شهرستان میناب، دیار نخلهای سرافراز و مردمان نجیب، این روزها شاهد تجلی عمیقترین پیوند میان مکتب ایثار و خاک مقدس بود. تشییع و تدفین ۶۲ قطعه از پیکرهای مطهر شهدای دانشآموز که پس از چند ماه تفحص شدهاند، تنها یک مراسم تشییع ساده نبود؛ بلکه فریادی رسا بر سر تاریخ بود که نشان دهد حق هرگز در غبار زمان گم نخواهد شد.
وقتی تابوتهای کوچک و سبک، اما به غایت سنگین از بار معنایی بر دستان مردم داغدیده میناب قرار گرفت، وداع مادرانی که چشمانتظارِ حتی تکهای از پیکر جگرگوشههایشان بودند، تصویری از کربلا را در ذهنها بازسازی کرد. این صحنهها، قلبهای سنگی را نیز به لرزه میآورد، اما در عین حال، پیامآور عزتی است که خون این کودکان دانشآموز برای ایران اسلامی به ارمغان آورده است.
مکتبی که مرد میسازد
این شهدای گرانقدر، در سنینی که اقتضای کودکی شان سرگرمیهای روزمره بود، پشت نیمکتهای مدرسه را رها کردند و در کلاس «درسِ عشق»، مشقِ شهادت نوشتند. آنها «دانشآموز» بودند، نه در معنای صرفِ آموزشی، بلکه دانشآموزانِ مکتبِ روحالله(ره) که ثابت کردند مرزهای دانش و معرفت با مرزهای جغرافیایی و دفاع از کیان اسلامی، در یک نقطه تلاقی دارند.
امروز برخی در هیاهوی تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمن، میکوشند یاد و خاطره این ستارههای دنبالهدار را در حافظه تاریخی ملت کمرنگ کنند، اما همین تشییع باشکوه در میناب، گواهی روشن بر شکست این پروژه است. ملت ما نشان داد که علیرغم تمام مشکلات معیشتی و فشارهای ظالمانه استکبار، پای آرمانهای خود ایستاده است و این ایستادگی را مدیون همین پیکرهای مطهری میداند .
وداع جانسوز مادران با قطعاتی از پیکر فرزندانشان، فراتر از یک سوگواری شخصی، یک بیانیه سیاسی است. هر قطعه از این پیکرهای پاک، سندی است بر تجاوزگری دشمنان این مرز و بوم و ایادی مزدورشان که تلاش کردند با دستان پلید خود، کودکان نوپای انقلاب را در خاک مدفون کنند. اما زهی خیال باطل! خون این شهدا، ریشههای این درخت تناور را چنان آبیاری کرد که امروز شاخههای آن از مرزهای ایران عبور کرده و جبهه مقاومت را در سراسر ایران شکل داده است.
دشمن باید بداند؛ آنچه این مادران را استوار نگه داشته، نه فراموشی، که «ایمان به وعده الهی» است. آنها فرزندان خود را فدای «اسلام» و «ولایت» کردند و امروز با این پیکرها، گویی بار دیگر با آرمانهای امام راحل(ره) و رهبر فرزانه انقلاب تجدید بیعت کردهاند. این یعنی دشمن از همین نقطهای که فکر میکرد پیروز شده (یعنی حذف فیزیکی یک نسل)، شکست خورده است.تشییع شهدای دانشآموز در میناب، در شرایطی که استان هرمزگان درگیر مسائل کلان است، باید یک یادآوری جدی برای مسئولان باشد. این شهدا برای «عدالت»، «استقلال» و «عزت» این کشور جان دادند.
مسئولان باید بدانند که خدمت به مردمی که اینگونه پای ارزشهای دینی خود ایستادهاند، یک تکلیفِ شرعی است. شهدا رفتند تا میزهای مسئولیت برای خدمت به خلق و نه برای منافع شخصی یا حزبی، بماند. هرگونه کمکاری در رفع مشکلات اقتصادی استان و غفلت از رسیدگی به وضعیت معیشتی این مردم نجیب، خیانتی نابخشودنی به خون پاک این ۶۲ شهید دانشآموز است.
شهدا زنده اند
ما در صفحه سیاسی دریای اندیشه معتقدیم که این پیکرها، عطری را در فضای استان پراکنده است که باید «غبارِ روزمرگی» را از چهره جامعه بزداید. پیکرهای پاک این عزیزان در میناب آرام گرفت، اما روح حماسی آنان در رگهای این سرزمین جاری است. آنها به ما آموختند که برای ماندن، باید گذشت. و این درسی است که مسئولان، جوانان و تمام اقشار هرمزگان باید با گوش جان بشنوند و به آن عمل کنند. راه شهدا ادامه دارد و پرچم اقتدار این ملت، با قدرتِ همین خونهای پاک، روز به روز برافراشتهتر خواهد شد.
ستارههای خفته در خاکِ میناب سندی بر حقانیت یک ملت
شهرستان میناب، دیار نخلهای سرافراز و مردمان نجیب، این روزها شاهد تجلی عمیقترین پیوند میان مکتب ایثار و خاک مقدس بود. تشییع و تدفین ۶۲ قطعه از پیکرهای مطهر شهدای دانشآموز که پس از چند ماه تفحص شدهاند، تنها یک مراسم تشییع ساده نبود؛ بلکه فریادی رسا بر سر تاریخ بود که نشان دهد حق هرگز در غبار زمان گم نخواهد شد.