مادران مینابی از کوه های البرز هم استوارتر در برابرجنایت دشمن
نسیم بهار در دل گرمای جنوب ایران جایی که نام خلیجهمیشه فارس با عطرِهای گل محمدی و یاسمین و بویِ خاکِ پاکِ میناب درمیآمیزد، داستانِ عشق مادرانِ شهیدِ دبستانِ شجره طیبه،که اکنون زبان زده تمام عالم شده این جنایت هوناک نه یک روایت ساده،بلکه یک حماسهای زنده درمیان هزاران شهید در تاریخ بشریت است و پدران ومادران با قلبهایی که از عشق میتپید.
فرزندان صبح زود راهی مدرسه کردند وبعد از شهادت فرزند ان خود به کوهی استوار تبدیل شده اند که هیچ گردبادی نمیتواند لرزشی در آن ایجاد کند. وقتی فرزندان شهیدشان را در آغوش کشیدند و با لبخندی به مدرسه فرستادند، گویی با خدا پیمانِ ابدی بستند. این پیمان، ریشه در عمیقترین باورهایشان داشت. امید آنها به فرزندانشان، امیدی بود که در برابرِ ظلمِ آمریکا و رژیم صهیونیستی، نه تنها نشکست، بلکه شعلهورتر شد و راه را برای نسلهای بعد روشن کرد.
اری پدران ومادران با صبری که از کوههای البرز هم استوارتر است، به دنیا نشان دادند که چگونه میتوان در برابرِ جنایت، برای ایران، سرِ بلند ایستاد. روایتهای آنها، مثلِ آینهای صیقلی است که نسل امروز را به شجاعت، فداکاری و ادامهی راهِ شهدا دعوت میکند. آنها ثابت کردند که شهادت کودکانشان، پایانِ راه نیست، بلکه آغازِ پروازی به سویِ ابدیت و نورِ بیپایان است. اکنون داستانِ آنها، فراتر از مرزها، به عنوانِ نمادی از مقاومت در برابرِ استکبار در جهان شناخته میشود و دلهای بسیاری را به تپش درمیآورد.و
این مادران با ایستادگیشان، به ما درس آموختند که حتی در سختترین شرایط و لحظات، نورِ امید هرگز خاموش نمیشود و عشق به میهن، قویترین سپر در برابرِ تمامِ دشمنیهاست. مادرانی که تن فرزندان خود را به خاک میناب سپردند تا آغازی باشد بر رویش دوباره گل های عشق محمدی و عطر گل یاس اما این بار گل همیشه بهار آغاز شد.
نویسنده: دریای اندیشه