به گزارش اختصاصی روزنامه دریای اندیشه، باران که میبارد، عدالت اقلیمی رعایت میشود؛ آسمان نه استاندار میشناسد، نه شهردار، نه مرکز استان و نه جزیره. اما آنچه بعد از باران دیده میشود، محصول تصمیمهای انسانی است.
در کیش، بارندگی سنگینتر بود؛ عددها این را میگویند. حجم بارش، مدت بارندگی و شدت آن، در این جزیره کوچک بیشتر از بندرعباس ثبت شد. با این حال، شهر از حرکت نایستاد. خیابانها قفل نشدند، آب در معابر نماند، برق قطع نشد و زندگی روزمره، اگرچه کندتر، اما پایدار ادامه یافت.
در بندرعباس اما، با بارشی کمتر، شهر در همان ساعات ابتدایی بههم ریخت؛ آبگرفتگی گسترده، اختلال در تردد، نگرانی شهروندان و در نهایت، خاموشیهایی که در برخی مناطق به ۱۷ ساعت رسید.
کیش چه کرد که بندرعباس نکرد؟
پاسخ این سؤال را نمیشود با «شرایط خاص» یا «شدت بارش» توضیح داد. تفاوت، ریشهایتر است.
کیش سالهاست باران را بهعنوان بخشی از سناریوی طبیعی شهر پذیرفته و برایش برنامه دارد. شبکه دفع آبهای سطحی در کیش، فقط روی نقشه نیست؛ کار میکند. مسیلها آزادند، مسیرهای طبیعی آب اشغال نشده و نگهداری زیرساختها، به شب بحران موکول نمیشود.
در بندرعباس اما، تصویر متفاوت است. مسیلهایی که یا در ساختوسازها گم شدهاند یا سالهاست لایروبی جدی نشدهاند. معابری که توسعه یافتهاند، اما پیوست دفع آب ندارند. شهر بزرگ شده، اما زیرساختها، همقدِ شهر رشد نکردهاند.
خاموشی ۱۷ ساعته؛ شکست یک زیرساخت حیاتی
قطعی برق طولانیمدت در برخی مناطق بندرعباس، مهمترین و نگرانکنندهترین پیامد این بارندگی بود. در شهری با رطوبت بالا و وابستگی شدید زندگی به برق، خاموشی ۱۷ ساعته فقط یک «اختلال» نیست؛ نشانهای از شکنندگی زیرساخت است.
این سؤال جدی مطرح است: چگونه شبکه برق مرکز استان، با بارشی که از قبل درباره آن هشدار داده شده بود، تا این اندازه آسیبپذیر است، اما در جزیرهای با بارش بیشتر، پایداری شبکه حفظ میشود؟پاسخ، بار دیگر به مدیریت برمیگردد؛ به تفاوت میان آمادگی پیش از بحران و دستپاچگی پس از بحران.
مرکز استان، اما بدون امتیاز مرکز بودن
بندرعباس، مرکز استان هرمزگان است؛ جایی که باید الگوی مدیریت شهری برای دیگر شهرها باشد، نه نمونهای از عقبماندگی در برابر یک جزیره کوچک.
اینکه کیش ـ با وسعت و جمعیتی بهمراتب کمتر ـ بتواند بارش شدید را بدون بحران مدیریت کند، اما بندرعباس نتواند، یک اتفاق ساده نیست؛ یک زنگ خطر جدی برای ساختار تصمیمگیری در استان است.
مرکز بودن، اگر قرار است فقط در تابلوها و مکاتبات اداری معنا داشته باشد، مزیتی برای شهروندان ایجاد نمیکند. مردم بندرعباس حق دارند بپرسند چرا استانداردهایی که چند کیلومتر آنطرفتر اجرا شده، در مرکز استان «غیرقابل اجرا» تلقی میشود.
مدیریت شهری؛ واکنش یا برنامه؟
آنچه در بندرعباس دیده شد، بیشتر شبیه مدیریت بحران پس از وقوع بود تا نتیجه برنامهریزی پیشگیرانه. آمادهباشها، اعزام نیروها و تلاش برای جمعکردن آب، اگرچه ضروریاند، اما نشانه موفقیت نیستند؛ نشانه جبران یک غفلتاند.
در مقابل، کیش نشان داد که اگر شهر بر اساس اقلیم طراحی شود، باران الزاماً بحران نمیسازد. تفاوت این دو رویکرد، تفاوت میان «هزینه کردن پیش از بحران» و «پرداخت هزینههای سنگین پس از آن» است.
یک مقایسه ناخواسته، اما گریزناپذیر
هیچ مدیری دوست ندارد شهرش با شهری دیگر مقایسه شود؛ بهویژه وقتی نتیجه این مقایسه، خوشایند نیست. اما این مقایسه را نه رسانهها ساختهاند، نه شهروندان؛ باران آن را تحمیل کرده است.
وقتی دو شهر زیر یک سامانه بارشی قرار میگیرند و خروجیشان تا این حد متفاوت است، مقایسه نهتنها طبیعی، بلکه ضروری است.
باران رفت، سؤالها ماند
باران فروکش میکند، خیابانها خشک میشوند و زندگی به روال عادی برمیگردد؛ اما این سؤال باقی میماند: چرا بندرعباس، با همه ادعای مرکزیت، نتوانست حتی به اندازه جزیرهای کوچک مثل کیش، یک بارندگی را مدیریت کند؟
این گزارش، برای تخریب نیست؛ برای هشدار است. هشداری که اگر جدی گرفته نشود، با اولین باران بعدی، دوباره تکرار خواهد شد. باران بعدی هم خواهد آمد. آنچه نامعلوم است، این است که آیا مدیریت شهری بندرعباس، تا آن روز، تصمیمی جدی خواهد گرفت یا باز هم آسمان را مقصر خواهد دانست.
خسارات بارندگی؛ عددها چه میگویند و چه چیزهایی گفته نمیشود
بارندگی اخیر، فقط خیابانها را خیس نکرد؛ هزینهای سنگین روی دوش شهر و شهروندان گذاشت؛ هزینهای که بخشی از آن در گزارشهای رسمی آمده و بخش مهمتری، هنوز در آمارها دیده نمیشود.
بر اساس برآوردهای اولیه دستگاههای خدماتی و گزارشهای میدانی، خسارات واردشده در بندرعباس و برخی شهرستانهای اطراف، قابلتوجه بوده است؛ آن هم در شرایطی که میزان بارش، کمتر از کیش ثبت شد؛ جزیرهای که تقریباً بدون خسارت جدی از این سامانه عبور کرد.
خسارت به شبکه برق؛ خاموشیهایی که هزینهساز شد
مهمترین و پرهزینهترین آسیب، مربوط به شبکه توزیع برق بندرعباس بود.
قطعی برق در برخی مناطق تا ۱۷ ساعت ادامه داشت؛ خاموشیای که طبق اعلام غیررسمی کارشناسان حوزه انرژی، ناشی از:
آسیب به تجهیزات توزیع ،نفوذ آب به برخی تأسیسات و نبود ایمنسازی کافی در نقاط حساس شبکه بوده است.
هر ساعت خاموشی در شهری مانند بندرعباس، تنها به معنای خاموش شدن لامپها نیست؛توقف فعالیت بسیاری از کسبوکارهای خرد،خسارت به مواد غذایی فاسدشدنی، اختلال در مراکز درمانی کوچک، مطبها و خدمات محلی؛کارشناسان شهری میگویند هزینه غیرمستقیم خاموشیهای طولانی، گاه چند برابر هزینه تعمیرات مستقیم شبکه است؛ هزینهای که معمولاً در هیچ گزارش رسمی درج نمیشود.
آبگرفتگی معابر؛ خسارت پنهان به خودروها و اموال
آبگرفتگی گسترده خیابانها، بهویژه در معابر فرعی و برخی محلههای قدیمی بندرعباس، خسارات مستقیمی به شهروندان وارد کرد:آسیب به موتور و سیستم برقی خودروها،از کار افتادن خودروها در معابر،ورود آب به برخی منازل و واحدهای تجاریاین خسارات، اغلب خرد اما فراگیر هستند؛ یعنی ممکن است هر خانواده چند میلیون تومان آسیب ببیند، اما در مجموع، رقم خسارت به دهها میلیارد تومان میرسد؛ بیآنکه در آمار رسمی جایی داشته باشد.
هزینههای مدیریت بحران؛ پولی که هر بار از نو خرج میشود
بخش دیگری از خسارات، مربوط به هزینههای واکنشی مدیریت بحران است:اعزام ماشینآلات خدمات شهری
،پمپاژ و تخلیه آب از معابر،اضافهکاری نیروهای خدماتی،تعمیرات اضطراری شبکه برق و تأسیسات کارشناسان مدیریت شهری معتقدند اگر بخشی از این هزینهها، پیش از بحران و در حوزه پیشگیری صرف میشد، نهتنها خسارات کاهش مییافت، بلکه هزینه نهایی نیز بهمراتب کمتر بود.
به بیان ساده: بندرعباس، هر بار باران میبارد، هزینه غفلتهای گذشته را دوباره پرداخت میکند.
مقایسه معنادار؛ کیش چرا خسارت نداد؟
نکته قابلتأمل اینجاست که در کیش، با وجود بارش سنگینتر:گزارشی از قطعی طولانی برق منتشر نشد
خسارت گسترده به معابر و خودروها ثبت نشد،خدمات شهری بدون اختلال جدی ادامه یافت این تفاوت، نشان میدهد که خسارت، نتیجه باران نیست؛ نتیجه مدیریت است.
وقتی زیرساختها ایمنسازی شده باشند و شبکه دفع آبهای سطحی کار کند، باران به جای «هزینه»، به یک پدیده قابل مدیریت تبدیل میشود
خسارت نانوشته؛ فرسایش اعتماد عمومی
شاید مهمترین خسارت بارندگی اخیر، عدد و رقم نداشته باشد:فرسایش اعتماد شهروندان به مدیریت شهری.
وقتی مردم میبینند جزیرهای کوچکتر، با بارش بیشتر، بدون بحران عبور میکند، اما مرکز استان نه؛ این سؤال در ذهنشان شکل میگیرد که:مشکل از کجاست؟چرا تجربههای موفق منتقل نمیشود؟و چرا هر بار، هزینه بیبرنامگی از جیب مردم پرداخت میشود؟
این خسارت، اگرچه در هیچ جدول مالی نمیآید، اما سنگینترین هزینهای است که یک شهر میتواند بپردازد.
جمعبندی بخش خسارات
برآوردهای اولیه نشان میدهد بارندگی اخیر، در بندرعباس خساراتی چندلایه بهجا گذاشته؛ از آسیب به زیرساخت برق گرفته تا ضررهای خرد اما گسترده شهروندان.در مقابل، تجربه کیش ثابت کرد که با مدیریت درست، حتی بارش سنگین هم الزاماً خسارتزا نیست.
سؤال ساده است، اما پاسخدادن به آن سخت:چرا مرکز استان، هنوز هزینههایی میدهد که یک جزیره کوچک سالهاست از آن عبور کرده است؟
وقتی مدیریت مرکز استان با یک جزیره کوچک رقابت میکند
بارش اخیر در هرمزگان یک آینه تمامنما از وضعیت مدیریت شهری استان بود. بررسی دقیق نشان میدهد که: میزان بارش:جزیره کیش: ۱۸۰ میلیمتر بارش ،بندرعباس: ۶۸ میلیمتر بارش نکته عجیب این است که میزان بارش در بندرعباس تقریباً یکسوم جزیره بود، اما پیامدها کاملاً معکوس شد.
کیش با شبکه زهکشی قوی، آمادهباش نیروهای خدمات شهری و هماهنگی بین دستگاهها، توانست خیابانها را روان نگه دارد و هیچ قطعی برق طولانی گزارش نشد.
بندرعباس با وجود مرکزیت استان و بودجه و امکانات بیشتر، شاهد آبگرفتگی گسترده، قطعی برق ۱۷ ساعته و فلج شدن معابر اصلی شد.
جزیرهای کوچک با برنامهریزی از پیش، بحران را به حداقل رساند.مرکز استان با واکنش پراکنده، نتوانست حتی استانداردهای جزیرهای را رعایت کند. این نشان میدهد که حجم مدیریت و آمادگی مهمتر از وسعت شهر است. تعطیلی کسبوکارها، اختلال در رفتوآمد مردم و قطعی برق، خسارت اقتصادی اولیهای حدود ۲۵ میلیارد تومان بر جای گذاشت.
علاوه بر این، اعتماد عمومی به مدیریت شهری آسیب دید؛ شهروندان بار دیگر متوجه شدند که مرکز استان حتی در برابر بارشی کمتر، آسیبپذیرتر از جزیرهای کوچک است.یک جزیره کوچک توانست با باران سنگین روان باشد، اما مرکز استان با بارش کمتر، به مثابه کشتیای در طوفان، به گل نشست.شاید زمان آن رسیده که مسئولان هرمزگان به جای شعار و بودجه، به کارکرد و آمادگی عملیاتی توجه کنند.