تشدید نظارتها بر قاچاق سوخت در هرمزگان، به گفته برخی ناظران و فعالان محلی، موجب تغییر الگوی فعالیت بخشی از شبکههای قاچاق شده است؛ بهگونهای که اکنون دام زنده به یکی از کالاهای مورد توجه این شبکهها تبدیل شده و از مسیرهای فرعی و سواحل جنوبی راهی بازارهای کشورهای حاشیه خلیج فارس میشود.
به گزارش اختصاصی روزنامه دریای اندیشه؛سالها بود که نام جادههای جنوبی کشور با پدیده «شوتیها» گره خورده بود؛ خودروهایی که با سرعتهای سرسامآور در مسیرهای فرعی و اصلی تردد میکردند و عمدتاً با قاچاق سوخت شناخته میشدند. اما اکنون به نظر میرسد تشدید نظارتها بر شبکههای قاچاق سوخت، بخشی از این جریان را به سمت بازارهای جدید و پرسود سوق داده است؛ بازاری که این بار نه گازوئیل و بنزین، بلکه دام زنده در مرکز آن قرار دارد.
بررسیهای میدانی و گزارشهای محلی در هرمزگان نشان میدهد در ماههای اخیر شیوههای تازهای برای جابهجایی غیرقانونی دام شکل گرفته است.
در این روش، بخشی از دامها با خودروهای سواری و از مسیرهای فرعی و کمتردد به مناطق ساحلی منتقل میشوند تا از دید ایستگاههای کنترل و مسیرهای رسمی دور بمانند.
مقصد نهایی نیز سواحل و خورهای پراکندهای است که از آنجا امکان انتقال غیرقانونی دام به آن سوی آبهای خلیج فارس فراهم میشود.
این تغییر مسیر قاچاق، بیش از هر چیز نشاندهنده انعطاف بالای شبکههای غیرقانونی است. تجربه سالهای گذشته ثابت کرده هر زمان که راه یک فعالیت قاچاق محدود شود، قاچاقچیان تلاش میکنند به سمت کالایی دیگر حرکت کنند؛ کالایی که اختلاف قیمت آن در داخل و خارج کشور سود قابل توجهی ایجاد کند.
کارشناسان اقتصادی معتقدند قاچاق دام زنده ریشه در اختلاف قیمت بازارها دارد. دام ایرانی به دلیل کیفیت گوشت و هزینه پایینتر تولید، در برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس متقاضیان فراوانی دارد.
همین اختلاف قیمت باعث شده قاچاقچیان برای دستیابی به سودهای کلان، ریسک فعالیت در این حوزه را بپذیرند.
اما آنچه این پدیده را نگرانکنندهتر میکند، شیوه انتقال آن است. خودروهایی که روزگاری حامل سوخت بودند، اکنون در برخی موارد برای جابهجایی دام مورد استفاده قرار میگیرند.
مسیرهای خاکی، جادههای فرعی و راههای کمتردد به حلقهای از زنجیره قاچاق تبدیل شدهاند؛ زنجیرهای که از روستاها و دامداریها آغاز میشود و در سواحل جنوبی پایان مییابد.
پیامدهای این روند تنها به خروج غیرقانونی چند رأس دام محدود نمیشود. هر دام خارجشده از چرخه رسمی، به معنای کاهش عرضه در بازار داخلی است.
در شرایطی که قیمت گوشت قرمز یکی از دغدغههای اصلی خانوارها محسوب میشود، خروج دام میتواند به تشدید فشار بر بازار و افزایش قیمتها منجر شود. از سوی دیگر، دامدارانی که در چارچوب قوانین فعالیت میکنند، از این وضعیت آسیب میبینند؛ زیرا بخشی از سرمایه دامی کشور بدون پرداخت عوارض و طی مراحل قانونی از دسترس بازار داخلی خارج میشود.
هرمزگان به دلیل برخورداری از سواحل گسترده، خورها، اسکلههای کوچک و مسیرهای دریایی متعدد، همواره یکی از استانهای حساس در حوزه مبارزه با قاچاق بوده است. همین ویژگیهای جغرافیایی که ظرفیت بزرگی برای تجارت، شیلات و اقتصاد دریامحور ایجاد کردهاند، در مواردی مورد سوءاستفاده شبکههای قاچاق نیز قرار میگیرند. با این حال بسیاری از صاحبنظران معتقدند مقابله صرفاً انتظامی نمیتواند راهحل نهایی باشد. تجربه قاچاق سوخت نشان داده هرگاه زمینههای اقتصادی و معیشتی نادیده گرفته شود، فعالیتهای غیرقانونی تنها شکل خود را تغییر میدهند. امروز ممکن است سوخت هدف اصلی باشد و فردا دام، کالا یا محصولی دیگر است.
واقعیت این است که قاچاق تنها یک مسئله امنیتی نیست؛ بلکه یک مسئله اقتصادی و اجتماعی نیز به شمار میرود. تا زمانی که اختلاف قیمتها، بیکاری و جذابیت سودهای غیرقانونی وجود داشته باشد، شبکههای قاچاق راههای جدیدی برای ادامه فعالیت خود پیدا خواهند کرد.
آنچه امروز در برخی مناطق هرمزگان مشاهده میشود، شاید نشانهای از همین تغییر الگو باشد؛ تغییری که اگر به موقع مدیریت نشود، میتواند تبعات گستردهتری برای اقتصاد استان و معیشت مردم به همراه داشته باشد.
هرمزگان دروازه تجارت ایران است؛ استانی که بخش مهمی از اقتصاد کشور بر دوش آن قرار دارد. حفظ امنیت اقتصادی این استان نیازمند نگاهی فراتر از کشفیات مقطعی و برخوردهای موردی است. مقابله با قاچاق، زمانی موفق خواهد بود که علاوه بر کنترل مرزها و مسیرها، ریشههای اقتصادی شکلگیری این پدیده نیز مورد توجه قرار گیرد؛ در غیر این صورت، قاچاق تنها لباس خود را عوض خواهد کرد.
قاچاقی که شکل عوض کرد
در جنوب، قاچاق همیشه یک داستان ثابت نداشته است. روزگاری بشکههای سوخت و خودروهای مملو از گازوئیل نماد اقتصاد زیرزمینی بودند؛ امروز اما روایت دیگری
در حال شکلگیری است.
گویی قاچاقچیان بهجای ترک میدان، تنها مسیر خود را تغییر دادهاند. همان جادههای خاکی، همان راههای فرعی و همان سواحل خلوت، این بار شاهد انتقال کالایی هستند که صدای موتور آن به گوش نمیرسد؛ دامهایی که در سکوت شب از دل روستاها به سمت دریا حرکت میکنند.
آنچه بیش از خود قاچاق نگرانکننده به نظر میرسد، توانایی شبکههای غیرقانونی در سازگار شدن با شرایط جدید است. هرگاه یک مسیر بسته میشود، مسیری دیگر گشوده میشود. این موضوع نشان میدهد مبارزه با قاچاق تنها به معنای توقیف محمولهها نیست؛ بلکه رقابتی دائمی میان قانون و شبکههایی است که برای حفظ سود خود، هر روز شیوهای تازه ابداع میکنند.
امروز پرسش اصلی این نیست که قاچاق سوخت کاهش یافته یا خیر؛ پرسش این است که آیا قاچاق از بین رفته یا فقط چهره خود را عوض کرده است؟ اگر پاسخ گزینه دوم باشد، آنگاه باید گفت اقتصاد زیرزمینی جنوب وارد فصل تازهای شده است؛ فصلی که قهرمانان آن دیگر بشکههای سوخت نیستند، بلکه گوسفندهایی هستند که بیصدا راهی آن سوی خلیج فارس میشوند.
وقتی سود، مسیر را تعیین میکند
کارشناسان اقتصادی معتقدند قاچاقچیان به کالا وفادار نیستند؛ آنها به سود وفادارند. به همین دلیل هر زمان که حاشیه سود یک کالای قاچاق کاهش یابد یا ریسک آن بالا برود، سرمایه و نیروی خود را به سمت کالای دیگری هدایت میکنند.
از این منظر، قاچاق دام در هرمزگان را میتوان نه یک پدیده مستقل، بلکه بخشی از تغییر نقشه اقتصاد پنهان در جنوب کشور دانست؛ اقتصادی که همواره به دنبال کوتاهترین مسیر برای رسیدن به بیشترین سود است.