به گزارش دریای اندیشه از رودان، نماز جمعه که تمام شد اعلام کردند اینجا میزبانی شهید گمنام هستیم او را دقایقی تا رفتن به سمت بیکاه برای تشییع و تدفین همراهی خواهیم کرد، نمازگزاران همه به پشت نبوت این شهید خوشنام به راه افتادند.همه لبیک گویان با آرمان هایش که همان حفظ اسلام و انقلاب اسلامی بود پیمان بستند. دقایقی بعد شهد خوشنامام به سمت بیکاه حرکت داده شد. شهری که به ولایت مداری و دفاع جوانانش از اسلام و انقلاب در دوران هشت سال دفاع مقدس شهره است.
جمعیت از ساعتی قبل به استقبال آمده اند، پیر و جوان ، کوچک و بزرگ همه همچون اینکه جوانی از دیار خودشان با رشادت جانش را فدای میهن کرده باشد به خط شده اند تا او را تا خانه بهشتی اش بدرقه کنند. اما اینبار نه او را می شناسند و نه همشهری شان است بلکه با قلب و دل خود برای شهیدی آمده اند که یک بار دیگر همچون دوران دفاع مقدس هست ساله بیکاه را معطر کرده است. عطر شهید آنچنان فوران کرده است که خیلی عظیمی از جمعیت آنرا استشمام کرده و آمدند تا بگویید تو تنها نیستی و در اینجا هیچ وقت و هیچگاه تنها نخواهی ماند.

تجدید میثاق عظیم با شهدا
بلندگو از جمعیت می خواهد که نظم بیابند تا مراسم تشییع آغاز شود، اما آنها بی تاب لمس کردن تابوت شهید خود هستند پس از ۲۰ دقیقه گوینده مراسم تکبیر گویان از همه می خواهد که آرام به صف بدرقه کنندگان شهید بپیوندند. مصافت طولانی است از ابتدای جاده کوهستان پارک بیکاه در محله پاروی تا محل تدفین شهید خوشنام بیش از یک کیلومتر فاصله است و وقتی از دور نظارهگر می شویم معلوم است که جمعیتی چند هزار نفری شهید را همراهی میکند.

مردم لبیک گویان با آرمان های شهدا و امام شهدا تجدید میثاق میکردند و در کنار آن با شعار های کوبنده خود استکبار و حامیانش را محکوم می کردند. تا به جهانیان بگویند اگر امروز بعد از سی و چند سال پیکر شهیدی آنهم گمنام به دیار مان رسیده اما چیزی از ایمان و اعتقاد راسخ مان برای ایستادگی در مقابل زور و استبداد دشمنان کم نکرده است.

قدرشنان این حماسه هستیم
پیکر مطهر شهید به جلو جایگاه می رسد مجری برنامه با بیان دکلمه ای حماسی از این حضور باشکوه مردم قدردانی میکند. بعد قراعت قرآن و هنگام خواندن سرود ملی است که اوج این جمعیت باشکوه دست به سینه ارادت خود را به پرچم در افتخار ایران اسلامی نشان می دهد.
امام جمعه که به پشت تریبون می رود هر چه از یاد و خاطرات شهدا بازگو می کنند باز دقیقه ای دیگر به این دست پر از جمعیت می نگرد و می گوید خدا خیرتان بدهد که اینگونه این شهید را همراهی کرده اید و از بزرگ منشی مردم غیور بیکاه یاد می کند.

شهدا مظهر اقتدار، عزت و قدرت ملی هستند
سردار عباس غلامشاهی، فرمانده منطقه یکم نیروی دریایی سپاه که از افتخارات شهر بیکاه در حفظ نظام و انقلاب است با ستایش از مردم منطقه بیکاه، حضور و غیرت آنان را مایه افتخار ملی دانست و تأکید کرد: این مردم با بصیرت، وفاداری و پایبندی به ارزشهای انقلاب، مظهر اقتدار و عزت ملت ایران هستند.

وی با اشاره به جایگاه والای شهدا در تاریخ انقلاب و دفاع مقدس، اظهار داشت: شهدا با فداکاری و ایثار خود، نماد شرافت و قدرت ملی ما هستند و یاد و نامشان الهامبخش نیروهای مسلح و ملت در صیانت از ارزشهاست.
فرمانده منطقه یکم نیروی دریایی سپاه افزود: شهدا حتی پس از شهادت نیز تولید قدرت میکنند و حضور معنوی آنان باعث دلگرمی و امید ملت و نیروهای مسلح میشود. سردار غلامشاهی با اشاره به تهدیدهای خارجی و تلاش دشمنان برای کاهش اقتدار ملی، بیان کرد: ملت ایران همواره با پایبندی به ارزشها و وفاداری به آرمانهای انقلاب، عزت و اقتدار خود را حفظ کرده است و توانمندیهای نیروهای مسلح همواره بازدارنده دشمنان بوده است. سردار غلامشاهی در پایان از ملت ایران خواست با هوشیاری، غیرت ملی و وفاداری به ارزشها، مسیر شهدای عزیز را ادامه دهند و همواره در کنار ولایت ثابتقدم بمانند تا اقتدار و عزت کشور حفظ شود.
دقایقی بعد خیل عظیم جمعیت همراه کنندگان شهید رو به قبله می شوند تا بر این پیکر مطهر نماز بگذارند و باری دیگر این شکوه متجلی می شود. اما اوج مراسم آنجا بود که مداح حال و هوا مراسم را در هنگام تدفین شهید دگرگون کرد و مادری دل خسته را برای لالایی خواندن برای پیکر کوچک شهید همراه، مادر به لهجه محلی آنچه از دل داشت زمزمه می کرد و یاد و خاطره مادران چشم انتظاری را زنده می کرد که رفتند و هرگز حتی پیکر پاک فرزندشان را هم ندیدند.
وقتی یاد اربعین زنده شد
مردم با برپایی مواکب زیادی در مسیر و مکان تدفین پیکر مطهر شهید یادآور روزهای اربعین حسینی شده بودند ، مردم این بار با خلوص نیت هر آنچه در دست داشتند برای زائران و همراه کنندگان شهید آورده بودند. و اوج کار لحظه بازگشت این جمعیت باشکوه پس از پایان مراسم تدفین پیکر شهید خوشنامی بود که حالا شهر و محل آنان را هم مزین به داشتن یک شهید والا مقام کرده بود که می توانستند هر لحظه که بخواهند او را در آغوش بگیرند. موکب داران با هر آنچه که پیکر برایشان باقی مانده بود. حتی یک لیوان آب پذیرایی خود را نیمه تمام نگذاشتند و همچنان مردم را بدرقه می کردند.
برای بال های زخمی مان دعا کن
صدایت را از حنجره کانال ها و سنگرها می شنوم.میبینمت، پلاک بر گردن و چفیه بر شانه، جاده های صلابت را پشت سر می گذاری و خاک را لبخند می کاری.پا در رکاب ستاره و باران، آسمان عشق را تا دورترین ها درنوردیدی و اینک، ما مانده ایم و این خاک مردابی. ما ماندهایم و تکثیر بی وقفه ابرهای خاکستر.رفته ای و باران ها را با خود برده ای و فصل هایمان، بی جوانه و آفتاب مانده اند.با ما که مرثیه خوان در قفس ماندن خویشیم، از پرواز بگو و برای بال های زخمی مان دعا کن. اینها آخرین کلماتی است که با نگاه به جایگاه تدفین شهید گمنام والا مقام بیکاه بر زبان جاری می کنم تا با او که حالا به بهشت برین رهسپار شده است خداحافظی کنم و بگویم سلام مرا به قاسم حسین برسان.