شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ | ساعت --:--:-- | بندرعباس ۳۳ درجه
خبر فوری
گزارش اختصاصی

دو هزار صندلی خالی برای دانش آموزان در میناب

نویسنده: مجتبی ناصری بازیاری ۹ آبان ۱۴۰۵ ۱۳ دقیقه مطالعه ۶ بازدید
به گزارش اختصاصی روزنامه دریای اندیشه؛ فرصت کودکی و نوجوانی، برخلاف بسیاری از فرصت‌های زندگی، قابل بازگشت نیست. سال‌هایی که باید با صدای زنگ مدرسه، ورق‌زدن کتاب‌ها، تجربه دوستی و رؤیای آینده سپری شود، اگر زیر بار فقر، کار زودهنگام، مشکلات خانوادگی یا ضعف نظام آموزشی از دست برود، تنها یک دانش‌آموز از کلاس درس دور نشده است؛ بخشی از فرصت رشد یک خانواده و سرمایه انسانی یک جامعه نیز از دست رفته است.در میناب، جایی که آینده شهرستان و بخش مهمی از ظرفیت انسانی آن به آموزش نسل نوجوان گره خورده، اعلام شناسایی ۲ هزار و ۶ دانش‌آموز بازمانده از تحصیل، خبری نیست که بتوان از کنار آن به‌سادگی گذشت. این عدد، پیش از آنکه یک آمار اداری در صورت‌جلسه شورای آموزش‌وپرورش باشد، روایت هزاران فرصت آموزشی ازدست‌رفته یا در معرض ازدست‌رفتن است؛ فرصت‌هایی که ممکن است پشت درهای بسته خانه‌ها، در بازار کار، در روستاهای دوردست یا در پیچ‌وخم مشکلات معیشتی خانواده‌ها متوقف شده باشند.محمد رادمهر، معاون استاندار و فرماندار ویژه شهرستان میناب، از شناسایی ۲ هزار و ۶ دانش‌آموز بازمانده از تحصیل در این شهرستان خبر داده و گفته است که ۵۵۱ نفر از آنان واجد شرایط ثبت‌نام هستند. به گفته وی، از ابتدای سال تحصیلی تاکنون، ۵۷ دانش‌آموز در مقطع ابتدایی جذب مدارس شده و تحصیل خود را از سر گرفته‌اند.فرماندار ویژه میناب، وجود مشاغل کاذب را از مهم‌ترین عوامل ترک تحصیل دانش‌آموزان دانسته و بر ضرورت تشکیل کارگروهی برای پیگیری وضعیت این افراد و فراهم‌کردن زمینه بازگشت آنان به چرخه آموزش تأکید کرده است. وی همچنین ارتقای مهارت‌های حرفه‌ای معلمان، بهبود کیفیت آموزش و تقویت انگیزه دانش‌آموزان و معلمان را ضروری دانسته است.این اظهارات، اگرچه بخشی از مسئله را روشن می‌کند، پرسش‌های مهم‌تری را نیز پیش روی مسئولان قرار می‌دهد: چرا دانش‌آموزان از مدرسه فاصله گرفته‌اند؟ چه تعداد از آنان به دلیل اشتغال، فقر، فاصله جغرافیایی، مشکلات خانوادگی یا ناتوانی در ادامه تحصیل از آموزش بازمانده‌اند؟ آموزش‌وپرورش میناب برای شناسایی ریشه‌های این وضعیت چه کرده است؟ و مهم‌تر از همه، نتیجه اقدامات انجام‌شده تا امروز چه بوده است؟
وقتی آمار از کلاس درس جلو می‌زنددر مواجهه با پدیده بازماندگی از تحصیل، نخستین واکنش مسئولان معمولاً اعلام آمار، برگزاری جلسه و تأکید بر ضرورت همکاری دستگاه‌هاست؛ اقداماتی که در جای خود اهمیت دارند، اما به‌تنهایی نمی‌توانند دانش‌آموزی را به مدرسه بازگردانند.آمار ۲ هزار و ۶ نفر، زمانی ارزش عملی پیدا می‌کند که مشخص شود هر یک از این دانش‌آموزان اکنون کجاست، چرا از تحصیل بازمانده، چه مانعی بر سر راه بازگشت او قرار دارد و کدام دستگاه موظف است آن مانع را برطرف کند.در واقع، میان «شناسایی دانش‌آموز بازمانده از تحصیل» و «بازگرداندن او به چرخه آموزش» فاصله‌ای وجود دارد که پرکردن آن به برنامه‌ریزی دقیق، پیگیری میدانی و پاسخ‌گویی مستمر نیاز دارد.