باریکهای که امنیت جهان از آن عبور میکند
✍🏻 مرضیه ساحلیزادگان
به گزارش اختصاصی خبرنگار دریای اندیشه از شهرستان خمیر؛ تنگه هرمز در نگاه نخست تنها یک آبراه میان خلیج فارس و دریای عمان است؛ اما در معادلات ژئوپلیتیک، انرژی و تجارت جهانی، این گذرگاه باریک یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان به شمار میرود؛ مسیری که بخش قابلتوجهی از انرژی مورد نیاز بازارهای جهانی از آن عبور میکند.
در سوی دیگر این معادله، مردمی زندگی میکنند که دریا برای آنها نه یک مفهوم ژئوپلیتیکی، بلکه محل کار، معیشت و بخشی از زندگی روزمره است.
جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ بار دیگر این پرسش را برجسته کرد که افزایش تنشهای منطقهای چگونه میتواند بر امنیت دریانوردی، تجارت، اقتصاد و زندگی جوامع ساحلی اثر بگذارد.
اما بحرانهای امروز تنها در آب و خشکی رخ نمیدهند. همزمان با تحولات میدانی، روایتها نیز در فضای رسانهای شکل میگیرند؛ روایتی که میتواند بر برداشت مردم از یک بحران، میزان نگرانی عمومی و حتی رفتار اقتصادی و اجتماعی آنان اثر بگذارد.
از همین رو، برای درک تنگه هرمز باید از سه سطح عبور کرد: امنیت آبراه، اقتصاد و معیشت ساحلنشینان و نبرد روایتها در عرصه رسانه.
تنگه هرمز؛ گلوگاه انرژی جهان
بر اساس دادهها، در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ بهطور متوسط روزانه ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت خام، میعانات و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور کرده است؛ رقمی معادل حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان.
همچنین در همین دوره، روزانه حدود ۱۱.۴ میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی مایعشده (LNG) از این مسیر عبور کرده که بیش از ۲۰ درصد تجارت جهانی LNG را شامل میشود.
اهمیت این مسیر تنها به حجم انرژی عبوری محدود نیست. بخش عمده نفت عبوری از هرمز راهی بازارهای آسیایی میشود و چین، هند، ژاپن و کره جنوبی از مهمترین مقاصد آن هستند.
جنگ ۱۲روزه؛ وقتی ریسک پیش از انسداد اثر میگذارد
یکی از مهمترین درسهای تحولات امنیتی منطقه این است که برای ایجاد پیامد اقتصادی، الزاماً نیازی به بستهشدن کامل یک مسیر دریایی نیست.
در جریان تشدید تنشهای ژوئن ۲۰۲۵، رفتار برخی شرکتهای کشتیرانی و نفتکشها تغییر کرد. گزارشهای منتشرشده در آن مقطع از کاهش ورود برخی تانکرهای خالی و خروج تانکرهای بارگیریشده نسبت به اوایل ماه مه حکایت داشت.
این تغییر رفتار یک واقعیت مهم را آشکار میکند:
ریسک ژئوپلیتیکی خود میتواند به یک هزینه اقتصادی تبدیل شود.
وقتی یک شرکت کشتیرانی احتمال ناامنی را بالا ارزیابی میکند، ممکن است مسیر شناور را تغییر دهد، مدت حضور آن را در منطقه کاهش دهد یا هزینه بیشتری برای بیمه و حملونقل متحمل شود.
بنابراین، حتی در شرایطی که یک آبراه بهطور رسمی بسته نشده باشد، افزایش ریسک میتواند بر تجارت و اقتصاد اثر بگذارد.
هرمز؛ جایی که جغرافیا به سیاست تبدیل میشود
تنگه هرمز میان ایران و عمان قرار دارد و خلیج فارس را به دریای عمان و آبهای آزاد متصل میکند.
موقعیت جغرافیایی آن در کنار تمرکز بخش بزرگی از تولید انرژی منطقه در خلیج فارس، این آبراه را به یکی از نقاط راهبردی اقتصاد جهانی تبدیل کرده است.
