به گزارش دریای اندیشه، در کشوری که گاه و بیگاه، خشم طبیعت، خانهای را میلرزاند، رودی را از بستر خویش بیرون میریزد یا طوفانی، هستی را دستخوش تغییر میکند، صحنههایی تکرار میشوند که در آنها، نام «بسیج» نه یک عنوان سازمانی، که معنایی عینی از فداکاری، سرعت عمل و امید است.
نیروهای مردمی بسیج، در بحرانهای طبیعی، از زلزلههای ویرانگر تا سیلهای سرکش، چهرهای مخلص و بیادعا از ایثار را به نمایش گذاشتهاند؛ حضورهایی که غالباً پیش از رسیدن نهادهای تخصصی آغاز میشود و تا ماهها پس از رفع حالت اضطراری، برای بازسازی ادامه مییابد.
اولین پاسخدهندگان در صحنه سرعت و تدبیر
وقتی زمین میلرزد یا سیل جاری میشود،ثانیهها طلا هستند. ساختار منحصربهفرد بسیج، متشکل از اعضای بومی هر منطقه، این امکان را فراهم میآورد که در کوتاهترین زمان ممکن، حتی پیش از قطع کامل ارتباطات، نیروهای محلی بسیج در صحنه حاضر شوند. آنان نه تنها از جغرافیا و مردم منطقه آگاهی کامل دارند، بلکه با روحیه جهادی، بیدرنگ وارد عمل میشوند.
نمونهی بارز آن را در زلزله کرمانشاه (۱۳۹۶) شاهد بودیم، جایی که بسیجیان محلی و اعزامی از سراسر کشور، در دل شب و سرمای زمستان، بدون داشتن امکانات پیشرفته، با بیل و کلنگ و دستان خالی به جستوجوی زیر آوارماندگان شتافتند. این حضور سریع، جان صدها نفر را نجات داد.در سیل ویرانگر فروردین ۱۳۹۸ نیز که چندین استان را درنوردید، بسیج با سازماندهی قایقهای خودجوش، احداث پلهای موقت و انتقال اضطراری مردم به نقاط امن، نقش خطیری در کاهش تلفات انسانی ایفا کرد.
در این عملیات، بسیج دانشآموزی و دانشجویی نیز حضوری فعال داشتند و نشان دادند که روحیه خدمترسانی، محدود به سن و سال خاصی نیست، اقدامات بسیج منحصر به نجات فیزیکی نیست.آنان با درک عمیق از نیازهای بحرانزدهگان، به میدانی برای ارائه خدمات همهجانبه تبدیل میشوند.
تأمین و توزیع اقلام اولیه مانند آب آشامیدنی، غذا، پوشاک، دارو و وسایل گرمایشی، از نخستین اقدامات آنان است. این توزیع، اغلب با نظم و ثبتنام انجام میشود تا نیازمندان واقعی به بهترین شکل شناسایی شوند.علاوه بر این، بسیج با استفاده از پزشکان، پرستاران و روانشناسان داوطلب خود، به ارائه خدمات درمانی اولیه و مهمتر از آن، مداخلات روانی-اجتماعی میپردازد. صحبت با کودکان آسیبدیده، کاهش اضطراب بازماندگان و ایجاد فضایی امن برای بیان دردها، بخشی از این خدمات است که آثار بلندمدت بحران را التیام میبخشد. در حوادثی مانند زلزله بم (۱۳۸۲) و سیل لرستان (۱۳۹۸)، این بعد از فعالیت بسیج بسیار برجسته بود.
سازماندهی خودجوش و مردمی قلب تپنده عملیات
یکی از ویژگیهای ممتاز بسیج در بحرانها،سازماندهی غیرمتمرکز و مبتنی بر مردم است. آنان بدون نیاز به دستورالعملهای پیچیده اداری، با تقسیم کار طبیعی، گروههایی برای پخت نان، آشپزی، اسکان موقت، جمعآوری کمکهای مردمی و حتی دفن اجساد تشکیل میدهند. این انعطاف و خودجوشی، باعث میشود عملیات امداد با سرعت و کارایی بیشتری پیش برود. پایگاههای بسیج محلهها و مساجد، به مراکز جمعآوری و توزیع کمک تبدیل میشوند و شبکهای گسترده و قابل اعتماد را شکل میدهند.
بسیج،زمانی که چشم رسانهها از صحنه بحران برگشته است، همچنان میماند. نقش آنان در مرحله بازسازی نیز چشمگیر است. از مشارکت در ساخت خانههای تخریبشده در زلزله آذربایجان شرقی (۱۳۹۱) تا کمک به کشاورزان برای احیای زمینهای آسیبدیده از سیل در خوزستان، بسیجیان با همان روحیه جهادی، تا بازگشت زندگی به روال عادی، کنار مردم میمانند.
اجرای برنامههای فرهنگی برای کودکان و نوجوانان در مناطق آسیبدیده، جهت بازگرداندن نشاط به جامعه، نیز بخشی از این تعهد بلندمدت است.
بسیج به دلیل پذیرش عمومی و شبکه گسترده مردمی،اغلب به عنوان پل ارتباطی بین مردم آسیبدیده و نهادهای دولتی و امدادی عمل میکند. آنان میتوانند نیازهای واقعی و فوری منطقه را به مسئولان منعکس کنند و در توزیع عادلانه کمکهای دولتی نقش نظارتی و تسهیلگری داشته باشند. این واسطهگری مردمی، از بروز نارضایتیها و دوگانگیها در شرایط بحرانی جلوگیری میکند.بدون شک،اقدامات بسیج نیز با چالشهایی همراه است.
گاه نبود تجهیزات تخصصی سنگین، ضعف در هماهنگی اولیه با برخی نهادها در مقیاس بزرگ، یا خستگی مفرط نیروهای داوطلب گزارش شده است. اما تجربه هر بحران، به ارتقای شیوههای مدیریت و هماهنگی آنان انجامیده است. امروزه بسیج با ایجاد ستادهای بحران تخصصی و برگزاری مانورهای مستمر، سعی در افزایش آمادگی و کارایی خود دارد.
بسیج نماد همبستگی ملی
نیروهای مخلص بسیج در بحرانهای طبیعی،تنها ارائهدهنده خدمات امدادی نیستند؛ آنان نماد عینی همبستگی ملی، غیرت دینی و مسئولیتپذیری اجتماعی هستند. حضور آنان به آسیبدیدگان این پیام را میدهد که «تنها نیستید».
از زلزله رودبار و منجیل تا سیلهای اخیر گلستان و فارس، نام بسیج با صحنههایی از ایثار گره خورده است: جوانی که با قایق خود را به آبهای خروشان میزند، پزشکی که در چادر به مداوای مجروحان میپردازد، زنی که دیگ غذا برای بیپناهان میپزد و دانشآموزی که بستههای کمکرسانی را توزیع میکند.
این نیروهای بیادعا، در سختترین لحظات، از جان و وقت خود گذشتند تا هممیهنان خود را از ورطه ناامیدی نجات دهند. اقدامات آنان روایتی از ایرانِ همدل و متحد است؛ روایتی که جا دارد در روزنامهها و تاریخ این مرز و بوم، به عنوان الگویی از مشارکت مردمی و فداکاری ثبت شود. تجلیل از این عزم جهادی، در حقیقت تجلیل از روحیهای است که میتواند در پشتگذر از هر بحرانی، چه طبیعی و چه غیرطبیعی، سربلند بیرون آید.