به گزارش دریای اندیشه ،رشته کامپیوتر سالهاست دیگر یک انتخاب صرفاً دانشگاهی نیست؛ مسیری است که مستقیم به آینده جوامع گره خورده است. در میان شاخههای متعدد این رشته، «داده و هوش مصنوعی» امروز به نقطه ثقل تحولات جهانی تبدیل شده؛ جایی که تصمیمها، اقتصاد، امنیت و حتی سبک زندگی انسانها بر پایه تحلیل داده و الگوریتمها شکل میگیرد. اما پرسش اساسی اینجاست: ما در ایران و در نظام آموزشی خود، کجای این مسیر ایستادهایم؟
اگر قرن بیستم با نفت شناخته میشد، قرن بیستویکم بدون تردید قرن داده است. هر کلیک، هر خرید، هر حرکت در فضای مجازی، دادهای تولید میکند که در صورت تحلیل درست، میتواند به ارزش اقتصادی، قدرت سیاسی و مزیت رقابتی تبدیل شود. هوش مصنوعی دقیقاً همان ابزاری است که این داده خام را به معنا و تصمیم تبدیل میکند.
دانشجویان و فارغالتحصیلان رشته کامپیوتر، بهویژه در حوزه داده و هوش مصنوعی، در خط مقدم این تحول قرار دارند؛ اما واقعیت این است که اغلب آنها بدون نقشه راه مشخص وارد این میدان میشوند.
یکی از چالشهای جدی در حوزه داده و هوش مصنوعی، فاصله عمیق میان آموزش دانشگاهی و نیاز واقعی بازار است. سرفصلهایی که با سرعتی بسیار کمتر از پیشرفت فناوری بهروزرسانی میشوند، دانشجویی را تربیت میکنند که مدرک دارد اما مهارت نه.
در حالی که جهان به سمت یادگیری ماشین، کلانداده، بینایی ماشین و پردازش زبان طبیعی حرکت کرده، بسیاری از کلاسهای ما همچنان درگیر مفاهیم تئوریک قدیمی هستند. نتیجه این عقبماندگی، اتکای اجباری دانشجو به آموزشهای خودآموز و دورههای خارج از دانشگاه است.
هوش مصنوعی همزمان که فرصتهای شغلی تازهای ایجاد میکند، نگرانیهایی جدی نیز به همراه دارد. ترس از حذف مشاغل سنتی، جایگزینی نیروی انسانی با الگوریتمها و گسترش نابرابری دیجیتال، دغدغههایی واقعی هستند.
اما واقعیت این است که تهدید اصلی نه خود هوش مصنوعی، بلکه «آماده نبودن» برای آن است. جامعهای که نیروی متخصص داده و هوش مصنوعی تربیت نکند، ناچار مصرفکننده فناوری دیگران خواهد بود؛ با همه پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن.
برای بسیاری از متخصصان داده و هوش مصنوعی، این مهارتها به بلیت مهاجرت تبدیل شدهاند. بازار جهانی تشنه این تخصص است و در مقابل، نبود زیرساخت، پروژههای واقعی و امنیت شغلی در داخل کشور، انگیزه ماندن را کاهش میدهد.
این مهاجرت خاموش، زنگ خطری است برای سیاستگذاران؛ چرا که از دست دادن نیروی متخصص در این حوزه، بهمراتب پرهزینهتر از حوزههای سنتی است.
در سالهای اخیر، موج ورود به رشته کامپیوتر و گرایشهای مرتبط با هوش مصنوعی، گاه بیش از آنکه از علاقه و استعداد ناشی شود، محصول تبلیغ درآمدهای بالا بوده است. این نگاه مصرفی، هم به دانشجو آسیب میزند و هم به کیفیت نیروی انسانی آینده.
داده و هوش مصنوعی، پیش از آنکه ابزار درآمد باشند، نیازمند تفکر تحلیلی، صبر، یادگیری مستمر و اخلاق حرفهای هستند؛ مؤلفههایی که بدون آنها، حتی بهترین الگوریتمها نیز خطرناک خواهند بود.
داده و هوش مصنوعی منتظر تصمیمگیریهای کند ما نمیمانند. یا باید با سرمایهگذاری در آموزش، اصلاح ساختار دانشگاه و ایجاد فرصتهای واقعی، این موج را مدیریت کنیم؛ یا آماده باشیم تا تنها مصرفکننده محصولاتی باشیم که دیگران با دادههای ما ساختهاند.
رشته کامپیوتر، بهویژه در حوزه داده و هوش مصنوعی، فرصتی تاریخی پیش روی ما گذاشته است؛ فرصتی که اگر امروز جدی گرفته نشود، فردا تنها حسرت آن باقی خواهد ماند.
مهاجرت دیجیتال وقتی کامپیوتر چمدان میشود
داده و هوش مصنوعی امروز به واژههایی پرتکرار در کلاسهای دانشگاه و بازار کار تبدیل شدهاند؛ واژههایی که وعده آیندهای روشن میدهند، اما در عمل بسیاری از دانشجویان و فارغالتحصیلان رشته کامپیوتر را با پرسشی جدی روبهرو کردهاند: چرا میان آنچه در دانشگاه میآموزیم و آنچه بازار کار میخواهد، چنین شکاف عمیقی وجود دارد؟