چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ | ساعت --:--:-- | بندرعباس ۴۱ درجه
خبر فوری
فرهنگی
گزارش میدانی از اوج نیایش در شب های قدر هرمزگان؛

شهری که تا سحر بیدار می‌ماند

نویسنده: مرتضی-سلیمانی ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ ۶ دقیقه مطالعه ۱۸ بازدید
در شبهای قدردر ماه رمضان، وقتی سکوت شب بر شهرهای جنوبی حاکم می‌شود، مساجد و حسینیه‌های هرمزگان از بندرعباس تا میناب و قشم غرق در نوری معنوی‌اند. شب قدر برای مردم این دیار تنها آیینی مذهبی نیست؛ خاطره‌ای جمعی است که نسل‌ها را کنار هم می‌نشاند، اشک و دعا را در هم می‌آمیزد و دل‌ها را به آسمان پیوند می‌دهد.

به گزارش اختصاصی روزنامه دریای اندیشه؛نیمه‌های شب، بندرعباس چهره‌ی دیگری دارد. خیابان‌ها خلوت اما روشن‌اند؛ از دور، صدای «الغوث الغوث، خلّصنا من النار یا رب» از چندین سوی شهر به گوش می‌رسد. مسجدهای قدیمی در محله‌های مرکزی مثل نایبند، اوزاع و پشت شهر، درهای خود را به روی زائرانی گشوده‌اند که با وضو و دل‌های لرزان وارد شب می‌شوند.

در مسجد حضرت ابوالفضل(ع) بندرعباس، فرش‌های کهنه با صف‌های نزدیک‌به‌هم پر شده‌اند. در میان جمع، پیرمردی با عبا و تسبیحی که سال‌ها رنگ زمان گرفته کنار جوانی نشسته که بندهای دعای جوشن کبیر را از روی صفحه تلفن همراهش دنبال می‌کند. لحظه‌ای بعد، صدای روحانی مسجد بالا می‌رود؛ «اللهم یا سریع الرضا، اغفر لمن لا یملک إلا الدعاء…» و ناگهان پاسخ جمعیت چون موجی در شب می‌پیچد: «الغوث الغوث…».

در گوشه‌ای از شبستان، زنی جوان سرش را روی مفاتیح گذاشته و زمزمه می‌کند. چند کودک کوچک در آغوش مادران‌شان به خواب رفته‌اند و صدای آرام گریه‌ها، فضای مسجد را می‌لرزانَد. کنار در، مرد میانسالی زیر لب می‌گوید:این شب، هر سال یه حال دیگه داره. همین جمع شدن مردم، همین دل‌ها که یکی می‌شن، خودش برکت داره.

در مساجد قشم و کیش نیز تا نیمه‌های شب چراغ‌ها روشن است. روی سکوها و پله‌های حیاط، جوانان گروهی نشسته‌اند و دعا را با صدای بلند می‌خوانند. برخی با لباس‌های محلی و عطر گلاب، با هر بند دعا اشک می‌ریزند. در میان صداها، نجواهایی هم برای آرامش مردم غزه، امنیت ایران و رفع فتنه‌های جهان شنیده می‌شود؛ دعاهایی که رنگ سیاست ندارد، اما بوی انسانیت می‌دهد.

هر بند دعا که تمام می‌شود، صدای هزاران نفر با هم بالا می‌رود؛ گویی آسمان بندرعباس پاسخ‌شان را با نسیمی خنک می‌دهد. خادمان مسجد در رفت‌وآمدند، سینی‌های چای‌یعنیِ تیره در میان جمعیت می‌چرخد، بوی هل و زعفران با دعای جوشن درهم می‌آمیزد و به خاطره‌ای جمعی تبدیل می‌شود که مردم هرمزگان هر سال با آن زندگی می‌کنند.

در مسجد جامع میناب، آیین قرآن به سر آغاز شده است. نور مهتابی فضا را آبی‌تر کرده و پیرمردی آرام، قرآن کوچکی را بر سر کودک خود می‌گذارد و در گوشش می‌گوید: «این یعنی پناه.» صدای «یا علی» از همه‌سو بلند می‌شود و اشک‌ها بی‌اختیار بر گونه‌ها می‌لغزند.

بیرون از مساجد، خیابان‌ها هم بی‌نصیب نمانده‌اند

نور چراغ‌های رنگی از حسینیه‌ها به کوچه‌ها می‌تابد، مردم دسته‌دسته وارد می‌شوند؛ برخی با چادرهای سفید، برخی با پیراهن‌های ساده‌ی بندری. مغازه‌های شربت‌فروشی کنار بازار بندرعباس هنوز بازند و رایگان شربت نذری پخش می‌کنند. صدای همهمه و دعا در هم تنیده است. در یکی از حسینیه‌ها، امام جماعت در سخنرانی کوتاهش می‌گوید: «امشب شب دعا برای همه است، نه فقط برای خودمان. برای خاک‌مان، برای مردم‌مان، برای آرامش دنیا…» جمعیت با صدای بلند صلوات می‌فرستند.

با نزدیک شدن به سحر، خستگی در چهره‌ها موج می‌زند اما هیچ‌کس قصد رفتن ندارد. مردی که از قشم آمده می‌گوید:«شاید این دعاها دنیامون رو عوض کنه، شاید آروم‌تر بشیم. همین امید، همین حس، هر سال ما رو برمی‌گردونه.»

در واپسین ساعت شب، آیین قرآن به سر در بیشتر مساجد آغاز شده است. قرآن‌ها بر سرها قرار گرفته، نام پیامبر و اهل‌بیت(ع) یکی‌یکی تکرار می‌شود و صدای گریه‌ها بلندتر است. بیرون مسجد، هوا هنوز شرجی است اما دل‌ها سبک‌تر شده‌اند. کودکی از مادرش می‌پرسد: «یعنی خدا امشب صدامون رو می‌شنوه؟» و مادر آهسته پاسخ می‌دهد: «امشب همه صدارو می‌شنوه پسرم…»

آسمان آرام آرام روشن می‌شود، خادمان شروع به جمع کردن استکان‌ها می‌کنند، اما نگاه مردم هنوز به محراب است. شب قدر برای آنان به پایان رسیده، اما حس حضور، اطمینان و امید تا فردا و فرداها در دلشان می‌ماند.

شب‌های قدر در هرمزگان، بیش از هر چیز، روایت همدلی است؛ یادآوری اینکه نیایش، زبان مشترک انسان‌هاست. مردمی که در سکوت شب‌های رمضان کنار هم می‌نشینند، نه تنها برای بخشش و آرامش خود که برای امنیت خاک‌شان، صلح جهان و آرامش دل‌ها دعا می‌کنند؛ و شاید راز ماندگاری این شب‌ها، در همین دعاهای بی‌ادعاست که در دل‌های جنوبی تا ابد جاری می‌ماند.

نکات خواندنی از حاشیه‌ی شب قدر درتلاقی سنت و مدرنیته: در کنار مفاتیح‌الجنان که یادگار نسل‌های گذشته است، صفحات درخشان تلفن‌های همراه در دست جوانان، نشان از تطبیق آیین‌های مذهبی با تکنولوژی روز دارد. این تلاقی، جلوه‌ای خاص به شب‌زنده‌داری امسال بخشیده است.

نذر شربت و چای یمنی: در بسیاری از مساجد و حسینیه‌ها، خادمان با سینی‌های چای یمنی (چای با هل و ادویه‌جات مخصوص) و شربت‌های خنک از مردم پذیرایی می‌کنند. این رسم دیرینه، حس صمیمیت و میهمان‌نوازی را در دل شب قدر تقویت می‌کند.
دعا برای امنیت و آرامش در منطقه: علاوه بر دعاهای شخصی، زمزمه‌های جمعی برای آرامش مردم مظلوم غزه، امنیت ایران و رفع تنش‌ها در منطقه، بخش قابل توجهی از نیایش‌های امشب را به خود اختصاص داده بود. این نشان از درک عمیق مردم از مسائل پیرامون و همدردی با دیگران است.
حضور کودکان در آغوش مادران: در میان انبوه جمعیت، حضور کودکان خردسال که در آغوش مادران‌شان به خواب رفته‌اند، صحنه‌هایی دلنشین و امیدوارکننده خلق کرده است. این کودکان، نسل آینده‌ای هستند که شاید در دامان همین معنویت پرورش یابند.
«پناه» در قرآن بر سر: آیین «قرآن به سر گرفتن» همچنان یکی از پرشورترین و
احساسی‌ترین بخش‌های مراسم شب قدر است. در این آیین، مردم قرآن کریم را بر سر می‌گیرند و با توسل به کلام خدا و اهل‌بیت(ع)، از خداوند طلب بخشش و یاری می‌کنند. این عمل، نمادی از طلب پناهگاه و هدایت از سوی پروردگار است.
همدلی فراتر از مرزها: یکی از حاضران در مسجد جامع بندرعباس، در گفت‌وگو با خبرنگار ما، با چشمانی اشکبار گفت: «امشب فقط برای خودم دعا نمی‌کنم. برای همه‌ی کسانی که در این دنیا سختی می‌کشند، برای آرامش همه. این حس، باعث می‌شه باور کنیم که تنها نیستیم.»

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *