به گزارش اختصاصی دریای اندیشه ؛ساعت ۱۰:۳۰ صبح است. زنگ سوم تازه تمام شده و قرار است بچه‌های کلاس چهارم برای زنگ ورزش به حیاط بروند. من، به‌عنوان یک معلم دوره ابتدایی با 9 سال سابقه تدریس، هر هفته این صحنه را می‌بینم: هیجان بچه‌ها برای خروج از کلاس، صفی که نیمه‌منظم بسته می‌شود و توپ‌هایی که پیش از رسیدن به زمین بازی، میان چند دانش‌آموز دست‌به‌دست می‌شود. روی کاغذ، این یک ساعت رسمی از برنامه مصوب وزارت آموزش و پرورش است؛ اما در عمل، همیشه آن‌طور که باید جدی گرفته نمی‌شود.

این گزارش، روایت یک هفته مشاهده و گفت‌وگو در مدرسه‌ای دولتی در یکی از مناطق شهری است؛ مدرسه‌ای با ۳۲۰ دانش‌آموز و حیاطی که بیشتر به حیاط خانه‌ای کوچک شباهت دارد تا زمین بازی.

حیاطی که زمین چند کلاس است

حیاط مدرسه ما حدود 250 متر مربع است. همین فضا باید در ساعات مختلف، میزبان سه یا چهار کلاس باشد. وقتی زنگ ورزش می‌شود، مربی تربیت‌بدنی با سوتی در دست وارد حیاط می‌شود و بچه‌ها به چهار گوشه تقسیم می‌شوند: گوشه‌ای برای فوتبال، گوشه‌ای برای طناب‌زنی، بخشی برای نرمش و گوشه‌ای که معمولاً به محل نشستن و تماشای بقیه تبدیل می‌شود.

اما واقعیت این است که در بسیاری از روزها، برنامه مشخص و از پیش طراحی‌شده‌ای وجود ندارد. مربی تلاش می‌کند نظم برقرار کند، اما تعداد دانش‌آموزان، محدودیت فضا و کمبود تجهیزات، کار را دشوار می‌کند. سه توپ پلاستیکی و دو طناب، سهم ۲۵ دانش‌آموز است.

همکارم خانم احمدی، معلم تربیت‌بدنی مدرسه، در گفت‌وگو با من می‌گوید:

از نظر آیین‌نامه، زنگ ورزش جدی است و باید طبق برنامه پیش برود. اما وقتی 25دانش آموز در حیاط‌اند و تجهیزات کافی نداریم، عملاً بیشتر زمان صرف مدیریت جمعیت می‌شود تا آموزش مهارت.

او با ۱۲ سال سابقه تدریس اضافه می‌کند:گاهی مجبور می‌شوم بازی آزاد بگذارم، چون اجرای تمرینات مهارتی در این فضا سخت است. این یعنی زنگ ورزش بیشتر به تخلیه انرژی تبدیل می‌شود تا آموزش واقعی.

زنگی که گاهی قربانی ریاضی می‌شود

زمانی که بعضی از مدارس معلم ورزش ندارند و خود معلم باید به بچه ها ورزش میداد بارها همکاران زنگ ورزش را به دلایل مختلفی از جمله به‌دلیل نزدیک بودن امتحان ریاضی، به کلاس درس منتقل میکنند. معلم با هماهنگی ، تصمیم میگیرد این ساعت صرف مرور درس شود.

این اتفاق شاید استثنا نباشد. در برخی مدارس، به‌ویژه در آستانه آزمون‌ها، زنگ ورزش اولین گزینه برای جابه‌جایی است. این در حالی است که در اسناد رسمی آموزشی، تربیت‌بدنی جزو دروس الزامی است و حذف آن، مغایر با اهداف تربیتی تعریف‌شده.

از نگاه منِ معلم ابتدایی، پیام پنهان چنین تصمیم‌هایی به دانش‌آموزان روشن است: «درس‌های نظری مهم‌ترند.» همین پیام کافی است تا اهمیت زنگ ورزش در ذهن کودکان کم‌رنگ شود.

صدای دانش‌آموزان؛ هیجان، اما بی‌برنامه

برای تکمیل این گزارش، با چند دانش‌آموز کلاس های مختلف گفت‌وگو کردم.

علی، 12 ساله، می‌گوید:

«من زنگ ورزش رو خیلی دوست دارم، چون می‌تونیم فوتبال بازی کنیم. ولی بعضی وقتا دعوا میشه سر توپ و معلم میگه آروم باشید، بعدش دیگه بازی قشنگ نمی‌شه.»

مجید، 10 ساله، نظر متفاوتی دارد:

«من طناب‌زدن رو دوست دارم، ولی همیشه نوبتم دیر میشه. بعضی وقتا هم فقط می‌شینم نگاه می‌کنم.»

این جمله «فقط می‌شینم نگاه می‌کنم» برای منِ معلم، زنگ خطر است. اگر دانش‌آموزی در زنگ ورزش به تماشاگر تبدیل شود، یعنی مشارکت فعال که هدف اصلی این درس است، تحقق نیافته است.

 

مربی ورزش؛ میان سوت و مسئولیت

خانم احمدی، مربی تربیت‌بدنی مدرسه، درباره چالش‌های کارش می‌گوید:

انتظار از ما بالاست؛ باید مهارت آموزش بدهیم، استعداد کشف کنیم و بچه‌ها را هم شاد نگه داریم. اما وقتی فضای استاندارد یا وسایل کافی نداریم، بخشی از انرژی‌مان صرف مدیریت شرایط می‌شود.

او تأکید می‌کند که زنگ ورزش نباید صرفاً به بازی آزاد محدود شود:

بچه‌ها باید یاد بگیرند چطور گرم کنند، چطور کار گروهی انجام دهند، چطور قوانین بازی را رعایت کنند. این‌ها مهارت‌های زندگی‌اند.

با این حال، او اذعان می‌کند که در عمل، گاهی «اجبار» به حضور، جای «برنامه‌ریزی آموزشی» را می‌گیرد.

 

کم‌تحرکی؛ چالشی فراتر از مدرسه

واقعیت این است که بسیاری از دانش‌آموزان پس از پایان مدرسه، زمان زیادی را صرف تماشای تلویزیون یا استفاده از تلفن همراه می‌کنند. در چنین شرایطی، زنگ ورزش مدرسه شاید تنها فرصت تحرک منظم برای برخی از آن‌ها باشد.

به‌عنوان معلم، بارها دیده‌ام دانش‌آموزانی که در کلاس بی‌قرار و کم‌تمرکزند، پس از یک زنگ ورزش فعال، آرام‌تر و آماده‌تر برای یادگیری می‌شوند. این تجربه شخصی، با یافته‌های علمی نیز همخوانی دارد: تحرک بدنی منظم، تمرکز و خلق‌وخو را بهبود می‌بخشد.

چرا جدی گرفته نمی‌شود؟

اساس مشاهدات میدانی، چند عامل در کم‌رنگ‌شدن جدیت زنگ ورزش نقش دارند:

کمبودزیرساخت و تجهیزات

تراکم بالای دانش‌آموزان در یک فضا

اولویت‌دادن به دروس نظری در زمان‌های حساس

نبود نظارت مستمر بر کیفیت اجرا

این عوامل در کنار هم باعث می‌شوند زنگ ورزش، علی‌رغم اجباری بودن، در عمل به ساعتی نیمه‌رسمی تبدیل شود.

راهی برای جدی‌تر شدن

از نگاه منِ معلم، راه‌حل تنها در افزایش بودجه یا ساخت سالن‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ هرچند این‌ها ضروری‌اند. تغییر نگرش نیز اهمیت دارد. اگر مدیر، معلم و والدین همگی باور داشته باشند که تربیت‌بدنی بخشی از آموزش است، نه حاشیه آن، کیفیت اجرا نیز بهبود می‌یابد.

سوتی که باید جدی‌تر شنیده شود

زنگ ورزش در مدارس ابتدایی، فرصتی برای شکل‌گیری عادت‌های سالم و تقویت مهارت‌های اجتماعی است. اجباری بودن آن تصمیمی درست و ضروری است؛ اما اگر این اجبار با کیفیت اجرا همراه نباشد، هدف اصلی محقق نخواهد شد.

به‌عنوان معلمی که هر روز با دانش‌آموزان سر و کار دارد، باور دارم کودکان ما شایسته زنگ ورزشی هستند که فقط «وقت آزاد» نباشد، بلکه «آموزش در حرکت» باشد.

سوت آغاز بازی هر هفته به صدا درمی‌آید؛ آیا ما، بزرگ‌ترها، این صدا را به اندازه کافی جدی می‌گیریم؟