به گزارش اختصاصی دریای اندیشه؛قائمشهر؛ زیر بارانِ تکریم و تشویق، در حالی که سکوهای ورزشگاه شهید وطنی در تسخیر پرشورترین هواداران شمال کشور بود، فصل بیست و پنجم لیگ دسته اول فوتبال ایران با تمام فراز و فرودهایش به نقطه پایان رسید. نساجی، قهرمان مقتدر این فصل، در روزی که جامی درخشان را در آغوش میکشید، طعم تلخ شکست را چشید تا ثابت کند در فوتبال، «قهرمانی» با «شکستناپذیری» دو مقوله متفاوت است.
شکستِ تشریفاتی در شب جشن
عقربههای ساعت ۱۹:۳۰ جمعه ۲۶ تیر را نشان میداد که سوت پایان آخرین دیدار فصل در وطنی نواخته شد. شاگردان رضا عنایتی که پیش از این با اقتدارِ تمام صعود و قهرمانی خود را مسجل کرده بودند، شاید با خیالی آسوده و ذهنی معطوف به جشنِ پیشِ رو، قدم به میدان گذاشتند. حریف، آریو اسلامشهر بود؛ تیمی که انگیزههای خود را برای ارائه یک نمایش آبرومند مقابل قهرمان به کار گرفت.
دو گل از محمد علیزاده و مهدی یوسفی، سد محکمی شد در برابر تکگل محمد صابریپور. نساجی در این دیدار شکست ۲ بر یک را پذیرا شد تا لیگ را با یک نتیجه غیرمنتظره به پایان برساند. اما در مستطیل سبز قائمشهر، نتیجه بازی تنها یک آمار بود. آنچه اهمیت داشت، حضور کاپ قهرمانی در دستان مردانی بود که در طول این فصل، روزهای پرمشقتی را برای رسیدن به قله سپری کرده بودند.عنایتی و مأموریتِ بزرگِ صعود
رضا عنایتی، مهاجم اسبق و گلزنِ قهارِ فوتبال ایران، حالا در کسوت سرمربی، با این صعود و قهرمانی، امضای خود را پای موفقیت نساجی زد. نساجی که پس از مدتها تلاطم به ساحل آرامشِ لیگ برتر بازگشته است، اکنون با چالشهای بزرگتری روبروست. قهرمانی در لیگ دسته اول، تنها یک «پیشدرآمد» است؛ تماشاگرانِ قائمشهری که در این فصل بارها و بارها با حمایتهای بیدریغ خود، جوِ ورزشگاه شهید وطنی را به جهنمی برای حریفان تبدیل کردند، حالا انتظار دارند تیمشان در لیگ برتر نیز نه یک «مهمان»، بلکه یک «مدعی» باشد.
از کرمان تا آبادان؛ مثلثِ داغِ پایان فصل
در حالی که نساجی با جشن و سرور پرونده فصل را بست، نگاهها به سمت دیگر جدول معطوف بود. مس شهربابک، شگفتیساز این دوره، با تداوم در بازیهای خود توانست به عنوان دومین تیم، مستقیم راهی بیست و ششمین دوره لیگ برتر شود. کرمانیها که در سالهای اخیر سرمایهگذاری هوشمندانهای روی فوتبال داشتهاند، حالا مزد تلاشهای خود را با حضور در سطح اول فوتبال ایران گرفتند.
اما در آبادان، اوضاع به گونهای دیگر رقم خورد. صنعت نفت، تیمی که ریشههایش در دلِ گرمِ جنوب گره خورده، نتوانست جایگاه دومی را حفظ کند و در نهایت به رتبه سوم بسنده کرد. حالا صنعت نفت در یک بزنگاه تاریخی قرار دارد؛ روز چهارشنبه ۳۱ تیر، شاگردان این تیم در مسابقه «پلیآف» به مصاف مس رفسنجان خواهند رفت. مسابقهای که برای آبادانیها حکم مرگ و زندگی را دارد؛ نبردی که پیروزش در لیگ برتر میماند و بازندهاش باید فصل آینده را در تلاطم لیگ یک سپری کند.
پایانِ تلخِ قصه؛ وقتی سکوها غمگین شدند
لیگ یک همواره رقابتی بیرحم است. برای هر قهرمانی و صعودی، تیمی باید سقوط را تجربه کند. در این فصل، تیغِ تیزِ سقوط، گردن سه تیم را گرفت؛ شهرداری نوشهر، نود ارومیه و داماش گیلان.
داماش، تیمی با ریشههای عمیق و هوادارانی که در تمامی شرایط در کنارشان بودهاند، حالا باید در لیگ دسته دوم، فرآیند بازسازی خود را آغاز کند. نود ارومیه و شهرداری نوشهر نیز با کارنامهای که نتوانست آنها را در میانه میدان نگه دارد، به دسته پایینتر سقوط کردند. سقوط این تیمها زنگ خطری است برای ساختار فوتبالِ استانهایی که شاید در تأمین منابع مالی و زیرساختهای حرفهای دچار نوسان بودهاند.
نگاهی به بیست و ششمین دوره؛ چه چیزی در انتظار ماست؟
با پایان این فصل، نساجی و مس شهربابک به لیگ برتر میپیوندند تا خون تازهای در رگهای این رقابتها جریان یابد. تفاوت بین لیگ یک و لیگ برتر، فراتر از نامهاست؛ بحث «استانداردهاست». از کیفیت زمینهای بازی تا تکنولوژی کمکداور ویدیویی (VAR). نساجی و مس شهربابک باید در مدت کوتاهی خود را برای سختترین لیگ فوتبال ایران تجهیز کنند.
عنایتی و کادر فنی نساجی اکنون کار سختتری دارند. جذب بازیکنان باکیفیت و حفظ ستارههای فعلی، اولین گام برای بقا و درخشش در لیگ برتر است. از سوی دیگر، مس شهربابک نیز باید با درس گرفتن از تجربیات تیمهای صعودکننده پیشین، وارد این کارزار شود.
فوتبال ادامه دارد
فصل ۲۶-۱۴۰۵ برای برخی «پایانِ آرزوها» و برای برخی «شروعِ رویاها» بود. نساجی، قهرمانانه به لیگ برتر بازگشت، اما شکستِ آخر نشان داد که راه درازی در پیش است. حالا تمامِ نگاهها به روز چهارشنبه ۳۱ تیر و نبرد بزرگ آبادان دوخته شده است. فوتبال، بیوقفه ادامه دارد و در روزهایی که گرما سراسر ایران را فرا گرفته، تنورِ فوتبال
نیز در گرمترین وضعیتِ خود قرار دارد.
قائمشهر، شهربابک، آبادان و رفسنجان؛ اینها نقاطی هستند که در هفتههای پیشرو، قلبِ تپنده فوتبال ایران خواهند بود. برای نساجی، جشن قهرمانی تمام شده و حالا وقتِ «کارِ بزرگ» است. برای تیمهای سقوطکرده نیز وقتِ «بازبینیِ مسیر»؛ چرا که در دنیای فوتبال، هیچچیز دائمی نیست، جز عشق به توپِ گرد و هوادارانی که حتی در تلخترین شکستها، تیمشان را تنها نمیگذارند.