بندرعباس به عنوان قطب اقتصادی جنوب ایران و دروازه ورود و خروج کالا، همواره دارای پویایی‌های خاص اجتماعی و فرهنگی بوده است. اما در کنار این پویایی، سایه سنگینی به نام «اعتیاد در سنین پایین» بر پیکره شهر گسترده شده است. یکی از نگران‌کننده‌ترین جنبه‌های این پدیده، تغییر مکان مصرف مواد از محیط‌های بسته و مخفی، به محیط‌های باز و عمومی نظیر پارک‌ها و فضای ساحلی است. پارک‌هایی که باید محیطی برای رشد، تفریح و سلامت باشند، در برخی نقاط شهر به «کانون‌های تجمع» جوانانی تبدیل شده‌اند که در چرخه‌ای مخرب از مصرف مواد روان‌گردان و صنعتی گرفتار شده‌اند.
برای درک عمق بحران در پارک‌های بندرعباس، ابتدا باید به موقعیت این شهر نگاه کرد. بندرعباس به دلیل ماهیت بندری، متأسفانه در معرض جریان‌های ترانزیتی مواد مخدر قرار دارد. این دسترسی نزدیک به منابع تأمین، باعث می‌شود که مواد مخدر (به‌ویژه مواد صنعتی و جدید) با قیمتی ارزان‌تر و دسترسی آسان‌تر نسبت به شهرهای داخلی کشور در دسترس باشد.
در این میان، پارک‌های ساحلی و فضای باز شهر، به دلیل وسعت زیاد و وجود نقاط کور (مانند درختان متراکم یا نقاط دور از دیدبانی)، به محیطی ایده‌آل برای «ساقی‌های جوان» و مصرف‌کنندگان تبدیل شده‌اند. در این نقاط، تبادل مواد در پوششی از تفریح و گپ زدن صورت می‌گیرد و به دلیل تردد بالای مردم، شناسایی دقیق و دستگیر کردن مصرف‌کنندگان برای نیروهای انتظامی با دشواری‌های زیادی همراه است.

از قلیان تا مواد صنعتی
یکی از مفاهیم کلیدی در گزارش‌های اجتماعی مربوط به جوانان بندرعباس، «دروازه‌های ورود» است. اعتیاد در پارک‌ها معمولاً به صورت یکباره شروع نمی‌شود، بلکه طی یک روند تدریجی پیش می‌رود.
در فرهنگ ساحلی و تفریحی بندرعباس، مصرف قلیان در پارک‌ها بسیار رایج است. برای بسیاری از نوجوانان، نشستن دور قلیان در پارک‌های ساحلی، نمادی از «بزرگ شدن» یا «عضویت در یک گروه دوستانه» است. بسیاری از متخصصین اجتماعی این پدیده را «پیش‌درآمد اعتیاد» می‌نامند؛ چرا که قلیان باعث کاهش ترس از مصرف مواد می‌شود و محیط‌های تجمع دور قلیان، بستری برای معرفی مواد سخت‌تر توسط افراد سودجو فراهم می‌کند.

دنیای مواد سبز و صنعتی (گل و کمیکال)
پس از پذیرش دخانیات، نوجوانان به سمت موادی مانند «گل» و به‌ویژه «کمیکال» (Chemical) سوق داده می‌شوند. مواد صنعتی به دلیل شباهت ظاهری به گیاهان سبز و تبلیغات فریبنده ساقی‌ها (که ادعا می‌کنند این مواد اعتیادآور نیستند یا فقط باعث آرامش می‌شوند) به سرعت در پارک‌ها رواج یافته‌اند. مصرف این مواد در محیط‌های باز، به دلیل اثرات اولیه آرام‌بخش یا توهم‌زای آن، برای جوانان جذاب است.

سقوط در دام مواد سخت (شیشه و یخ)
در مراحل پیشرفته‌تر، وقتی مواد صنعتی دیگر اثر مورد انتظار را ندارند، جوانان به سمت مواد تحریک‌کننده‌ای مانند «شیشه» یا «یخ» می‌روند. در این مرحله، پارک‌ها دیگر محیطی برای تفریح نیستند، بلکه به مکان‌هایی برای «تأمین مالی» (از طریق سرقت‌های کوچک یا فروش وسایل) و مصرف مواد تبدیل می‌شوند.
چرا نوجوانان به جای ورزش و تفریح، پارک‌ها را برای مصرف مواد انتخاب می‌کنند؟
در سنین نوجوانی، نیاز به پذیرفته شدن در یک گروه بسیار شدید است. وقتی بخش بزرگی از یک گروه دوستانه در پارکی مشغول مصرف ماده‌ای هستند، فرد نوجوان برای اینکه «عجیب» یا «بچه‌گانه» به نظر نرسد، به مصرف روی می‌آورد.
نبود مراکز تفریحی تخصصی و ارزان برای نوجوانان، در کنار فشارهای تحصیلی و مشکلات خانوادگی، باعث می‌شود پارک‌ها به مکان‌هایی برای «فرار موقت» تبدیل شوند. مواد مخدر در اینجا به عنوان یک «داروی تسکین‌دهنده» برای خلأهای عاطفی عمل می‌کند.
امروزه خرید مواد از طریق شبکه‌های اجتماعی (تلگرام و اینستاگرام) صورت می‌گیرد، اما «تحویل» کالا اغلب در پارک‌ها و نقاط خلوت شهر انجام می‌شود. این موضوع باعث شده است که پارک‌ها به نقاط توزیع تبدیل شوند.

پیامدهای اجتماعی و امنیتی در محیط شهری
حضور افراد تحت تأثیر مواد مخدر در پارک‌ها، باعث ایجاد ترس در خانواده‌ها و کودکان می‌شود. این مسئله باعث می‌شود بسیاری از شهروندان از استفاده از پارک‌ها به عنوان محیطی سالم روی‌گردان شوند. پارک‌ها از «مراکز ترویج سلامت» به «نقاط خطر» تبدیل می‌شوند. وقتی یک پارک به عنوان «جای مواد» شناخته شود، مدیریت آن برای بازگرداندن فضای سالم به آن بسیار دشوار خواهد بود. اعتیاد در پارک‌ها معمولاً با سرقت از عابران یا تخریب اموال عمومی (مانند صندلی‌ها و چراغ‌های پارک) همراه است تا هزینه مصرف مواد تأمین شود.

نقد رویکردهای حمایتی و نظارتی
تاکنون اقدامات متعددی در بندرعباس صورت گرفته است، اما تحلیل این اقدامات نشان می‌دهد که رویکردها عمدتاً پلیسی-امنیتی بوده‌اند.
اقدام شهرداری و پلیس در ممنوع کردن قلیان در پارک‌های ساحلی گامی مثبت بود، اما بدون ارائه
جایگزین‌های تفریحی این اقدام تنها باعث جابجایی مصرف‌کنندگان از یک پارک به پارکی خلوت‌تر یا محله‌ای دورافتاده‌تر شد.
بسیاری از جوانان گرفتار در پارک‌ها، به دلیل ترس از قضاوت خانواده یا نبود مراکز درمانی رایگان و غیرداوطلبی در نزدیکی محل سکونت، هرگز به مراکز ترک اعتیاد مراجعه نمی‌کنند.
برای ریشه‌کنی این پدیده در پارک‌های بندرعباس، باید از یک مدل «جامع» استفاده کرد.
به جای اینکه صرفاً پلیس در پارک‌ها گشت بزند، باید تیم‌های مداخله سریع اجتماعی (شامل روان‌شناسان و مددکاران) در این نقاط حضور داشته باشند تا با جوانان گفتگو کرده و آن‌ها را به مراکز درمانی هدایت کنند. جوانان به دلیل نبود فضای مناسب، در پارک‌ها تجمع می‌کنند. ایجاد باشگاه‌های ورزشی ارزان، مراکز هنری در محله‌ها و برگزاری مسابقات ورزشی در همان پارک‌های ساحلی می‌تواند فضای پارک را از محیط مصرف به محیط فعالیت تغییر دهد.
بسیاری از والدین در بندرعباس، علائم اولیه مصرف مواد صنعتی (مانند کمیکال) را نمی‌شناسند یا آن را با تنبلی یا بزهکاری ساده اشتباه می‌گیرند. آموزش والدین برای شناسایی سریع علائم اعتیاد در نوجوانان حیاتی است.
بحران اعتیاد در پارک‌های بندرعباس، تنها یک مسئله جنایی یا پلیسی نیست، بلکه یک بحران اجتماعی-روانی است. پارک‌ها در واقع ویترینی از مشکلات عمیق‌تری هستند که در خانواده‌ها و مدارس وجود دارد. اگرچه مبارزه با ساقی‌ها و نظارت بر پارک‌ها ضروری است، اما تا زمانی که جذابیت مواد با جذابیت تفریحات سالم جایگزین نشود و تا زمانی که دسترسی آسان به مواد صنعتی در این شهر ساحلی قطع نگردد، پارک‌ها همچنان در معرض تبدیل شدن به کانون‌های اعتیاد خواهند بود. نجات این نسل از جوانان نیازمند یک ائتلاف بین شهرداری، دستگاه‌های انتظامی، بهزیستی و فعالان اجتماعی است تا محیط‌های شهری را دوباره به مکان‌هایی امن برای رشد نوجوانان تبدیل کنند.