بندرعباس در حالی یکی از مهمترین دروازههای تجارت خارجی کشور و محل فعالیت بنادر، گمرک، صنایع بزرگ، شرکتهای بازرگانی و دهها مجموعه اقتصادی است که افزایش نرخ ارز، کاهش قدرت خرید، رشد هزینههای زندگی و افت تقاضا، چهرهای متفاوت از اقتصاد این شهر ترسیم کرده است؛ اقتصادی که با وجود گردش عظیم کالا و سرمایه، بخشی از کسبوکارها را با کاهش فعالیت و مردم را با فشار فزاینده هزینههای زندگی مواجه کرده است.
مرتضی سلیمانی
به گزارش اختصاصی روزنامه دریای اندیشه؛ بندرعباس سالها با یک ویژگی مهم شناخته میشد؛ پول در این شهر جریان داشت. شهری بندری که تجارت، حملونقل، گمرک، خدمات، شرکتهای بازرگانی، انبارداری و دهها فعالیت اقتصادی وابسته به بندر، بخش مهمی از چرخ زندگی مردم را میچرخاند.
اما حالا تصویر دیگری از اقتصاد شهر در حال شکلگیری است؛ تصویری که در آن از یک سو نرخ ارز به مرز ۲۰۰ هزار تومان نزدیک شده و از سوی دیگر، قدرت خرید مردم کاهش یافته، کسبوکارها با افت تقاضا مواجه شدهاند و بخشی از شرکتها و فعالیتهای اقتصادی یا تعطیل شده یا با ظرفیت پایینتری کار میکنند.
این تناقض شاید مهمترین مسئله اقتصادی امروز بندرعباس باشد؛ شهری که یکی از مهمترین دروازههای تجارت خارجی کشور است، اما بخشی از مردمش دیگر توان خرید سابق را ندارند.
بندر شهید رجایی همچنان در ادبیات اقتصادی کشور بهعنوان یکی از پیشرانهای تجارت شناخته میشود و مسئولان از سهم حدود ۶۰ درصدی این بندر در تجارت خارجی کشور سخن گفتهاند. اما فاصله میان «گردش عظیم تجارت» و «قدرت خرید خانوار» حالا بیش از گذشته خودنمایی میکند.
دلار بالا رفت، درآمدها جا ماندند
افزایش نرخ ارز فقط یک عدد روی تابلوی صرافیها نیست. دلار وقتی بالا میرود، زنجیرهای از هزینهها را با خود بالا میکشد؛ از کالا و مواد اولیه گرفته تا تجهیزات، حملونقل، خدمات و هزینه جایگزینی کالا.
در روزهای اخیر نرخ دلار آزاد تا محدوده ۱۹۰ تا ۱۹۴ هزار تومان گزارش شده و بازار ارز بار دیگر در آستانه عبور از مرز روانی ۲۰۰ هزار تومان قرار گرفته است. اما مسئله اصلی برای شهروند بندرعباسی فقط افزایش قیمتها نیست؛ مسئله، درآمدی است که با هزینهها همقدم نشده است.
کاسبی که مشتریاش کمتر شده، کارگری که ساعت یا فرصت کاریاش کاهش یافته، شرکتی که پروژه جدید نمیگیرد، رانندهای که تعداد سرویسهایش پایین آمده و خانوادهای که مجبور شده خریدهای غیرضروری را از سبد مصرف خود حذف کند، همگی یک واقعیت مشترک را تجربه میکنند: پول کمتری در دست مردم میماند.
اقتصاد شهری زمانی رونق دارد که پول در آن بچرخد؛ مغازهدار بفروشد، کارگر دستمزد بگیرد، شرکت قرارداد ببندد، راننده بار جابهجا کند و مصرفکننده قدرت خرید داشته باشد.
وقتی این زنجیره دچار اختلال شود، رکود فقط در آمارهای اقتصادی دیده نمیشود؛ در خلوتتر شدن بازارها، کاهش خرید مردم و تعطیلی واحدهای اقتصادی خود را نشان میدهد.
پس از جنگ؛ اقتصاد بندرعباس هنوز به شرایط عادی برنگشته است
جنگ فقط خسارت مستقیم به زیرساختها وارد نمیکند؛ آثار اقتصادی آن میتواند ماهها بعد نیز ادامه داشته باشد.
در بندرعباس، اقتصادی که به تجارت و رفتوآمد کالا وابستگی بالایی دارد، از هر اختلال در زنجیره حملونقل و تجارت تأثیر میپذیرد.
حتی بازگشت پروازهای فرودگاه بندرعباس پس از وقفه ناشی از جنگ، نشانهای از اختلالی بود که در دوره جنگ در فعالیتهای اقتصادی و ارتباطی استان ایجاد شد.
اما مسئله امروز این است که بازگشت فعالیتها لزوماً به معنای بازگشت رونق نیست.
ممکن است یک شرکت دوباره باز شود، یک مسیر حملونقلی فعال شود یا تجارت از سر گرفته شود، اما اگر مشتری توان خرید نداشته باشد، سرمایهگذار نسبت به آینده اطمینان نداشته باشد و هزینه فعالیت اقتصادی جهش کرده باشد، رونق واقعی اتفاق نمیافتد.
این همان جایی است که بندرعباس با خطر «رکود تورمی» مواجه میشود؛ قیمتها بالا میروند، اما بازار کوچکتر میشود.