان، نماینده وجدان و حقیقت در نمایش است؛ شخصیتی که با ایجاد چالش میان آدمهای داستان، آنان را با گفتهها، تصمیمها و تناقضهایشان مواجه میکند.سلمانی دهبارز گفت: در نمایش شخصیتی داریم که به نوعی وجدان انسانها و حقیقت را نمایندگی میکند؛ حقیقتی که در نما
یش معلق است و گاهی به شخصیتها تلنگر میزند.وی افزود: آدمهای نمایش فقط با شخصیتهای مقابل خود درگیر نیستند، بلکه گاهی با خودشان و تناقضهای درونیشان نیز مواجه میشوند. این تناقضها گاهی میان یک انسان و خودش، گاهی میان چند شخصیت و حتی میان شخصیتها در زمانهای مختلف شکل میگیرد.
روایت با نشانهها؛ از کفش و آب تا صدا و تاریکیکارگردان ظهور پوتین با اشاره به استفاده از نشانههای مختلف در اثر بیان کرد: قصه با مجموعهای از استعارهها و کدهای ادبی و کلامی آغاز میشود و مخاطب به تدریج با مجموعهای از نشانهها مواجه میشود.وی ادامه داد: کفش، شمارش اعداد، آب، سوختن، کفش سفید، توپ، گمشدن، تاریکی و دریا از جمله عناصری هستند که در نمایش مورد استفاده قرار گرفتهاند و هرکدام بخشی از زبان اثر را شکل میدهند.سلمانی دهبارز افزود: ما در ابتدا همه چیز را به صورت مستقیم در اختیار تماشاگر قرار نمیدهیم، بلکه از طریق این نشانهها تلاش میکنیم مخاطب را وارد فضای نمایش کنیم تا خودش ارتباط میان عناصر مختلف را کشف کند.
موسیقی زنده و نور؛ بخشی از زبان روایتموسیقی زنده نیز یکی از عناصر مهم اجرایی نمایش ظهور پوتین است که در کنار طراحی نور و صحنه، به شکلگیری فضای اثر کمک میکند.کارگردان نمایش گفت: موسیقی زنده در این کار نقش مهمی دارد و به روایت کمک میکند. نور و طراحی نیز در خلق لحظات و تابلوهای نمایشی نقش دارند و گاهی یک روایت از طریق یک تصویر یا تابلو دنبال میشود.وی خاطرنشان کرد: صدا نیز یکی از عناصر پیشبرنده نمایش است و در کنار تصویر و بازی، بخشی از روایت را بر عهده دارد.
شش بازیگر در یک ساختار مینیمالدر ظهور پوتین شش بازیگر روی صحنه حضور دارند و هرکدام بخشی از ساختار روایی و فضای ذهنی اثر را شکل میدهند. روابط میان شخصیتها نیز به گونهای طراحی شده است که مرز میان واقعیت، ذهنیت و زمانهای مختلف همواره ثابت باقی نمیماند.سلمانی دهبارز درباره شیوه بازی بازیگران اظهار کرد: چون روایت ما خطی نیست و با ادغام زمانها و ذهنیت آدمها مواجه هستیم، بازیگران نیز باید در موقعیتهای مختلف و لایههای متفاوت روایت حرکت کنند.وی افزود: تلاش کردیم بازیگر در صحنه بیشتر روایت را آنگونه که هست بیان کند و همه بار احساسی را به شکل مستقیم به مخاطب تحمیل نکند.
تماشاگر؛ بخشی از فرآیند کشف نمایشکارگردان ظهور پوتین درباره نحوه مواجهه مخاطب با لحظات احساسی اثر گفت: ما تلاش کردیم گریه و زاری مستقیم در بازیها کمتر باشد. معتقدم بازیگر نباید به جای تماشاگر گریه کند؛ بازیگر باید موقعیت را روایت کند و اجازه دهد تماشاگر خودش در آن لحظه فکر کند، بغض کند یا حتی چیزی را با خود نگه دارد و پس از خروج از سالن درباره آن بیندیشد. وی ادامه داد: هدف ما این است که تماشاگر بعد از پایان نمایش نیز به آن فکر کند و به کشف زیرمتن برسد. به همین دلیل، بخشی از روایت را به خود مخاطب سپردهایم.سلمانی دهبارز در پایان ابراز امیدواری کرد این تجربه بتواند مسیر تازهای را پیش روی تئاتر جنگ و دفاع مقدس قرار دهد و گفت: امیدوارم این اجرا بتواند نشانههای جدیدی از تئاتر دفاع مقدس و جنگ به مخاطب نشان دهد و ثابت کند که از یک قصه سرشار از رنج، درد، بغض و تراژدی نیز میتوان یک ساختار نمایشی و دراماتیک ساخت که مخاطب را به فکر و کشف وادار کند.نمایش ظهور پوتین در ادامه اجراهای خود در سالن پلاتو آفتاب بندرعباس میزبان علاقهمندان تئاتر خواهد بود.
روایت با نشانهها؛ از کفش و آب تا صدا و تاریکیکارگردان ظهور پوتین با اشاره به استفاده از نشانههای مختلف در اثر بیان کرد: قصه با مجموعهای از استعارهها و کدهای ادبی و کلامی آغاز میشود و مخاطب به تدریج با مجموعهای از نشانهها مواجه میشود.وی ادامه داد: کفش، شمارش اعداد، آب، سوختن، کفش سفید، توپ، گمشدن، تاریکی و دریا از جمله عناصری هستند که در نمایش مورد استفاده قرار گرفتهاند و هرکدام بخشی از زبان اثر را شکل میدهند.سلمانی دهبارز افزود: ما در ابتدا همه چیز را به صورت مستقیم در اختیار تماشاگر قرار نمیدهیم، بلکه از طریق این نشانهها تلاش میکنیم مخاطب را وارد فضای نمایش کنیم تا خودش ارتباط میان عناصر مختلف را کشف کند.
موسیقی زنده و نور؛ بخشی از زبان روایتموسیقی زنده نیز یکی از عناصر مهم اجرایی نمایش ظهور پوتین است که در کنار طراحی نور و صحنه، به شکلگیری فضای اثر کمک میکند.کارگردان نمایش گفت: موسیقی زنده در این کار نقش مهمی دارد و به روایت کمک میکند. نور و طراحی نیز در خلق لحظات و تابلوهای نمایشی نقش دارند و گاهی یک روایت از طریق یک تصویر یا تابلو دنبال میشود.وی خاطرنشان کرد: صدا نیز یکی از عناصر پیشبرنده نمایش است و در کنار تصویر و بازی، بخشی از روایت را بر عهده دارد.
شش بازیگر در یک ساختار مینیمالدر ظهور پوتین شش بازیگر روی صحنه حضور دارند و هرکدام بخشی از ساختار روایی و فضای ذهنی اثر را شکل میدهند. روابط میان شخصیتها نیز به گونهای طراحی شده است که مرز میان واقعیت، ذهنیت و زمانهای مختلف همواره ثابت باقی نمیماند.سلمانی دهبارز درباره شیوه بازی بازیگران اظهار کرد: چون روایت ما خطی نیست و با ادغام زمانها و ذهنیت آدمها مواجه هستیم، بازیگران نیز باید در موقعیتهای مختلف و لایههای متفاوت روایت حرکت کنند.وی افزود: تلاش کردیم بازیگر در صحنه بیشتر روایت را آنگونه که هست بیان کند و همه بار احساسی را به شکل مستقیم به مخاطب تحمیل نکند.
تماشاگر؛ بخشی از فرآیند کشف نمایشکارگردان ظهور پوتین درباره نحوه مواجهه مخاطب با لحظات احساسی اثر گفت: ما تلاش کردیم گریه و زاری مستقیم در بازیها کمتر باشد. معتقدم بازیگر نباید به جای تماشاگر گریه کند؛ بازیگر باید موقعیت را روایت کند و اجازه دهد تماشاگر خودش در آن لحظه فکر کند، بغض کند یا حتی چیزی را با خود نگه دارد و پس از خروج از سالن درباره آن بیندیشد. وی ادامه داد: هدف ما این است که تماشاگر بعد از پایان نمایش نیز به آن فکر کند و به کشف زیرمتن برسد. به همین دلیل، بخشی از روایت را به خود مخاطب سپردهایم.سلمانی دهبارز در پایان ابراز امیدواری کرد این تجربه بتواند مسیر تازهای را پیش روی تئاتر جنگ و دفاع مقدس قرار دهد و گفت: امیدوارم این اجرا بتواند نشانههای جدیدی از تئاتر دفاع مقدس و جنگ به مخاطب نشان دهد و ثابت کند که از یک قصه سرشار از رنج، درد، بغض و تراژدی نیز میتوان یک ساختار نمایشی و دراماتیک ساخت که مخاطب را به فکر و کشف وادار کند.نمایش ظهور پوتین در ادامه اجراهای خود در سالن پلاتو آفتاب بندرعباس میزبان علاقهمندان تئاتر خواهد بود.