انفجار یک ساختمان مسکونی در بندرعباس بار دیگر سؤال قدیمی را زنده کرد: نشت گاز تا چه زمانی قرار است فقط «حادثه» تلقی شود؟
یک انفجار، یک کودک و شهری که دوباره غافلگیر شد.
انفجار در سکوت؛ وقتی گاز، خانه را از درون بلعید
به گزارش اختصاصی روزنامه دریای اندیشه ؛صدای انفجار، ناگهانی بود؛ نه شبیه تصادف، نه شبیه ریزش.بیشتر شبیه شکستن یک سکوت قدیمی.
چند ثانیه بعد، بلوار در دود گم شد، شیشهها فرو ریختند و مردمی که هنوز خواب از چشمشان نرفته بود، با ترس به خیابان ریختند. بندرعباس، صبحش را با یک انفجار آغاز کرد؛ انفجاری که نه در پالایشگاه رخ داد، نه در اسکله و نه در تأسیسات صنعتی؛ بلکه درست در دل یک ساختمان مسکونی.
ساختمانی که قرار بود امنترین نقطه زندگی باشد.
روایت یک حادثه در دل شهر
حادثه در یکی از ساختمانهای مسکونی بندرعباس رخ داد؛ جایی میان خانهها، مغازهها و عبور روزمره مردم. شدت انفجار به حدی بود که بخشی از ساختمان تخریب شد، خودروهای پارکشده اطراف آسیب دیدند و شیشههای واحدهای مجاور فرو ریختند. آوار، کوچه را پر کرد و دود، تا دقایقی اجازه دیدن نمیداد.
آتشنشانی و نیروهای امدادی در همان دقایق اولیه به محل رسیدند. عملیات امداد آغاز شد؛ بیرون کشیدن مصدومان، ایمنسازی محل و جستوجو برای اطمینان از نبود افراد گرفتار زیر آوار. در این میان، خبر تلختر از همه بود: یک کودک جان خود را از دست داد و شماری دیگر مجروح شدند؛ مجروحانی که برخیشان فقط قربانی نزدیکی به یک انفجار بودند، نه خطای شخصی.
آنچه رسماً گفته شد
بر اساس اعلام اولیه مسئولان، علت انفجار نشت گاز شهری عنوان شده است؛ نشتیای که به تجمع گاز در فضای بسته انجامیده و با یک جرقه، ساختمان را از درون منفجر کرده است. تأکید شده که حادثه، منشأ امنیتی یا خرابکارانه نداشته و بررسیها همچنان ادامه دارد.
همین چند جمله، خلاصه روایت رسمی است؛ روایتی کوتاه، فنی و بدون ورود به لایههای عمیقتر ماجرا.
اما آیا ماجرا واقعاً به همین سادگی تمام میشود؟
انفجارهایی که اتفاقی نیستند
نشت گاز، یک «اتفاق ناگهانی» نیست.
نتیجه یک فرآیند است؛ زنجیرهای از تصمیمها، بیتوجهیها و نظارتهای نیمهکاره.
در سالهای اخیر، گازکشی خانگی در بندرعباس با سرعتی بیشتر از توان نظارتی شهر گسترش یافته است. ساختمانهایی که با عجله ساخته میشوند، تغییر کاربری میدهند، یا بدون بازبینی جدی، به شبکه گاز متصل میشوند. در بسیاری از موارد، نظارتها به همان مرحله نصب اولیه محدود میشود و پس از آن، سالها هیچ بازرسی واقعی انجام نمیگیرد.
لولههایی که فرسوده میشوند، اتصالاتی که غیراستانداردند، وسایل گرمایشی و پختوپز که بدون بررسی ایمنی نصب میشوند؛ همه اینها آرام و بیصدا، یک خطر بالقوه میسازند. خطری که تا لحظه انفجار، دیده نمیشود.
سؤالهایی که در ذهن تداعی می شود:
این ساختمان:چه زمانی گازکشی شده است؟
آیا تأییدیه استاندارد داشته؟
آخرین بازرسی ایمنی چه زمانی انجام شده؟
نقش مالک، مجری و ناظر در این میان چه بوده؟
و مهمتر از همه، سهم دستگاههای مسئول در پیشگیری از این حادثه چقدر است؟
اینها سؤالهایی نیستند برای متهمکردن؛ بلکه برای جلوگیری از تکرار.
زیرا تجربه نشان داده هر انفجار گاز، اگر فقط در حد یک «حادثه» باقی بماند، بهزودی جایش را به انفجاری دیگر خواهد داد؛ در ساختمانی دیگر، با قربانیانی دیگر.
بندرعباس و یک بحران خاموش
بندرعباس، شهری است که همزمان با توسعه، بار سنگینی از فرسودگی را نیز به دوش میکشد. ساختمانهای قدیمی در کنار سازههای نوساز، محلههایی با زیرساختهای ناهمگون و شبکههایی که برای جمعیتی کمتر طراحی شدهاند.
در چنین شهری، گاز اگرچه نعمتی برای آسایش است، اما بدون نظارت مستمر میتواند به تهدیدی جدی تبدیل شود. بحرانی خاموش که تا پیش از انفجار، هیچ نشانهای از خود بروز نمیدهد.
کارشناسان بارها هشدار دادهاند که ایمنی، فرآیندی مداوم است نه یک امضا پای پایانکار. اما این هشدارها اغلب در هیاهوی روزمرگی گم میشوند.
فراتر از آوار
پس از هر انفجار، آوار جمع میشود، خیابان پاکسازی میشود و زندگی، ظاهراً به مسیر عادی بازمیگردد. اما برای خانوادهای که عزیزی را از دست داده، هیچچیز عادی نمیشود. برای کودکی که دیگر به خانه بازنمیگردد، انفجار فقط یک خبر کوتاه نیست؛ پایان یک زندگی است.
و برای شهری که هر بار این حوادث را تکرار میکند، سؤال همچنان پابرجاست:پیشگیری کجای این ماجرا ایستاده است
پایان یک گزارش نه پایان یک نگرانی
این انفجار، شاید در آمارها یک حادثه ثبت شود؛اما در حافظه شهر، یک هشدار است.
هشداری که اگر جدی گرفته نشود، دیر یا زود، دوباره شنیده خواهد شد؛ با صدایی بلندتر، آواری سنگینتر و شاید قربانیانی بیشتر. انفجار تمام شد؛اما خطر، هنوز در لولهها جریان دارد.
انفجارها اتفاقی
نیستند
انفجار یک ساختمان مسکونی، هرچند در گزارشهای رسمی با عنوان «نشت گاز» جمعبندی میشود، اما در واقع نتیجه یک لحظه نیست؛ محصول یک روند است. روندی که از بیتوجهیهای کوچک آغاز میشود و در نهایت، به فاجعه ختم میشود.
گاز شهری، برخلاف ظاهر بیخطرش، نیازمند نظارت دائمی است؛ نظارتی که در بسیاری از ساختمانها، فقط به مرحله نصب اولیه محدود میشود. پس از آن، سالها میگذرد بدون آنکه وضعیت لولهکشی، اتصالات، وسایل مصرفکننده یا تغییرات انجامشده در واحدها، دوباره بررسی شود. همین خلأ نظارتی است که نشتهای کوچک را به انفجارهای بزرگ تبدیل میکند.
در شهری مانند بندرعباس که ترکیبی از ساختمانهای قدیمی، نوساز و تغییرکاربریدادهشده را در خود جای داده، خطر چند برابر است. بسیاری از ساختمانها بدون بازبینی جدیِ زیرساختها به شبکه گاز متصل شدهاند و در برخی موارد، تغییرات داخلی واحدها بدون اطلاع یا تأیید کارشناسی انجام میشود. این یعنی ایمنی، بهجای آنکه یک اصل دائمی باشد، به یک امضای مقطعی تقلیل یافته است.
از سوی دیگر، مسئولیت ایمنی بهصورت پراکنده میان نهادهای مختلف تقسیم شده؛ شرکت گاز، شهرداری، مجریان و مالکان. وقتی مسئولیت شفاف نباشد، پاسخگویی هم کمرنگ میشود. در چنین شرایطی، پس از هر حادثه، همه به «علت فنی» اشاره میکنند، اما کمتر کسی از «پیشگیری» سخن میگوید.
واقعیت این است که انفجارهای گازی، بیشتر از آنکه غیرقابلپیشبینی باشند،قابلپیشگیریاند.
بازرسیهای دورهای واقعی، اطلاعرسانی به ساکنان، سختگیری در استانداردها و پاسخگویی شفاف پس از حوادث، میتواند زنجیره خطر را قطع کند. اما تا زمانی که این اقدامات جدی گرفته نشود، هر انفجار فقط یک خبر نیست؛ یک هشدار تکرارشونده است.
دو جانباخته و ۱۴ مصدوم؛ روایت رسمی انفجار بلوار معلم
مهرداد حسنزاده، مدیرکل مدیریت بحران استانداری هرمزگان، با اشاره به انفجار ظهر شنبه در یک مجتمع مسکونی واقع در بلوار معلم بندرعباس، اعلام کرد که این حادثه تاکنون دو فوتی و ۱۴ مصدوم بر جای گذاشته است. وی افزود که نیروهای آتشنشانی و امدادی به سرعت به محل اعزام شده و عملیات امدادرسانی آغاز شده است.
مدیرکل مدیریت بحران به مردم توصیه کرد که به شایعات توجه نکنند و اخبار را فقط از منابع رسمی دنبال کنند.
سلحشور، رئیس جمعیت هلالاحمر هرمزگان می گوید: به محض اطلاع از حادثه، ۵ تیم واکنش سریع هلالاحمر در محل حاضر شدند و در حال امدادرسانی به مصدومان هستند. وی تأکید کرد که علت حادثه هنوز در دست بررسی است.
محمدامین لیاقت، رئیس سازمان آتشنشانی بندرعباس، جزئیات عملیات را اینگونه تشریح کرد:«حادثه انفجار در ساعت ۱۴:۱۰ دقیقه در کوچه بهارستان ۱۶ بلوار معلم گزارش شد. تیمهای آتشنشانی بلافاصله در محل حاضر شده و تمامی مصدومان را از ساختمان خارج و تحت درمان قرار دادند.
علت اولیه انفجار نشت گاز بوده است.»
لیاقت همچنین خاطرنشان کرد که عملیات جستوجو و نجات به پایان رسیده و پاکسازی کوچه و محل حادثه ادامه دارد.
وقتی شهر کنار هم میایستد
بعد از انفجار، پیش از آنکه آژیرها به صدا دربیایند، مردم رسیدند.
همسایهها، رهگذران، مغازه دارها؛ کسانی که نه لباس امدادی داشتند و نه مأموریت رسمی، اما ایستادند. یکی آب آورد، یکی راه را باز کرد، دیگری کودکی را در آغوش گرفت و دور کرد از دود و آوار.
در میان آشوب، صحنههایی شکل گرفت که کمتر در خبرها میآید؛ دستی که روی شانه مینشست، صدایی که میگفت «آروم باش»، نگاهی که میخواست امید بدهد. بندرعباس، برای لحظهای کوتاه، فقط یک شهر نبود؛ یک خانواده بود که دور هم جمع شده بود.
نیروهای امدادی هم بهسرعت وارد عمل شدند.
آتشنشانها، اورژانس و مدیریت بحران، در شرایطی سخت، جانهایی را نجات دادند که شاید چند دقیقه تأخیر، سرنوشت دیگری برایشان رقم میزد. حضورشان، دلِ نگرانِ بسیاری را آرام کرد؛ نشانهای از اینکه هنوز میشود به واکنش سریع و حرفهای امید داشت.
حادثه تلخ بود، اما آنچه در دلش دیده شد، فقط ویرانی نبود. همدلی بود؛ چیزی که هرچند انفجار نمیتواند نابودش کند. شهری که بلد است در سختترین لحظهها، کنار هم بایستد، هنوز زنده است؛ هنوز میشود به فردایش فکر کرد.