چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ | ساعت --:--:-- | بندرعباس ۳۹ درجه
خبر فوری
گزارش اختصاصی

کلان روایتی خطرناک که جنوب را از کشور جدا می داند

نویسنده: دریای اندیشه ۲۸ تیر ۱۴۰۵ ۵ دقیقه مطالعه ۱۸ بازدید
در روزهایی که تصاویر حملات به سواحل جنوبی کشور لحظه‌به‌لحظه در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود، همزمان روایتی نیز در حال فراگیر شدن است؛ روایتی که ناخواسته دیگر ایرانیان را به تماشاگران این نبرد تبدیل می‌کند. این ادبیات، هرچند از دل همدردی با مردم جنوب برمی‌آید، اما در نهایت می‌تواند شکافی ذهنی میان جنوب و دیگر نقاط کشور ایجاد کند؛ شکافی که بیش از هر چیز، وحدت ملی را نشانه می‌رود. واقعیت اما روشن است؛ هر حمله به بندرعباس، بوشهر یا چابهار، حمله به یک استان نیست، حمله به ایران است.

در روزهایی که تصاویر حملات به سواحل جنوبی کشور لحظه‌به‌لحظه در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود، همزمان روایتی نیز در حال فراگیر شدن است؛ روایتی که ناخواسته دیگر ایرانیان را به تماشاگران این نبرد تبدیل می‌کند. این ادبیات، هرچند از دل همدردی با مردم جنوب برمی‌آید، اما در نهایت می‌تواند شکافی ذهنی میان جنوب و دیگر نقاط کشور ایجاد کند؛ شکافی که بیش از هر چیز، وحدت ملی را نشانه می‌رود. واقعیت اما روشن است؛ هر حمله به بندرعباس، بوشهر یا چابهار، حمله به یک استان نیست، حمله به ایران است.
مدتی است حملات ارتش آمریکا به سواحل جنوبی کشور بار دیگر شدت گرفته و شهرهایی مانند بندرعباس، چابهار و بوشهر بیش از دیگر نقاط در معرض تهدید و درگیری قرار گرفته‌اند. طبیعی است که تصاویر انفجارها، صدای پدافند، خسارات و روایت‌های مردم این شهرها بیش از هر جای دیگری در فضای مجازی دیده شود. اما در میان حجم انبوه اخبار و تصاویر، یک روایت نیز به سرعت در حال گسترش است؛ روایتی که شاید در نگاه اول از سر همدردی باشد، اما در بلندمدت می‌تواند ناخواسته به شکاف‌های ذهنی دامن بزند.
این روزها جملاتی مانند «جنوب مظلوم جور کل ایران را می‌کشد»، «جنوب همیشه درگیر جنگ بوده و به صدای موشک عادت دارد» یا «باز هم جنوب تنها مانده است» بارها در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌شود. هرچند نیت بسیاری از افرادی که این جملات را منتشر می‌کنند، ابراز همدلی با مردم جنوب است، اما این نوع روایت یک اشکال اساسی دارد؛ گویی جنگ را به یک منطقه جغرافیایی محدود می‌کند و سایر مردم کشور را صرفاً تماشاگر ماجرا نشان می‌دهد.
در واقع، اگر کشوری هدف حمله قرار گیرد، نمی‌توان گفت فقط همان شهری که بمباران شده درگیر جنگ است. جنگ، مسئله یک استان یا یک منطقه نیست؛ جنگ، مسئله یک ملت است. همان‌گونه که در دوران دفاع مقدس، خوزستان خط مقدم بود اما هیچ‌کس جنگ را فقط جنگ خوزستان نمی‌دانست، امروز نیز اگر بندرعباس یا بوشهر هدف حمله قرار بگیرند، این ایران است که مورد تعرض قرار گرفته است.
تفاوت امروز با سال‌های گذشته، نقش پررنگ فضای مجازی است. اکنون هر شهروند با تلفن همراه خود به یک رسانه تبدیل شده و تصاویر و روایت‌ها در چند ثانیه به سراسر کشور می‌رسند. همین ویژگی، علاوه بر اینکه امکان اطلاع‌رسانی سریع را فراهم کرده، مسئولیت بیشتری نیز بر دوش کاربران گذاشته است. هر جمله، هر استوری و هر هشتگ می‌تواند در شکل‌گیری افکار عمومی اثرگذار باشد.
اگر روایت غالب این باشد که «جنوب تنهاست»، ناخواسته این تصور شکل می‌گیرد که سایر نقاط کشور از این ماجرا جدا هستند. این در حالی است که امنیت، اقتصاد، انرژی، تجارت و زندگی روزمره همه مردم ایران به امنیت همین سواحل گره خورده است. بنادر جنوبی فقط متعلق به مردم همان استان‌ها نیستند؛ آن‌ها شریان‌های حیاتی کل کشور محسوب می‌شوند. هر آسیبی که به این مناطق وارد شود، اثر آن دیر یا زود در زندگی همه ایرانیان دیده خواهد شد.
از سوی دیگر، مردم جنوب نیز هرگز خود را جدا از ایران ندانسته‌اند. تاریخ نشان می‌دهد که استان‌های جنوبی همواره در دفاع از تمامیت ارضی کشور نقش‌آفرین بوده‌اند. از مقاومت مردم بوشهر در برابر استعمار گرفته تا ایستادگی مردم هرمزگان و سیستان و بلوچستان در دوره‌های مختلف، همه این‌ها بخشی از تاریخ ملی ایران است، نه صرفاً تاریخ یک منطقه.
بنابراین، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، اصلاح روایت‌هاست. به جای اینکه بگوییم «جنوب درگیر جنگ است»، باید بگوییم «ایران درگیر جنگ است». به جای اینکه از «تنهایی جنوب» سخن بگوییم، باید از مسئولیت مشترک همه ایرانیان در کنار یکدیگر حرف بزنیم. این تغییر شاید در ظاهر تنها جابه‌جایی چند واژه باشد، اما در عمل، تفاوت بزرگی در شکل‌گیری ذهنیت عمومی ایجاد می‌کند.
در جنگ‌های امروز، نبرد تنها در میدان نظامی رخ نمی‌دهد؛ جنگ روایت‌ها نیز به همان اندازه اهمیت دارد. دشمن تلاش می‌کند جامعه را دچار چنددستگی، ناامیدی و احساس جدایی کند. هر روایتی که ناخواسته این تصور را ایجاد کند که بخشی از کشور بار جنگ را به تنهایی بر دوش می‌کشد، می‌تواند در همین چارچوب قابل تحلیل باشد. در مقابل، روایت وحدت، همبستگی و سرنوشت مشترک، سرمایه اجتماعی کشور را تقویت می‌کند.
مردم بندرعباس، بوشهر، چابهار و دیگر شهرهای جنوبی شایسته بیشترین حمایت و همدلی هستند؛ اما این حمایت نباید با ادبیاتی همراه شود که آن‌ها را از پیکره ایران جدا نشان دهد. آن‌ها نه سپری برای دیگران، بلکه بخشی از همان پیکره واحدی هستند که نامش ایران است.
امروز اگر صدای انفجار در جنوب شنیده می‌شود، این صدای تهدید علیه تمام ایران است. اگر خانواده‌ای در بندرعباس یا بوشهر شب ناآرامی را پشت سر می‌گذارد، امنیت همه ایرانیان هدف قرار گرفته است. بنابراین، دقیق‌تر آن است که بگوییم جنوب تنها در خط مقدم قرار دارد، اما جنگ،
جنگ همه ایران است.
در روزهایی که روایت‌ها با سرعتی بیشتر از هر موشک و هر گلوله منتشر می‌شوند، انتخاب واژه‌ها نیز به اندازه انتخاب راهبردها اهمیت پیدا می‌کند. جنوب، خط مقدم جغرافیایی این نبرد است؛ اما ایران، میدان اصلی آن است. پس نباید گفت «جنوب درگیر جنگ است»، بلکه باید گفت ایران درگیر جنگ است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *