بیست‌ودوم بهمن، تنها یک مناسبت در تقویم رسمی کشور نیست؛ یک «نقطه عطف تمدنی» است. روزی که معادلات سیاسی یک سرزمین دگرگون شد و مردم، از حاشیه به متن آمدند. در آن روز، خیابان نه صرفاً محل عبور، که بستر کنش سیاسی شد؛ جایی که اراده عمومی، صورت‌بندی تازه‌ای از قدرت را رقم زد. ۲۲ بهمن، لحظه‌ای بود که تاریخ از زبان مردم سخن گفت.

برای فهم اهمیت این روز، باید به بستر اجتماعی و سیاسی پیش از آن بازگشت. جامعه‌ای که سال‌ها با شکاف‌های عمیق طبقاتی، محدودیت‌های سیاسی و وابستگی ساختاری به قدرت‌های خارجی مواجه بود، در دهه پنجاه به مرحله‌ای از نارضایتی انباشته رسید. آنچه در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رخ داد، نتیجه یک فرایند تدریجی بود؛ فرایندی که در آن، اعتراض‌های پراکنده به یک جنبش فراگیر بدل شد و مطالبه‌های متنوع، حول محور استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی همگرا گردید.

در ادبیات علوم سیاسی، انقلاب‌ها زمانی به پیروزی می‌رسند که سه عنصر هم‌زمان شکل بگیرد: بحران مشروعیت، انسجام رهبری و بسیج عمومی. ۲۲ بهمن، نقطه تلاقی این سه مؤلفه بود. ساختار پیشین با بحران اعتماد عمومی مواجه شده بود، رهبری انقلاب توانسته بود گفتمانی واحد ایجاد کند و مردم، در گستره‌ای بی‌سابقه، در صحنه حضور یافتند. این هم‌افزایی، ساختار قدرت را در زمانی کوتاه دگرگون کرد.

اما وجه تمایز ۲۲ بهمن تنها در پیروزی سیاسی خلاصه نمی‌شود؛ در «خودآگاهی جمعی» نهفته است. مردمی که پیش از آن، اغلب خود را در حاشیه تصمیم‌سازی می‌دیدند، در این روز تجربه‌ای مشترک از اثرگذاری را لمس کردند. این تجربه، سرمایه اجتماعی عظیمی خلق کرد؛ سرمایه‌ای که پایه‌های نظام جدید را شکل داد و تا سال‌ها، موتور محرک مشارکت عمومی باقی ماند.

۲۲ بهمن را باید به‌مثابه یک «متن باز» خواند؛ متنی که هر نسل می‌تواند آن را بازتفسیر کند. نسل اول انقلاب، آن را روز تحقق آرمان‌ها می‌دانست؛ نسل‌های بعد، آن را معیاری برای سنجش فاصله میان آرمان و واقعیت می‌بینند. همین قابلیت بازخوانی است که این روز را زنده نگه داشته است. اگر ۲۲ بهمن صرفاً یک خاطره تاریخی بود، در گذر زمان رنگ می‌باخت؛ اما چون به مسئله «نسبت مردم و قدرت» گره خورده، همچنان موضوعیت دارد.

در چهار دهه گذشته، ایران مسیر پرفرازونشیبی را پیموده است؛ از جنگ تحمیلی و بازسازی تا تحریم‌های گسترده، از پیشرفت‌های علمی و فناورانه تا چالش‌های اقتصادی و اجتماعی. در این میان، ۲۲ بهمن هر سال فرصتی بوده برای بازتعریف همبستگی ملی. راهپیمایی‌های این روز، فارغ از نگاه‌های سیاسی، نمایش نوعی حضور جمعی است؛ حضوری که پیام آن، بیش از هر چیز، تأکید بر استمرار یک انتخاب تاریخی است.

با این حال، تداوم هر انقلاب، وابسته به توانایی آن در پاسخ‌گویی به مطالبات نوظهور است. جامعه امروز ایران با پرسش‌هایی تازه روبه‌روست: عدالت اجتماعی در چه سطحی محقق شده است؟ شکاف‌های اقتصادی تا چه اندازه کاهش یافته‌اند؟ نسل جوان چه سهمی در تصمیم‌سازی‌ها دارد؟ آزادی‌های مدنی چگونه تعریف و تضمین می‌شود؟ ۲۲ بهمن اگر قرار است صرفاً آیینی تکرارشونده نباشد، باید محفلی برای تأمل در همین پرسش‌ها باشد.

زیبایی ۲۲ بهمن در همین دوگانگی است؛ هم جشن است و هم سنجش. هم یادآور پیروزی است و هم مطالبه‌گر اصلاح. در این روز، می‌توان هم به دستاوردها نگریست و هم به کاستی‌ها اندیشید. انقلاب، یک رویداد ایستا نیست؛ فرآیندی پویاست که در هر مقطع تاریخی نیازمند بازنگری و بازآفرینی است. اگر آرمان‌های اولیه—استقلال، آزادی، عدالت—قرار است زنده بمانند، باید در سیاست‌گذاری‌ها، در توزیع فرصت‌ها و در ساختارهای حکمرانی تجلی یابند.

در جهان امروز که افکار عمومی با سرعتی بی‌سابقه شکل می‌گیرد و فناوری‌های نوین، مرزهای سنتی قدرت را درنوردیده‌اند، مفهوم مشارکت نیز دگرگون شده است. نسل جدید، مشارکت را صرفاً در حضور فیزیکی خلاصه نمی‌کند؛ مطالبه شفافیت، پاسخ‌گویی و کارآمدی دارد. اگر ۲۲ بهمن نماد حضور مردم است، این حضور باید در تمام سال استمرار یابد؛ در قالب گفت‌وگو، نقد سازنده و نقش‌آفرینی مدنی.

۲۲ بهمن همچنین یادآور یک حقیقت بنیادین است: هیچ ملتی بدون اتکا به سرمایه اجتماعی خود نمی‌تواند در برابر فشارهای بیرونی ایستادگی کند. انسجام ملی، بزرگ‌ترین پشتوانه هر کشور در عرصه بین‌الملل است. تجربه سال‌های پس از انقلاب نشان داده است که هرگاه این انسجام تقویت شده، کشور توانسته از بحران‌ها عبور کند و هرگاه شکاف‌ها تعمیق یافته، هزینه‌ها افزایش یافته است. بنابراین، بازخوانی ۲۲ بهمن باید با تأکید بر ضرورت همبستگی، گفت‌وگو و پرهیز از دوگانه‌سازی‌های فرساینده همراه باشد.

این روز، بیش از آنکه به گذشته تعلق داشته باشد، به آینده پیوند خورده است. پرسش اصلی این نیست که در ۲۲ بهمن چه گذشت؛ پرسش این است که امروز با آن میراث چه می‌کنیم. آیا می‌توانیم آرمان‌های آن روز را با مقتضیات زمانه پیوند بزنیم؟

آیا می‌توانیم میان هویت تاریخی و نیازهای معاصر تعادل برقرار کنیم؟ پاسخ به این پرسش‌هاست که سرنوشت نسل‌های آینده را رقم خواهد زد.

بیست‌ودوم بهمن، روزی بود که مردم احساس کردند «می‌توانند». می‌توانند ساختارها را تغییر دهند، می‌توانند آینده‌ای متفاوت بسازند و می‌توانند در معادلات قدرت اثرگذار باشند. این حس توانستن، سرمایه‌ای است که اگر حفظ شود، هیچ بحرانی توان درهم‌شکستن آن را نخواهد داشت.

امروز، در آستانه سالگردی دیگر، ۲۲ بهمن همچنان چونان چراغی در حافظه تاریخی ملت ایران می‌درخشد؛ چراغی که نه فقط گذشته را روشن می‌کند، بلکه مسیر آینده را نیز نشان می‌دهد. روزی که تاریخ، مردم را صدا زد و مردم پاسخ دادند. اکنون نوبت ماست که در برابر تاریخِ اکنون، پاسخ خود را روشن، مسئولانه و آگاهانه بدهیم.