مسیرهای جایگزین برای انتقال بخشی از نفت وجود دارد، اما ظرفیت آنها محدود است. به همین دلیل، اهمیت هرمز تنها به این پرسش محدود نمیشود که «آیا تنگه بسته میشود یا نه؟»
پرسش مهمتر این است:
افزایش ناامنی چه میزان ریسک به تجارت، انرژی، اقتصاد و زندگی مردم وارد میکند؟
رزمندگان سپاه و ارتش برای دفاع از تنگه هرمز آمادگی کامل دارند
سرلشکر ایزدی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جریان بازدید از رزمندگان قرارگاه مدینه منوره نیروی زمینی سپاه در سواحل و جزایر جنوب کشور اظهار کرد: رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نیروی زمینی، نیروی دریایی و نیروی هوافضا در مسیری قرار دارند که مورد عنایت خداوند سبحان است و یکی از عرصههای مهم حضور آنان، مناطق جزایر و شمال تنگه هرمز است.
رزمندگان قرارگاه مدینه منوره فرزندان این آبوخاک هستند و در یگانهای رزمی که یادگار دوران دفاع مقدس و مجاهدتهای شهیدانی همچون شهید سلیمانی، شهید خرازی و شهید باکری هستند، با فرماندهانی بااراده و رزمندگانی آماده، برای دفاع از این منطقه راهبردی آمادگی دارند.
این رزمندگان با ارادهای پولادین، طرحهای عملیاتی قوی و بهرهگیری از تاکتیکها و تکنیکهای پیشرفته، خود را برای دفاع سرنوشتساز از این منطقه در برابر دشمن آماده کردهاند.
تنگه هرمز متعلق به ملت ایران است و فرزندان این آبوخاک در نیروی زمینی، نیروی دریایی و نیروی هوافضای سپاه، در کنار برادران خود در ارتش جمهوری اسلامی
ایران، همچون ید واحد وظیفه حراست و دفاع از این منطقه را بر عهده دارند.
بازدیدهای انجامشده از این مناطق نشان میدهد همان فرزندان رزمندگان دوران دفاع مقدس که در برابر قدرتهای جهانی ایستادند و پیروزی بزرگی را برای ملت ایران رقم زدند، امروز نیز همان مسیر را ادامه میدهند.
تنگه هرمز امروز در اختیار و تحت کنترل رزمندگان اسلام قرار دارد و اقدامات دفاعی و آمادگیهای رزمی در این منطقه روزبهروز گستردهتر و قویتر میشود.
آنچه امروز در منطقه مشاهده میشود، بیانگر آمادگی رزمی نیروهای مسلح و اراده و انگیزه رزمندگانی است که مردم و بسیجیان در محور آن قرار دارند و با عشق و علاقه برای صیانت از آرمانهای انقلاب اسلامی و اجرای فرامین فرماندهی معظم کل قوا حضور دارند.
آمادگیهای موجود در حوزه مهندسی رزمی، عملیاتهای مختلف، آرایش رزمی و نحوه چینش تجهیزات و سلاحها، نشاندهنده توانمندی و آمادگی نیروهای مستقر در منطقه است.
تلفیق توانمندیهای رزمندگان در جزایر و آبهای خلیج فارس و تنگه هرمز، شرایط اطمینانبخشی را ایجاد کرده است و امیدواریم این آمادگیها روزبهروز تقویت شود و صیانت مقتدرانه از منافع و حقوق ملت ایران در این منطقه تداوم داشته باشد.
امنیت هرمز؛ مسئلهای فراتر از آبراه
شیخ حسین بازماندگان، امام جمعه بندرپل، در گفتوگو با خبرنگار ما، امنیت تنگه هرمز را مسئلهای مشترک میان کشورهای منطقه دانست و بر اهمیت حسن همجواری و مسئولیت کشورهای پیرامونی تأکید کرد.
وی معتقد است کشورهای همسایه نباید اجازه دهند خاک یا زیرساختهای آنها برای ایجاد ناامنی علیه کشورهای منطقه مورد استفاده قرار گیرد.
اما از نگاه وی، مسئله امنیت تنها به میدان و مرز و دریا محدود نمیشود؛ رسانه و فضای ادراکی جامعه نیز به بخشی از میدان منازعه تبدیل شده است.

از آبراه تا فضای مجازی؛ میدان دیگری به نام رسانه
حسین بازماندگان با اشاره به نقش رسانه در تحولات امروز، معتقد است در عصر ارتباطات، بخش مهمی از رقابت میان دولتها و جریانهای سیاسی در عرصه روایت و افکار عمومی شکل میگیرد.
وی بر این باور است که در چنین شرایطی، بیتفاوتی نسبت به کارکرد رسانه میتواند به یک غفلت راهبردی تبدیل شود؛ زیرا مخاطب امروز، بهویژه نسل جوان، در معرض حجم بزرگی از اطلاعات، تحلیلها، تصاویر و روایتهای متنوع قرار دارد.
در چنین فضایی، صرفاً هشدار دادن درباره «محتوای نامناسب» کافی نیست.
این همان نقطهای است که جهاد تبیین میتواند از یک مفهوم شعاری به یک فرآیند آموزشی و رسانهای تبدیل شود.

آن سوی اعداد؛ صدای صیادی که زندگیاش با دریا گره خورده است
در گزارشهای اقتصادی، تنگه هرمز با میلیونها بشکه نفت، میلیاردها فوت مکعب گاز و ارزش بالای تجارت دریایی شناخته میشود.
اما در سواحل هرمزگان، دریا برای بسیاری از مردم معنایی سادهتر و ملموستر دارد:
کار و زندگی
برای همین، پای صحبت ابولی، صیاد و فعال دریا نشستیم تا تنگه هرمز را از زاویهای متفاوت ببینیم؛ از زاویه کسی که نه در نقش تحلیلگر سیاسی، بلکه بهعنوان یک فعال دریایی با واقعیتهای روزمره دریا مواجه است.
«برای ما دریا فقط محل کار نیست؛ زندگی ماست»
برای شما که سالها با دریا سروکار دارید، تنگه هرمز چه اهمیتی دارد؟
برای ما دریا فقط محل کار نیست؛ زندگی ما به دریا وابسته است. خیلی از خانوادههای این منطقه درآمدشان مستقیم یا غیرمستقیم از دریاست. صیاد، فروشنده ماهی، کسی که کار تعمیر شناور انجام میدهد و خیلی از مشاغل دیگر، همه به فعالیت دریا وابستهاند.
وقتی درباره تنگه هرمز صحبت میکنیم، برای ما فقط بحث نفتکشها و تجارت جهانی مطرح نیست؛ امنیت همین دریایی مطرح است که هر روز برای کار وارد آن میشویم.
افزایش تنشهای منطقهای چه تأثیری بر کار صیادان دارد؟
اولین مسئله برای صیاد، امنیت است. وقتی شرایط منطقه متشنج میشود، طبیعی است که نگرانی بیشتر شود. صیاد باید بداند در محدودهای که کار میکند شرایط عادی است و امکان رفتوآمد امن وجود دارد.
در چنین شرایطی ممکن است بعضی صیادان با احتیاط بیشتری به دریا بروند یا مدت فعالیت خود را کاهش دهند. این موضوع مستقیم روی درآمد خانواده اثر میگذارد.
جنگ ۱۲ روزه را از نگاه یک صیاد چگونه دنبال میکردید؟
کسی که روی خشکی است، شاید بیشتر اخبار جنگ را از تلویزیون و فضای مجازی دنبال کند؛ اما برای صیاد، هر اتفاق امنیتی در دریا اهمیت مستقیم دارد.
ما باید بدانیم چه محدودههایی امن است، چه مسیرهایی را نباید نزدیک شویم و شرایط تردد چگونه است. نگرانی اصلی این است که اتفاقی رخ ندهد که امنیت جان صیادان را به خطر بیندازد.
مهمترین هزینههایی که امروز یک صیاد با آن مواجه است چیست؟
هزینههای صیادی زیاد شده است. سوخت، تعمیرات موتور و شناور، وسایل و تجهیزات صید و حتی هزینه نگهداری شناور، همه روی
درآمد صیاد تأثیر میگذارد.
اگر صیاد چند روز نتواند به دریا برود، فقط همان چند روز درآمدش کم نمیشود؛ هزینههای زندگی همچنان سر جای خودش است. به همین دلیل شرایط اقتصادی برای صیادان اهمیت زیادی دارد.
تغییر شرایط دریا یا کاهش فعالیت صیادان چه اثری بر بازار ماهی دارد؟
وقتی صید کمتر شود، طبیعی است که عرضه ماهی هم کاهش پیدا کند. از طرف دیگر، صیاد با هزینه بیشتری صید را به ساحل میرساند.
اگر بازار و واسطهها درست مدیریت نشوند، ممکن است زحمت اصلی برای صیاد بماند اما سهم مناسبی از قیمت نهایی نصیب او نشود. ما نیاز داریم زنجیره فروش و بازاررسانی صید شفافتر و منصفانهتر باشد.
صیادان در زمان بحران به چه حمایتهایی نیاز دارند؟
حمایت فقط این نیست که بعد از یک حادثه به صیاد کمک شود. باید از قبل برنامه داشته باشیم.
اگر شرایطی پیش آمد که صیادان برای مدتی نتوانستند فعالیت کنند، باید سازوکاری برای حمایت از معیشت آنها وجود داشته باشد.
اطلاعرسانی دقیق هم خیلی مهم است؛ صیاد باید بداند کدام محدوده امن است و چه محدودیتهایی وجود دارد.
مهمترین نیاز زیرساختی صیادان استان هرمزگان چیست؟
ایمنی و امکانات مناسب برای فعالیت دریایی خیلی مهم است. اسکله و محل پهلوگیری مناسب، امکانات امدادی، تجهیزات ایمنی، دسترسی به خدمات تعمیر شناور و اطلاعرسانی سریع در شرایط اضطراری میتواند امنیت صیادان را بیشتر کند.
وقتی صیاد احساس کند زیرساخت و پشتیبانی مناسبی وجود دارد، با اطمینان بیشتری فعالیت میکند.
نقش مدیریت بحران و دستگاههای امدادی را چگونه ارزیابی میکنید؟
در دریا زمان خیلی مهم است. اگر حادثهای اتفاق بیفتد، چند دقیقه و حتی چند لحظه میتواند تعیینکننده باشد.
بنابراین باید ارتباط میان صیادان، نیروهای امدادی، مدیریت بحران و دستگاههای دریایی سریع و مشخص باشد. صیاد باید بداند در شرایط اضطراری با چه مرجعی ارتباط بگیرد و نیروهای امدادی هم اطلاعات کافی از محدوده فعالیت شناورها داشته باشند.
مردم و مسئولان وقتی از تنگه هرمز صحبت میکنند، چه چیزی را نباید فراموش کنند؟
نباید فقط نفت و کشتیهای را که از تنگه هرمز عبور می کنند، ببینیم. پشت این دریا، مردم زندگی میکنند. خانوادههایی هستند که درآمدشان به همین آب وابسته است.
وقتی درباره امنیت تنگه هرمز صحبت میشود، باید امنیت و معیشت این مردم هم دیده شود. اگر امنیت باشد اما صیاد نتواند با خیال راحت کار کند، بخشی از مسئله همچنان حل نشده است.
مهمترین مطالبه شما از مسئولان چیست؟
مطالبه ما این است که اقتصاد دریا و صیادان جدیتر دیده شوند. برای صیادان برنامه بلندمدت لازم است، نه حمایتهای مقطعی.
امکانات ایمنی و امدادی، زیرساخت مناسب، ساماندهی بازار فروش صید و حمایت در زمان بحران باید در برنامه مسئولان باشد.
ما نمیخواهیم دریا را ترک کنیم؛ میخواهیم با امنیت و شرایط اقتصادی مناسب به کارمان ادامه بدهیم.
حرف پایانی شما درباره تنگه هرمز چیست؟
تنگه هرمز برای خیلیها یک نقطه مهم روی نقشه است، اما برای ما بخشی از زندگی است.
امنیت این منطقه برای اقتصاد کشور و جهان مهم است، اما باید زندگی مردم ساحلنشین هم در کنار آن دیده شود. اگر قرار است از اقتصاد دریا صحبت کنیم، باید صیاد و خانواده او هم در تصمیمگیریها و برنامهریزیها دیده شوند.
از نفتکش تا قایق صیادی؛ دو تصویر از یک دریا
گفتوگو با صیاد فعال و ماهر یک لایه انسانی به تصویری اضافه میکند که معمولاً در گزارشهای مربوط به تنگه هرمز کمتر دیده میشود.
در یک سو، نفتکشهای بزرگی قرار دارند که میلیونها بشکه انرژی را به بازارهای جهانی منتقل میکنند؛ در سوی دیگر، شناورهای کوچک صیادی قرار دارند که اقتصاد خانوادههای ساحلی را تأمین میکنند.
مقیاس این دو فعالیت قابل مقایسه نیست، اما هر دو به یک واقعیت مشترک وابستهاند:
امنیت و امکان فعالیت در دریا.
اگر تردد دریایی در سطح بینالمللی با افزایش ریسک مواجه شود، اثر آن ممکن است بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به اقتصاد مناطق ساحلی نیز برسد.
از همین منظر، صدای صیاد در کنار آمار نفت و تحلیل ژئوپلیتیک، بخشی ضروری از روایت تنگه هرمز است.
رسانه و دریا؛ دو جبهه یک بحران
در ظاهر، رسانه و دریا دو حوزه متفاوتاند؛ یکی در فضای اطلاعات و دیگری در جغرافیای آب.
اما در شرایط بحران، این دو به یکدیگر متصل میشوند.
یک خبر نادرست درباره وضعیت امنیتی دریا میتواند نگرانی صیاد را افزایش دهد؛ یک تصویر قدیمی که بهعنوان رویدادی جدید منتشر شود میتواند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد و یک روایت ناقص از وضعیت اقتصادی میتواند برداشت جامعه از آینده را تغییر دهد.
از سوی دیگر، انتشار سریع و دقیق اطلاعات میتواند به کاهش نگرانی، هدایت افکار عمومی و تصمیمگیری بهتر کمک کند.
در چنین شرایطی، رسانه مسئولیت مضاعفی پیدا میکند: هم باید
واقعیت را روایت کند و هم از تبدیل بحران به شایعه جلوگیری کند.
این همان جایی است که مفهوم «تبیین» میتواند معنای حرفهایتری پیدا کند؛ یعنی ارائه اطلاعات دقیق، مستند، قابل فهم و قابل راستیآزمایی.
اقتصاد دریا؛ حلقهای که نباید از روایت هرمز حذف شود
اقتصاد دریا فقط صید ماهی نیست.
زنجیرهای از مشاغل و فعالیتها از تعمیر شناور و تأمین تجهیزات تا حملونقل، فروش و فرآوری محصولات دریایی را دربرمیگیرد.
هر اختلال در فعالیت دریایی میتواند این زنجیره را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، برنامهریزی برای مناطق ساحلی نباید تنها به زمان وقوع بحران محدود شود. باید از پیش برای شرایطی که فعالیت دریایی کاهش مییابد، مسیرهای اطلاعرسانی مختل میشود یا هزینههای فعالیت افزایش پیدا میکند، راهکار وجود داشته باشد.
مصاحبه با صیاد ابولی یک مطالبه روشن را مطرح میکند:
حمایت از صیاد نباید صرفاً پس از وقوع حادثه تعریف شود؛ حمایت مؤثر، پیشگیرانه و مستمر است.
سه لایه امنیت در هرمز
بررسی دادههای اقتصادی، تحولات جنگ ۱۲روزه، دیدگاه امام جمعه بندرپل، نقش رسانه و روایت یک صیاد نشان میدهد امنیت تنگه هرمز را میتوان در سه سطح بررسی کرد:
نخست؛ امنیت دریانوردی
کشتیها و شناورها باید بتوانند در شرایط قابل پیشبینی و با حداقل ریسک تردد کنند.
دوم؛ امنیت انرژی و تجارت
اختلال در یک گلوگاه حیاتی نباید به بحران گسترده در بازارهای جهانیتبدیل شود.
سوم؛ امنیت معیشتی و ادراکی جوامع ساحلی
مردمی که اقتصادشان به دریا وابسته است باید در شرایط بحرانی از حمایت، زیرساخت و اطلاعات معتبر برخوردار باشند.
نادیده گرفتن هر یک از این سه سطح، بخشی از واقعیت هرمز را حذف میکند.
آیا مناطق ساحلی برای روزهای پرریسک آمادهاند؟
جنگ ۱۲ روزه نشان داد بحرانهای ژئوپلیتیکی میتوانند در فاصلهای کوتاه از سطح سیاست خارجی به رفتار بازار، حملونقل و زندگی اقتصادی منتقل شوند.
اما بحران امروز تنها در میدان اتفاق نمیافتد؛ در تلفن همراه مردم نیز بازتاب پیدا میکند.
بنابراین آمادگی برای بحران باید همزمان دو عرصه را دربرگیرد:
آمادگی میدانی برای حفظ امنیت دریانوردی و حمایت از مردم و فعالان اقتصادی و آمادگی رسانهای برای اطلاعرسانی سریع، مقابله با شایعات و ارائه اطلاعات دقیق و قابل اعتماد.
تقویت زیرساختهای دریایی و امدادی، توسعه ارتباطات اضطراری، حمایت از فعالان اقتصاد دریا، آموزش سواد رسانهای و ایجاد سازوکار مشخص برای اطلاعرسانی در شرایط بحرانی، بخشی از الزامات مدیریت مناطق ساحلی است.
مطالبهای فراتر از شعار
تنگه هرمز نه با یک بحران متولد شده و نه با پایان یک جنگ اهمیت خود را از دست میدهد.
این آبراه بخشی از ساختار دائمی اقتصاد، امنیت و تجارت منطقه و جهان است.
اما برای مردم ساحلنشین، مسئله فقط اهمیت ژئوپلیتیکی هرمز نیست؛ مسئله این است که در شرایط عادی و بحرانی، امکان زندگی و کار در کنار این دریا چگونه تضمین میشود.
از این رو، سیاستگذاری در مناطق ساحلی هرمزگان باید با نگاه بلندمدت دنبال شود؛ نگاهی که در آن مدیریت بحران، اقتصاد دریا، زیرساختهای ارتباطی و امدادی، حمایت از صیادان، سواد رسانهای و آمادگی برای سناریوهای مختلف، همزمان دیده شود.
همچنین همکاری کشورهای منطقه و تقویت سازوکارهای گفتوگو میتواند به کاهش ریسکهای امنیتی و اقتصادی کمک کند؛ زیرا ثبات پایدار در خلیج فارس و تنگه هرمز، علاوه بر ملاحظات بینالمللی، به مسئولیتپذیری کشورهای پیرامونی نیز وابسته است.
هرمز؛ میان نفت، امنیت، رسانه و زندگی
تنگه هرمز را نمیتوان فقط روی نقشه دید.
روی نقشه، یک گذرگاه دریایی است؛ در آمارهای اقتصادی، مسیر عبور میلیونها بشکه نفت و حجم قابلتوجهی از LNG؛ در تحلیلهای سیاسی، یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان؛ در فضای رسانهای، میدان رقابت روایتها و در زندگی مردم ساحلنشین، بخشی از محیط کار و معیشت آنان.
جنگ ۱۲روزه بار دیگر نشان داد فاصله میان «بحران امنیتی» و «پیامد اقتصادی» میتواند کوتاه باشد.
اما در کنار همه این اعداد، واقعیتی انسانی وجود دارد که نباید در تحلیلهای کلان گم شود:
امنیت تنگه هرمز زمانی کامل معنا پیدا میکند که امنیت زندگی مردم کنار آن نیز دیده شود.
برای جهان، هرمز یک گلوگاه انرژی است؛ برای صیادی مانند ابولی، دریا محل کار و زندگی است؛ برای کشورهای منطقه، بخشی از معادله امنیتی و اقتصادی و برای رسانه، عرصهای برای روایت دقیق واقعیت.
از همین رو، هر تصمیم درباره امنیت و آینده هرمز، زمانی کامل است که صدای نفتکش، دولت، کارشناس، دیپلمات، رسانه و در نهایت صدای صیاد و مردم ساحلنشین را در کنار یکدیگر بشنود.
تنگه هرمز فقط جایی نیست که انرژی جهان از آن عبور میکند؛ جایی است که امنیت، اقتصاد، رسانه و زندگی به یکدیگر میرسند.
نویسنده: مرضیه ساحلی زادگان خبرنگار