از سوی دیگر، باید میان دانش‌آموز بازمانده از تحصیل، دانش‌آموز ترک‌تحصیل‌کرده و فردی که شرایط ثبت‌نام دارد اما هنوز به مدرسه بازنگشته است، تفاوت قائل شد. این مفاهیم الزاماً یکسان نیستند و بدون روشن‌شدن تعریف آماری هر گروه، نمی‌توان درباره ابعاد دقیق مسئله یا میزان پیشرفت برنامه‌ها قضاوت کرد.بر همین اساس، مسئولان آموزش‌وپرورش میناب باید توضیح دهند که آمار اعلام‌شده بر چه مبنایی تهیه شده است، چه تعداد از این افراد در سن قانونی تحصیل قرار دارند، چند نفر به دلیل مشکلات اقتصادی از مدرسه دور مانده‌اند و چه تعداد نیز با موانع دیگری روبه‌رو هستند.همچنین باید روشن شود که از میان ۵۵۱ فرد واجد شرایط ثبت‌نام، وضعیت سایر افراد شناسایی‌شده چگونه است و برای کسانی که فعلاً واجد شرایط ثبت‌نام شناخته نشده‌اند، چه مسیر حمایتی یا آموزشی در نظر گرفته شده است.بدون چنین شفافیتی، خطر آن وجود دارد که آمارها در گزارش‌های رسمی باقی بمانند، بی‌آنکه تصویر روشنی از سرنوشت دانش‌آموزان به دست آید.
آیا اشتغال تمام ماجراست؟فرماندار ویژه میناب، مشاغل کاذب را از مهم‌ترین عوامل ترک تحصیل دانش‌آموزان دانسته است؛ موضوعی که توجه به آن ضروری است، اما نباید به تنها توضیح موجود برای این مسئله تبدیل شود.اگر نوجوانی به دلیل تأمین هزینه‌های زندگی، کار را به تحصیل ترجیح می‌دهد، باید پرسید چه شرایطی او را به این انتخاب رسانده است؟ آیا درآمد خانواده برای تأمین نیازهای اولیه کافی نیست؟ آیا هزینه رفت‌وآمد، لوازم‌التحریر، لباس مدرسه و سایر مخارج آموزشی فشار مضاعفی بر خانواده وارد می‌کند؟ آیا دانش‌آموز به دلیل ضعف تحصیلی، احساس ناکامی یا نبود چشم‌انداز روشن شغلی، ادامه تحصیل را بی‌فایده می‌داند؟در برخی خانواده‌ها ممکن است درآمد حاصل از کار فرزند، بخشی از هزینه‌های ضر
وری زندگی را تأمین کند. در چنین شرایطی، توصیه صرف به والدین برای بازگرداندن فرزندشان به مدرسه، بدون ارائه حمایت اقتصادی یا اجتماعی، احتمالاً نتیجه پایداری نخواهد داشت.از سوی دیگر، اشتغال نوجوانان همیشه تنها محصول فقر مستقیم نیست. نبود فرصت‌های مناسب برای اوقات فراغت، دسترسی دشوار به مدارس، ضعف کیفیت آموزشی، تجربه شکست‌های مکرر تحصیلی، مشکلات خانوادگی و ناتوانی در دریافت حمایت به‌موقع نیز می‌توانند در دورشدن دانش‌آموز از مدرسه نقش داشته باشند.البته هیچ‌یک از این عوامل را نمی‌توان بدون بررسی میدانی، علت قطعی وضعیت میناب دانست. مسئله دقیقاً همین‌جاست: مسئولان باید به‌جای اکتفا به یک توضیح کلی، سهم هر عامل را در گروه‌های مختلف دانش‌آموزان شناسایی کنند.پرسش دیگر این است که آیا فقر و بیکاری در سال‌های گذشته در میناب وجود نداشته است؟ اگر این مشکلات پیش‌تر نیز وجود داشته‌اند، چه تغییراتی در شرایط اقتصادی خانواده‌ها، کیفیت آموزش، دسترسی به مدارس یا نظام حمایت اجتماعی رخ داده که اکنون ضرورت بررسی این تعداد دانش‌آموز را برجسته کرده است؟پاسخ به این پرسش‌ها نیازمند مقایسه آمار سال‌های گذشته، بررسی مناطق دارای بیشترین بازماندگی و تحلیل وضعیت دانش‌آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی است؛ نه صرفاً تکرار این گزاره که برخی از آنان مشغول کار شده‌اند.
آموزش‌وپرورش میناب کجای این ماجراست؟وقتی از بازماندگی از تحصیل سخن می‌گوییم، نمی‌توان مسئولیت را تنها بر دوش خانواده‌ها یا شرایط اقتصادی گذاشت. آموزش‌وپرورش به‌عنوان متولی اصلی آموزش عمومی، باید نقشی فعال در شناسایی دانش‌آموزان در معرض ترک تحصیل، پیشگیری از خروج آنان از مدرسه و فراهم‌کردن زمینه بازگشتشان داشته باشد.البته بازماندگی از تحصیل پدیده‌ای چندعاملی است و حل آن به همکاری نهادهای حمایتی، دستگاه‌های اجتماعی، خانواده‌ها و مدیریت شهرستان نیاز دارد؛ اما این واقعیت نباید موجب کمرنگ‌شدن مسئولیت تخصصی آموزش‌وپرورش شود.پرسش اساسی این است که آیا مدارس میناب پیش از آنکه دانش‌آموز به‌طور کامل از چرخه آموزش خارج شود، نشانه‌های خطر را شناسایی می‌کنند؟ آیا غیبت‌های مکرر، افت تحصیلی، کاهش مشارکت در کلاس و مشکلات خانوادگی به‌عنوان علائم هشدار جدی گرفته می‌شوند؟ آیا مدیران مدارس، مشاوران و معلمان برای پیگیری وضعیت دانش‌آموزان در معرض ترک تحصیل، برنامه مشخصی دارند؟همچنین باید وضعیت کیفیت آموزش و امکانات مدارس بررسی شود. اگر دانش‌آموز در محیطی نامناسب تحصیل کند، از امکانات آموزشی کافی برخوردار نباشد یا به دلیل ضعف یادگیری نتواند با هم‌کلاسی‌های خود پیش برود، احتمال کاهش انگیزه و فاصله‌گرفتن او از مدرسه وجود دارد.این به معنای آن نیست که کیفیت پایین آموزش، علت اثبات‌شده بازماندگی در میناب است؛ بلکه یکی از موضوعاتی است که باید در کنار عوامل اقتصادی و اجتماعی بررسی شود.آموزش‌وپرورش شهرستان باید گزارشی روشن از اقدامات پیشگیرانه، تعداد دانش‌آموزان شناسایی‌شده در معرض ترک تحصیل، برنامه‌های حمایتی، وضعیت مشاوره تحصیلی و نتایج پیگیری‌های انجام‌شده ارائه دهد.اگر در سال‌های گذشته برنامه‌ای برای کاهش غیبت‌های طولانی، حمایت از دانش‌آموزان کم‌برخوردار یا شناسایی کودکان بازمانده از تحصیل اجرا شده، نتایج آن چه بوده است؟ اگر برنامه مؤثری وجود نداشته، چرا این مسئله زودتر در دستور کار قرار نگرفته است؟
۵۷ دانش‌آموز بازگشته؛ گامی مهم، اما کافی نیستبازگشت ۵۷ دانش‌آموز مقطع ابتدایی به مدرسه، اقدامی قابل توجه است و نباید ارزش آن را نادیده گرفت. هر دانش‌آموزی که دوباره به کلاس درس بازمی‌گردد، فرصتی تازه برای یادگیری و ساختن آینده پیدا می‌کند.بااین‌حال، این موفقیت زمانی معنا و اثر پایدار خواهد داشت که مشخص شود این دانش‌آموزان با چه اقداماتی به مدرسه بازگشته‌اند، چه حمایتی دریافت کرده‌اند و آیا امکان ادامه تحصیل آنان فراهم شده است یا خیر.بازگرداندن دانش‌آموز به مدرسه، پایان مأموریت نیست. اگر علت اولیه ترک تحصیل همچنان پابرجا باشد، احتمال بازگشت دوباره او به بازار کار یا خروج مجدد از نظام آموزشی وجود دارد.برای نمونه، دانش‌آموزی که به دلیل فقر خانواده ترک تحصیل کرده است، ممکن است پس از ثبت‌نام مجدد نیز با همان فشار اقتصادی مواجه باشد. در چنین شرایطی، ثبت‌نام بدون حمایت تکمیلی نمی‌تواند تضمین‌کننده استمرار تحصیل باشد.از سوی دیگر، باید میان آمار شناسایی‌شدگان و تعداد افرادی که واقعاً امکان بازگشت به مدرسه دارند، تفکیک روشنی برقرار شود. فرماندار ویژه میناب از ۵۵۱ نفر واجد شرایط ثبت‌نام سخن گفته است؛ بنابراین نباید تمام ۲ هزار و ۶ نفر را بدون توضیح، در یک گروه یکسان قرار داد یا از مقایسه ساده تعداد ۵۷ دانش‌آموز با کل آمار، نتیجه قطعی گرفت.آنچه ضرورت دارد، انتشار یک گزارش مرحله‌ای است: چند نفر شناسایی شده‌اند، چند نفر شرایط
ثبت‌نام دارند، برای چند نفر اقدام شده، چند نفر بازگشته‌اند و چه تعداد از آنان پس از بازگشت، همچنان در حال تحصیل هستند؟این شاخص‌ها می‌توانند نشان دهند که برنامه بازگشت به تحصیل تا چه اندازه پیش رفته و چه موانعی هنوز پابرجاست.نخستین اقدام پیشنهادی، تشکیل پرونده فردی برای تمام دانش‌آموزان شناسایی‌شده است. این پرونده باید اطلاعات ضروری درباره وضعیت تحصیلی، علت بازماندگی، شرایط اقتصادی و خانوادگی، محل سکونت و موانع بازگشت را دربرگیرد.سپس دانش‌آموزان بر اساس علت اصلی بازماندگی دسته‌بندی شوند؛ گروهی که به حمایت اقتصادی نیاز دارند، گروهی که با مشکلات دسترسی به مدرسه روبه‌رو هستند، گروهی که به مشاوره تحصیلی احتیاج دارند و افرادی که به دلیل اشتغال یا مشکلات خانوادگی از تحصیل فاصله گرفته‌اند.
حمایت اقتصادی به‌جای توصیه‌های کلیاگر بررسی‌ها نشان دهد که بخشی از دانش‌آموزان به دلیل فقر و اشتغال زودهنگام از تحصیل بازمانده‌اند، حمایت اقتصادی هدفمند باید در دستور کار قرار گیرد.کمک به تأمین لوازم‌التحریر، لباس و کفش مدرسه، هزینه رفت‌وآمد، تغذیه و سایر نیازهای ضروری می‌تواند بخشی از موانع مالی را کاهش دهد. در مواردی که درآمد دانش‌آموز برای معیشت خانواده ضروری است، باید با همکاری نهادهای حمایتی، راهکارهایی برای کاهش فشار اقتصادی خانواده بررسی شود.این حمایت‌ها باید بر اساس ارزیابی نیاز واقعی خانواده‌ها و با رعایت ضوابط قانونی انجام شود؛ نه اینکه صرفاً به پرداخت کمک‌های مقطعی محدود بماند.در کنار آن، دستگاه‌های مسئول باید نسبت به بهره‌کشی اقتصادی از کودکان و نوجوانان و هرگونه اشتغال مغایر با قوانین مربوط، حساس باشند. هدف، سرزنش خانواده‌های کم‌برخوردار نیست؛ بلکه فراهم‌کردن شرایطی است که ادامه تحصیل برای آنان به گزینه‌ای دست‌یافتنی تبدیل شود.
مدرسه باید پیش از ترک تحصیل وارد عمل شودپیشگیری از ترک تحصیل، معمولاً کم‌هزینه‌تر و مؤثرتر از بازگرداندن دانش‌آموزی است که مدت‌ها از فضای آموزشی فاصله گرفته است.مدارس میناب می‌توانند با طراحی نظام هشدار زودهنگام، غیبت‌های مکرر، افت تحصیلی و کاهش مشارکت دانش‌آموزان را جدی‌تر پیگیری کنند. تماس با خانواده، گفت‌وگو با دانش‌آموز، استفاده از ظرفیت مشاوران و بررسی مشکلات آموزشی باید پیش از تبدیل‌شدن غیبت‌های کوتاه به ترک تحصیل طولانی‌مدت انجام شود.تأکید فرماندار ویژه میناب بر ارتقای مهارت‌های حرفه‌ای معلمان نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. معلمی که بتواند تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان را بشناسد، مشکلات یادگیری را زودتر تشخیص دهد و کلاس را به محیطی انگیزه‌بخش تبدیل کند، می‌تواند در پیشگیری از افت تحصیلی نقش مهمی داشته باشد.البته ارتقای مهارت معلمان باید با امکانات لازم، فرصت آموزش ضمن خدمت و پشتیبانی مدیریتی همراه شود؛ نه اینکه مسئولیت یک مسئله پیچیده اجتماعی تنها به فرد معلم واگذار شود.
کارگروه با خروجی مشخص نه صورت‌جلسه تازهتشکیل کارگروه برای پیگیری وضعیت دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل، زمانی مؤثر است که به تقسیم مسئولیت و برنامه عملی منجر شود.آموزش‌وپرورش، فرمانداری، نهادهای حمایتی، دستگاه‌های اجتماعی، مدیران مدارس و نمایندگان محلی باید بر اساس وظایف قانونی خود در این فرایند مشارکت کنند. در این میان، لازم است برای هر دستگاه وظیفه‌ای روشن، زمان‌بندی اجرایی و شاخص ارزیابی تعیین شود.
نخبگان میناب وارد میدان شوندبازماندگی از تحصیل تنها مسئله آموزش‌وپرورش نیست؛ مسئله‌ای اجتماعی است که آینده اقتصادی و فرهنگی میناب را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. ازاین‌رو، انتظار می‌رود نخبگان دانشگاهی، فرهنگیان باتجربه، فعالان اجتماعی، خیران مدرسه‌ساز و رسانه‌های محلی در بررسی و حل این مسئله مشارکت کنند.خیران نیز می‌توانند در چارچوب نیازسنجی دقیق، به تأمین امکانات آموزشی و حمایت از دانش‌آموزان کم‌برخوردار کمک کنند.رسانه‌ها وظیفه دارند علاوه بر انتشار آمارهای رسمی، درباره روند اجرای برنامه‌ها پرسشگری کنند، صدای خانواده‌ها و دانش‌آموزان را بشنوند و نتایج اقدامات مسئولان را پیگیری کنند؛ البته بدون افشای هویت کودکان و نوجوانان یا تبدیل مشکلات آنان به سوژه‌ای برای سرزنش و انگ‌زنی.مهم‌تر از همه، باید از ظرفیت خود دانش‌آموزان نیز استفاده کرد. شنیدن تجربه نوجوانانی که از مدرسه فاصله گرفته‌اند، می‌تواند اطلاعاتی فراهم کند که در گزارش‌های اداری دیده نمی‌شود.
آینده میناب با آمار حفظ نمی‌شود۲ هزار و ۶ دانش‌آموز بازمانده از تحصیل، مسئله‌ای نیست که بتوان آن را با یک جلسه، چند توصیه یا اعلام تشکیل کارگروه پایان‌یافته تلقی کرد. شناسایی این افراد نخستین گام است؛ گام دشوارتر، فهم دقیق علت بازماندگی، رفع موانع و تضمین استمرار تحصیل آنان است.اگر اشتغال زودهنگام عامل مهمی در این وضعیت است، باید برای فشار اقتصادی خانواده‌ها راه‌حل پی
دا کرد. اگر ضعف آموزشی یا کاهش انگیزه نقش دارد، کیفیت آموزش و نظام مشاوره مدارس باید تقویت شود. اگر فاصله جغرافیایی و کمبود امکانات مانع تحصیل است، برنامه‌ریزی برای دسترسی عادلانه به آموزش ضرورت دارد.مسئولان میناب باید به‌جای اکتفا به اعلام آمار، گزارش دهند که چه اقداماتی انجام داده‌اند، چه موانعی را برطرف کرده‌اند و چه برنامه‌ای برای دانش‌آموزانی دارند که هنوز به مدرسه بازنگشته‌اند.پرسش نهایی این است: اگر امروز برای بازگشت این کودکان و نوجوانان به کلاس درس اقدام نکنیم، فردا چه هزینه‌ای باید برای پیامدهای آموزشی، اجتماعی و اقتصادی آن بپردازیم؟آینده میناب در کلاس‌های درس شکل می‌گیرد؛ در همان کلاس‌هایی که دانش‌آموزان باید فرصت یادگیری، رشد و انتخاب مسیر زندگی خود را داشته باشند. هر دانش‌آموزی که از این فرصت محروم می‌شود، نیازمند توجهی فراتر از یک عدد در گزارش‌های رسمی است.اکنون زمان آن رسیده است که آمار بازماندگان از تحصیل در میناب، از سطح هشدار و صورت‌جلسه عبور کند و به برنامه‌ای روشن، زمان‌بندی‌شده و قابل ارزیابی تبدیل شود؛ برنامه‌ای که نتیجه آن نه در تعداد جلسات، بلکه در تعداد دانش‌آموزانی سنجیده شود که به مدرسه بازمی‌گردند و می‌توانند تحصیل خود را ادامه دهند.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *