اجتماعی
شهید رجایی در مسیر بازگشت به مدار تجارت
شهید رجایی در مسیر بازگشت به مدار تجارت
شهید رجایی تعطیل نیست؛ در مسیر بازگشت به روزهای پررونق خود قرار دارد و مهمترین مطالبه همین است.
به گزارش اختصاصی روزنامه دریای اندیشه،اسکله شهید رجایی این روزها تصویری متفاوت از آن چیزی دارد که سالها از یکی از مهمترین دروازههای تجارت دریایی ایران سراغ داشتیم؛ بندری که قرار نیست تعطیل خوانده شود، اما نمیتوان هم انکار کرد که حجم و جنس فعالیت آن با روزهای عادی فاصله گرفته است.پس از دوره محاصره دریایی و محدودیتهای ناشی از جنگ، فعالیت بندر بهتدریج در حال بازگشت است؛ اما این بازگشت هنوز به معنای برگشتن به ریتم پیش از بحران نیست. بخشی از فعالیت فعلی بندر، به تعیین تکلیف محمولههایی مربوط میشود که پیش از جنگ وارد کشور شده بودند و اکنون در حال طی کردن مراحل ترخیص و خروج هستند.در این میان، خودروهای وارداتی، برخی کالاهای اساسی، مواد غذایی و اقلام دارویی در اولویت قرار گرفتهاند؛ کالاهایی که به دلیل اهمیت اقتصادی یا نیاز عمومی، امکان معطل ماندن طولانیمدت آنها وجود ندارد.اما پشت این رفتوآمدهای محدود، یک پرسش بزرگتر قرار دارد: وقتی ورود منظم محمولههای جدید کاهش پیدا میکند، چه اتفاقی برای اقتصادی میافتد که بخش قابل توجهی از اشتغال و درآمدش به بندر وابسته است؟
بندری که تعطیل نیست؛ اما مثل گذشته هم کار نمیکنددر روزهای نخست پس از رفع محدودیتهای دریایی، مسئولان بندری از آغاز دوباره پهلوگیری کشتیها خبر دادند.۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، نخستین کشتی کانتینری پس از محاصره دریایی در بندر شهید رجایی پهلو گرفت؛ رخدادی که عملاً آغاز مرحله بازگشت فعالیت تجاری بندر محسوب میشد.یک روز بعد نیز دومین کشتی کانتینری وارد یکی از ترمینالهای بندر شد تا عملیات بارگیری و حمل حدود ۱۹۰۰ کانتینر را انجام دهد. این اعداد یک پیام روشن دارند: شهید رجایی متوقف نشده است.اما پیام دوم نیز به همان اندازه مهم است؛ بازگشت چند کشتی به اسکله، بهتنهایی به معنای بازگشت کامل جریان تجارت نیست.فعالیت بندر زمانی عادی تلقی میشود که زنجیرهای از عملیات از ورود کشتی و تخلیه بار گرفته تا ترخیص، حمل جادهای، انبارداری، صادرات، واردات و خدمات وابسته، همگی به شکل منظم و پیوسته کار کنند.امروز مسئله دقیقاً همین زنجیره است.
بعد از محاصره چه چیزی در اسکله دیده میشود؟تصویری که از شرایط فعلی میتوان ترسیم کرد، تصویری از یک بندر کمرمقتر از گذشته است؛ نه بندری خاموش.در یک سوی اسکله، کالاهایی قرار دارند که پیش از آغاز جنگ وارد کشور شدهاند و حالا باید تعیین تکلیف شوند. در سوی دیگر، بخشی از ظرفیت بندر در انتظار بازگشت منظم جریان جدید کالا و کشتی است.حتی در نخستین روزهای بازگشت فعالیت، یکی از نخستین شناورهایی که وارد بندر شد، حامل ۲۵۰۰ تن شکر ترانزیتی بود که قرار بود پس از تخلیه در بندر شهید رجایی، از طریق مسیر ترانزیتی به افغانستان ارسال شود.این موضوع نشان میدهد بندر در حال باز کردن دوباره مسیرهای تجاری خود است؛ اما فاصله میان «آغاز فعالیت» و «بازگشت به ظرفیت عادی» نباید نادیده گرفته شود.
خودروهای وارداتی؛ بارهایی که هنوز روی زمین ماندهاندیکی از محسوسترین بخشهای فعالیت فعلی در محدوده شهید رجایی، موضوع خودروهای وارداتی است.ترخیص خودروهای وارداتی البته موضوعی مربوط به قبل از جنگ نیز بوده است و نمیتوان تمام آن را نتیجه محاصره دانست. برای نمونه، پیش از این نیز هزاران دستگاه خودرو در بندر شهید رجایی در انتظار تعیین تکلیف و ترخیص قرار داشتند.اما در شرایط پس از بحران، تعیین تکلیف این محمولهها اهمیت بیشتری پیدا میکند.هر خودرویی که در محوطه بندر باقی میماند، فقط یک خودرو نیست؛ سرمایهای است که هزینه انبارداری، خواب سرمایه، فرآیندهای گمرکی و تأخیر در عرضه را به همراه دارد.به همین دلیل، سرعت بخشیدن به ترخیص کالاهای موجود میتواند یکی از راههای کاهش فشار بر بندر و آزاد کردن ظرفیتهای اشغالشده باشد.
مسئله فقط کشتی نیست؛ اشتغال در حاشیه اسکلهشاید مهمترین بخش ماجرا جایی خارج از خود اسکله اتفاق بیفتد.وقتی تعداد کشتیها و حجم بار کاهش پیدا میکند، نخستین اثر الزاماً روی جرثقیلهای بندر دیده نمیشود؛ بلکه اثر آن میتواند در زنجیرهای از مشاغل نمایان شود که از بندر تغذیه میکنند.کامیوندار، راننده، شرکت حملونقل، کارگر بارگیری و تخلیه، شرکتهای ترخیص کالا، انبارداران، خدمات بندری، تعمیرکاران، تأمینکنندگان، فروشندگان قطعات و دهها شغل مستقیم و غیرمستقیم دیگر به گردش طبیعی تجارت وابستهاند.بنابراین، اگر بخواهیم اثر اقتصادی محاصره را اندازهگیری کنیم، نباید فقط تعداد کشتیهای پهلوگرفته را بشماریم.باید پرسید:چند کامیون کمتر وارد محدوده بندر شده است؟حجم تخلیه و بارگیری چه میزان تغییر کرده؟تعداد کانتینرهای جابهجا شده چقدر کاهش یافته؟چند شرکت حملونقل با کاهش سفارش مواجه شدهاند؟و مهمتر از همه، چه تعداد نیروی کار در زنجیره وابسته به بندر، ساعات کار
بندری که تعطیل نیست؛ اما مثل گذشته هم کار نمیکنددر روزهای نخست پس از رفع محدودیتهای دریایی، مسئولان بندری از آغاز دوباره پهلوگیری کشتیها خبر دادند.۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، نخستین کشتی کانتینری پس از محاصره دریایی در بندر شهید رجایی پهلو گرفت؛ رخدادی که عملاً آغاز مرحله بازگشت فعالیت تجاری بندر محسوب میشد.یک روز بعد نیز دومین کشتی کانتینری وارد یکی از ترمینالهای بندر شد تا عملیات بارگیری و حمل حدود ۱۹۰۰ کانتینر را انجام دهد. این اعداد یک پیام روشن دارند: شهید رجایی متوقف نشده است.اما پیام دوم نیز به همان اندازه مهم است؛ بازگشت چند کشتی به اسکله، بهتنهایی به معنای بازگشت کامل جریان تجارت نیست.فعالیت بندر زمانی عادی تلقی میشود که زنجیرهای از عملیات از ورود کشتی و تخلیه بار گرفته تا ترخیص، حمل جادهای، انبارداری، صادرات، واردات و خدمات وابسته، همگی به شکل منظم و پیوسته کار کنند.امروز مسئله دقیقاً همین زنجیره است.
بعد از محاصره چه چیزی در اسکله دیده میشود؟تصویری که از شرایط فعلی میتوان ترسیم کرد، تصویری از یک بندر کمرمقتر از گذشته است؛ نه بندری خاموش.در یک سوی اسکله، کالاهایی قرار دارند که پیش از آغاز جنگ وارد کشور شدهاند و حالا باید تعیین تکلیف شوند. در سوی دیگر، بخشی از ظرفیت بندر در انتظار بازگشت منظم جریان جدید کالا و کشتی است.حتی در نخستین روزهای بازگشت فعالیت، یکی از نخستین شناورهایی که وارد بندر شد، حامل ۲۵۰۰ تن شکر ترانزیتی بود که قرار بود پس از تخلیه در بندر شهید رجایی، از طریق مسیر ترانزیتی به افغانستان ارسال شود.این موضوع نشان میدهد بندر در حال باز کردن دوباره مسیرهای تجاری خود است؛ اما فاصله میان «آغاز فعالیت» و «بازگشت به ظرفیت عادی» نباید نادیده گرفته شود.
خودروهای وارداتی؛ بارهایی که هنوز روی زمین ماندهاندیکی از محسوسترین بخشهای فعالیت فعلی در محدوده شهید رجایی، موضوع خودروهای وارداتی است.ترخیص خودروهای وارداتی البته موضوعی مربوط به قبل از جنگ نیز بوده است و نمیتوان تمام آن را نتیجه محاصره دانست. برای نمونه، پیش از این نیز هزاران دستگاه خودرو در بندر شهید رجایی در انتظار تعیین تکلیف و ترخیص قرار داشتند.اما در شرایط پس از بحران، تعیین تکلیف این محمولهها اهمیت بیشتری پیدا میکند.هر خودرویی که در محوطه بندر باقی میماند، فقط یک خودرو نیست؛ سرمایهای است که هزینه انبارداری، خواب سرمایه، فرآیندهای گمرکی و تأخیر در عرضه را به همراه دارد.به همین دلیل، سرعت بخشیدن به ترخیص کالاهای موجود میتواند یکی از راههای کاهش فشار بر بندر و آزاد کردن ظرفیتهای اشغالشده باشد.
مسئله فقط کشتی نیست؛ اشتغال در حاشیه اسکلهشاید مهمترین بخش ماجرا جایی خارج از خود اسکله اتفاق بیفتد.وقتی تعداد کشتیها و حجم بار کاهش پیدا میکند، نخستین اثر الزاماً روی جرثقیلهای بندر دیده نمیشود؛ بلکه اثر آن میتواند در زنجیرهای از مشاغل نمایان شود که از بندر تغذیه میکنند.کامیوندار، راننده، شرکت حملونقل، کارگر بارگیری و تخلیه، شرکتهای ترخیص کالا، انبارداران، خدمات بندری، تعمیرکاران، تأمینکنندگان، فروشندگان قطعات و دهها شغل مستقیم و غیرمستقیم دیگر به گردش طبیعی تجارت وابستهاند.بنابراین، اگر بخواهیم اثر اقتصادی محاصره را اندازهگیری کنیم، نباید فقط تعداد کشتیهای پهلوگرفته را بشماریم.باید پرسید:چند کامیون کمتر وارد محدوده بندر شده است؟حجم تخلیه و بارگیری چه میزان تغییر کرده؟تعداد کانتینرهای جابهجا شده چقدر کاهش یافته؟چند شرکت حملونقل با کاهش سفارش مواجه شدهاند؟و مهمتر از همه، چه تعداد نیروی کار در زنجیره وابسته به بندر، ساعات کار
ی یا درآمد خود را از دست دادهاند؟تا زمانی که این آمار بهصورت رسمی منتشر نشده، اعلام یک عدد مشخص برای «بیکاری ناشی از محاصره» فاقد پشتوانه کافی است؛ اما نمیتوان اثر کاهش فعالیت بر مشاغل وابسته به بندر را نیز نادیده گرفت.
شهید رجایی؛ نبضی که باید دوباره منظم شوداهمیت شهید رجایی فقط به وسعت اسکلهها و تعداد کشتیهای آن خلاصه نمیشود.این بندر بخشی از یک زنجیره بزرگ اقتصادی است که از آبهای جنوبی آغاز میشود و تا گمرک، جاده، انبار، بازار و مصرفکننده نهایی ادامه پیدا میکند.وقتی حرکت در ابتدای این زنجیره کند شود، اثر آن با فاصله زمانی در نقاط دیگر نیز ظاهر میشود.به همین دلیل، مسئله امروز شهید رجایی فقط این نیست که چند کشتی در اسکله حضور دارند؛ مسئله این است که آیا چرخه تجارت دوباره پیوسته شده یا هنوز بخشهایی از آن در حالت انتظار قرار دارند؟یک نشانه امیدوارکننده؛ بندر دوباره در حال حرکت است در کنار تمام این نگرانیها، نباید بخش مهم ماجرا را نیز نادیده گرفت.شهید رجایی دوباره پذیرای کشتی شده است.نخستین کشتی کانتینری پس از محاصره وارد شد، کشتی دوم نیز پهلو گرفت و عملیات تخلیه و بارگیری از سر گرفته شد.همچنین ورود کشتی حامل شکر ترانزیتی نشان داد مسیرهای مربوط به کالاهای اساسی و ترانزیت نیز در حال فعال شدن هستند.بنابراین روایت درست، نه بندر تعطیل شده است و نه همهچیز به حالت عادی برگشت.واقعیت در میانه این دو تصویر قرار دارد:بندر فعال است، اما هنوز به ریتم عادی گذشته بازنگشته است.
آزمون واقعی از اینجا آغاز میشوداگر دوره محاصره را مرحله نخست بحران بدانیم، مرحله دوم از زمان رفع محدودیتها آغاز شده است.در مرحله اول، هدف حفظ زیرساخت، ایمنی نیروها و استمرار حداقلی فعالیت بود.اما در مرحله دوم، مسئله متفاوت است: بازگرداندن اعتماد به مسیر تجاری.صاحب کالا باید مطمئن باشد محمولهاش میرسد.شرکت کشتیرانی باید اطمینان داشته باشد که برنامه ورود و خروج کشتیها قابل پیشبینی است.کامیوندار باید بار داشته باشد.شرکت ترخیص باید پرونده جدید دریافت کند.انبار باید دوباره گردش کالا داشته باشدو بازار باید اثر بازگشت این جریان را در تأمین کالا احساس کند.به همین دلیل، موفقیت واقعی شهید رجایی زمانی قابل اندازهگیری است که آمار ورود کشتی، تخلیه و بارگیری، کانتینر، ترخیص، صادرات و واردات به یک روند پایدار برسد؛ نه اینکه صرفاً چند کشتی در اسکله پهلو بگیرند.
سکوت اسکله را باید با عدد سنجیدآنچه امروز در شهید رجایی دیده میشود، شاید برای چشم قابل مشاهده باشد؛ اما برای قضاوت حرفهای کافی نیست.صدای کمتر کامیونها، خلوتتر شدن محوطه یا کاهش رفتوآمد کشتیها، نشانههایی هستند؛ اما گزارش اقتصادی باید آنها را به عدد تبدیل کند.عدد واقعی را باید از چهار نقطه گرفت:بنادر: تعداد کشتی، تناژ تخلیه و بارگیری و کانتینرهای جابهجا شده.گمرک: میزان ترخیص کالا، ارزش و وزن محمولههای ترخیصشده و کالاهای باقیمانده.حملونقل: تعداد کامیونهای فعال، میزان بار جابهجا شده و کاهش یا افزایش سفرهای باری.بازار کار: میزان کاهش ساعت کار، توقف فعالیت شرکتها و تغییر اشتغال در مشاغل وابسته.اگر این چهار دسته آمار کنار هم قرار بگیرند، آنوقت میتوان با دقت گفت شهید رجایی چند درصد از فعالیت عادی خود فاصله گرفته است.شهید رجایی از یک دوره سخت عبور کرده است؛ دورهای که فقط مسیر حرکت کشتیها را تحت تأثیر قرار نداد، بلکه زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی پیرامون بندر را نیز با اختلال مواجه کرد.امروز اما مسئله دیگر باز بودن یا بسته بودن بندر نیست.مسئله این است که چه زمانی چراغهای بندر دوباره با همان ریتم گذشته روشن خواهند شد؟پاسخ این پرسش را نه در یک عکس از اسکله و نه در یک آمار مقطعی، بلکه در روند چند هفته و چند ماه آینده باید جستوجو کرد؛ روندی که باید با تعداد کشتیها، کانتینرها، کالاهای ترخیصشده، کامیونهای فعال و مهمتر از همه، بازگشت درآمد و اشتغال هزاران نفری که زندگیشان به این بندر گره خورده است، سنجیده شود.شهید رجایی تعطیل نیست؛ اما هنوز در مسیر بازگشت به روزهای پررونق خود قرار داردو شاید مهمترین مطالبه امروز همین باشد:بازگشت تجارت، بازگشت کار و بازگشت اطمینان به بندری که اقتصاد بخش بزرگی از جنوب کشور به حرکت آن وابسته است.
شهید رجایی؛ نبضی که باید دوباره منظم شوداهمیت شهید رجایی فقط به وسعت اسکلهها و تعداد کشتیهای آن خلاصه نمیشود.این بندر بخشی از یک زنجیره بزرگ اقتصادی است که از آبهای جنوبی آغاز میشود و تا گمرک، جاده، انبار، بازار و مصرفکننده نهایی ادامه پیدا میکند.وقتی حرکت در ابتدای این زنجیره کند شود، اثر آن با فاصله زمانی در نقاط دیگر نیز ظاهر میشود.به همین دلیل، مسئله امروز شهید رجایی فقط این نیست که چند کشتی در اسکله حضور دارند؛ مسئله این است که آیا چرخه تجارت دوباره پیوسته شده یا هنوز بخشهایی از آن در حالت انتظار قرار دارند؟یک نشانه امیدوارکننده؛ بندر دوباره در حال حرکت است در کنار تمام این نگرانیها، نباید بخش مهم ماجرا را نیز نادیده گرفت.شهید رجایی دوباره پذیرای کشتی شده است.نخستین کشتی کانتینری پس از محاصره وارد شد، کشتی دوم نیز پهلو گرفت و عملیات تخلیه و بارگیری از سر گرفته شد.همچنین ورود کشتی حامل شکر ترانزیتی نشان داد مسیرهای مربوط به کالاهای اساسی و ترانزیت نیز در حال فعال شدن هستند.بنابراین روایت درست، نه بندر تعطیل شده است و نه همهچیز به حالت عادی برگشت.واقعیت در میانه این دو تصویر قرار دارد:بندر فعال است، اما هنوز به ریتم عادی گذشته بازنگشته است.
آزمون واقعی از اینجا آغاز میشوداگر دوره محاصره را مرحله نخست بحران بدانیم، مرحله دوم از زمان رفع محدودیتها آغاز شده است.در مرحله اول، هدف حفظ زیرساخت، ایمنی نیروها و استمرار حداقلی فعالیت بود.اما در مرحله دوم، مسئله متفاوت است: بازگرداندن اعتماد به مسیر تجاری.صاحب کالا باید مطمئن باشد محمولهاش میرسد.شرکت کشتیرانی باید اطمینان داشته باشد که برنامه ورود و خروج کشتیها قابل پیشبینی است.کامیوندار باید بار داشته باشد.شرکت ترخیص باید پرونده جدید دریافت کند.انبار باید دوباره گردش کالا داشته باشدو بازار باید اثر بازگشت این جریان را در تأمین کالا احساس کند.به همین دلیل، موفقیت واقعی شهید رجایی زمانی قابل اندازهگیری است که آمار ورود کشتی، تخلیه و بارگیری، کانتینر، ترخیص، صادرات و واردات به یک روند پایدار برسد؛ نه اینکه صرفاً چند کشتی در اسکله پهلو بگیرند.
سکوت اسکله را باید با عدد سنجیدآنچه امروز در شهید رجایی دیده میشود، شاید برای چشم قابل مشاهده باشد؛ اما برای قضاوت حرفهای کافی نیست.صدای کمتر کامیونها، خلوتتر شدن محوطه یا کاهش رفتوآمد کشتیها، نشانههایی هستند؛ اما گزارش اقتصادی باید آنها را به عدد تبدیل کند.عدد واقعی را باید از چهار نقطه گرفت:بنادر: تعداد کشتی، تناژ تخلیه و بارگیری و کانتینرهای جابهجا شده.گمرک: میزان ترخیص کالا، ارزش و وزن محمولههای ترخیصشده و کالاهای باقیمانده.حملونقل: تعداد کامیونهای فعال، میزان بار جابهجا شده و کاهش یا افزایش سفرهای باری.بازار کار: میزان کاهش ساعت کار، توقف فعالیت شرکتها و تغییر اشتغال در مشاغل وابسته.اگر این چهار دسته آمار کنار هم قرار بگیرند، آنوقت میتوان با دقت گفت شهید رجایی چند درصد از فعالیت عادی خود فاصله گرفته است.شهید رجایی از یک دوره سخت عبور کرده است؛ دورهای که فقط مسیر حرکت کشتیها را تحت تأثیر قرار نداد، بلکه زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی پیرامون بندر را نیز با اختلال مواجه کرد.امروز اما مسئله دیگر باز بودن یا بسته بودن بندر نیست.مسئله این است که چه زمانی چراغهای بندر دوباره با همان ریتم گذشته روشن خواهند شد؟پاسخ این پرسش را نه در یک عکس از اسکله و نه در یک آمار مقطعی، بلکه در روند چند هفته و چند ماه آینده باید جستوجو کرد؛ روندی که باید با تعداد کشتیها، کانتینرها، کالاهای ترخیصشده، کامیونهای فعال و مهمتر از همه، بازگشت درآمد و اشتغال هزاران نفری که زندگیشان به این بندر گره خورده است، سنجیده شود.شهید رجایی تعطیل نیست؛ اما هنوز در مسیر بازگشت به روزهای پررونق خود قرار داردو شاید مهمترین مطالبه امروز همین باشد:بازگشت تجارت، بازگشت کار و بازگشت اطمینان به بندری که اقتصاد بخش بزرگی از جنوب کشور به حرکت آن وابسته است.
نویسنده: مرتضی-سلیمانی