کار یا آرامش چالشهای پنهان در مسیر استقلال مالی
به گزارش اختصاصی دریای اندیشه؛در حالی که تغییرات ساختاری در اقتصاد کلان و فشار فزاینده هزینههای معیشتی، ورود زنان به چرخه تولید و خدمت را از یک انتخاب به یک ضرورت بدل کرده است، پرسش اصلی اینجاست: این تغییر نقش، چه تأثیری بر تراز سلامت جسمی و روانی زنان گذاشته است؟ بررسیهای میدانی ما نشان میدهد که اشتغال، اگرچه تکیهگاه جدید خانوادههاست، اما با چالشهای پنهانی در سلامت زنان همراه است.
با گشتوگذار در بازار و محیطهای کاری استان هرمزگان، مشخص است که نقش زنان در تأمین درآمد خانوار به شکلی بیسابقه تغییر کرده است. دیگر تنها با زنان خانهدار روبهرو نیستیم؛ بلکه با طیف گستردهای از زنان در بخشهای خدماتی، فروشگاهی و حتی مشاغل آزاد روبرو هستیم.
ورود زنان به بازار کار، نهتنها باعث افزایش قدرت خرید خانوادهها میشود، بلکه ریسکهای اقتصادی را در برابر بحرانهای ناگهانی (مانند بیماری یا بیکاری سرپرست مرد) کاهش میدهد. در واقع، اشتغال زنان، نوعی بیمه معیشتی برای خانوادههای طبقه متوسط و پایین محسوب میشود.
اما این ورود به عرصه اقتصاد، هزینههایی را نیز به همراه دارد. در مصاحبه با برخی از زنان شاغل، دو طیف کاملاً متفاوت از تأثیرات روانی مشاهده میشود:
بازگشت اعتمادبهنفس
بسیاری از زنان معتقدند کار کردن، آنها را از انزوای اجتماعی نجات داده است. «خانم م»، که در یک مرکز خدماتی در بندرعباس فعالیت میکند، میگوید: قبل از کار، احساس میکردم تنها در چرخه زندگی هستم. اما حالا که درآمد خودم را دارم، در تصمیمگیریهای خانواده هم صدای من شنیده میشود. این استقلال مالی، عزتنفس مرا دوچندان کرده است.
فشار دوگانه و استرس مزمن
در مقابل، بخش بزرگی از زنان از پدیده «بار مضاعف» شکایت دارند. این زنان باید همزمان نقش کارمند/کارگر و مدیر خانه را ایفا کنند. فشار ناشی از مدیریت همزمان نانآوری و مسئولیتهای سنتی خانه (آشپزی، نظافت و مراقبت از فرزندان)، منجر به بروز علائم روانی نظیر اضطراب و افسردگی و علائم جسمی مانند خستگی مفرط و دردهای عضلانی شده است.
سلامت جسمی قربانیِ سرعتِ زندگی
در جریان این گزارش، با چندین زن شاغل گفتگو کردیم که همگی از یک مشکل مشترک سخن گفتند: کمبود زمان برای خود. استمرار در فعالیتهای پرفشار، بدون داشتن سیستمهای حمایتی (مانند مهدکودکهای نزدیک به محل کار یا تقسیم عادلانه کارهای خانه توسط همسر)، منجر به فرسودگی جسمی شده است. متخصصان حوزه سلامت معتقدند که این فشار مداوم میتواند منجر به بیماریهای فشار خون و اختلالات گوارشی ناشی از استرس شود.
اشتغال زنان نباید تنها با اعداد و ارقام اقتصادی سنجیده شود. برای اینکه اشتغال از یک بار سنگین به یک فرصت رشد تبدیل شود، نیاز به تغییر در ساختارهای اجتماعی داریم:مشارکت فعال مردان در کارهای خانه، اصلیترین راه برای کاهش استرس روانی زنان است.
ایجاد محیطهای کاری منعطف و فراهم کردن امکانات رفاهی برای مراقبت از کودکان.
ضرورت آگاهی زنان از نحوه مدیریت استرس و مراقبت از سلامت خود در حین فعالیت شغلی.
اشتغال زنان، بدون شک یکی از ارکان اصلی پایداری اقتصاد خانواده و کشور است. اما اگر این مسیر بدون توجه به سلامت جسمی و روانی زنان طی شود، جامعه با هزینههای سنگینتری در حوزه سلامت و فروپاشی ساختار خانواده روبرو خواهد شد. اقتصاد باید در خدمت سلامت باشد، نه بر قیمتِ آن.
نویسنده: ملیحه قاسمی -سردبیر