با فرارسیدن شب و خاموش شدن هیاهوی روز، شهروندان انتظار دارند ساعاتی را در آرامش و سکوت سپری کنند؛ اما مدتی است، این انتظار در بسیاری از محلهها به رؤیایی دستنیافتنی تبدیل شده است. صدای گوشخراش موتورهایی که بهصورت عمدی دستکاری شدهاند، آرامش شبانه را از خانوادهها گرفته و به یکی از معضلات جدی اجتماعی و شهری تبدیل شده ؛ معضلی که بیش از همه با رفتار برخی جوانان گره خورده و پیامدهای آن فراتر از یک مزاحمت ساده صوتی است. موتورهایی که نه برای تردد، بلکه برای ایجاد مزاحمت، قدرتنمایی و شکستن هنجارهای اجتماعی به خیابان میآیند.
به گزارش اختصاصی دریای اندیشه ؛دستکاری در سیستم اگزوز موتورسیکلتها با هدف ایجاد صدای بلندتر، پدیدهای است که بهویژه در ساعات پایانی شب نمود بیشتری پیدا میکند. برخی جوانان با برداشتن صداخفهکن، نصب اگزوزهای غیراستاندارد یا تغییرات فنی غیرمجاز، عمداً صدایی ناهنجار تولید میکنند؛ صدایی که نهتنها قانونشکنی آشکار است، بلکه حق اولیه شهروندان برای برخورداری از آرامش را نقض میکند.
ساکنان محلهها از تجربههای مشابهی میگویند: بیدار شدن کودکان از خواب، استرس سالمندان، تشدید بیماری بیماران قلبی و عصبی، و حتی برهم خوردن روابط همسایگی. بسیاری از خانوادهها اظهار میکنند که بارها مجبور شدهاند نیمهشب از خواب بپرند، پنجرهها را ببندند یا کودک گریانی را آرام کنند که با صدای ناگهانی موتور از خواب پریده است. این مسئله زمانی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم تداوم آلودگی صوتی، طبق نظر کارشناسان، آثار بلندمدت روانی و جسمی به همراه دارد.
این رفتار را میتوان نشانهای از نیاز به دیده شدن، هیجانطلبی یا اعتراض خاموش دانست. برخی جوانان، بهویژه در نبود فضاهای مناسب تفریحی و تخلیه انرژی، به رفتارهای پرخطر و هنجارشکنانه روی میآورند. صدای بلند موتور برای آنان نوعی اعلام حضور، قدرتنمایی یا جلب توجه است؛ اما این «ابراز خود» به بهای سلب آرامش دهها و گاه صدها نفر تمام میشود.
این موضوع تنها به جوانان محدود نمیشود، بلکه ضعف نظارت، اجرای ناقص قانون و عادیسازی تخلف نیز در گسترش این پدیده نقش دارد. قوانین مشخصی درباره ممنوعیت ایجاد آلودگی صوتی و دستکاری وسایل نقلیه وجود دارد، اما اجرای مقطعی یا سلیقهای آن باعث شده برخی متخلفان احساس مصونیت کنند. وقتی فردی بارها با موتور پرصدا در محله تردد میکند و با برخورد جدی مواجه نمیشود، این رفتار بهتدریج عادی و حتی تقلیدپذیر میشود.
از سوی دیگر، نقش خانوادهها در این میان قابل چشمپوشی نیست. بیتفاوتی برخی والدین نسبت به نوع استفاده فرزندانشان از موتورسیکلت، یا حتی حمایت ناآگاهانه از این رفتار، میتواند به تداوم آن دامن بزند. آموزش احترام به حقوق دیگران و مسئولیتپذیری اجتماعی، از خانواده آغاز میشود و در مدرسه و جامعه تکمیل میگردد.
پلیس راهور و نیروهای انتظامی بارها نسبت به برخورد با موتورسیکلتهای پرصدا هشدار دادهاند و طرحهایی نیز در این زمینه اجرا شده است؛ از توقیف موتورها گرفته تا جریمه و الزام به رفع نقص. با این حال، شهروندان معتقدند این اقدامات کافی نیست و نیاز به نظارت مستمر، بهویژه در ساعات شب، احساس میشود. استفاده از گزارشهای مردمی، گشتهای محلهمحور و حتی فناوریهای ثبت آلودگی صوتی میتواند به کنترل بهتر این وضعیت کمک کند.
نباید فراموش کرد که مسئله آلودگی صوتی تنها یک مشکل محلی یا مقطعی نیست، بلکه بخشی از کیفیت زندگی شهری را تحت تأثیر قرار میدهد. شهری که شبهایش ناامن از نظر صوتی باشد، آرامش روانی ساکنانش را بهتدریج از دست میدهد. در چنین شرایطی، بیخوابی، پرخاشگری، کاهش بهرهوری و افزایش تنشهای اجتماعی دور از انتظار نخواهد بود.
در کنار برخورد قانونی، غفلت از ریشههای اجتماعی این پدیده نیز خطاست. نبود فضاهای استاندارد برای تخلیه هیجان، کمبود امکانات ورزشی و تفریحی ارزانقیمت، و بیتوجهی به نیازهای جوانان، آنان را به خیابان میکشاند. اما حتی این واقعیتها نیز توجیهکننده سلب آسایش عمومی نیست. شهر، پیست مسابقه نیست و نیمهشب، زمان قدرتنمایی نیست.
راهکارهای فرهنگی نیز اهمیت فراوانی دارند. ایجاد فضاهای ورزشی، پیستهای مجاز موتورسواری، برنامههای آموزشی و گفتوگو با جوانان میتواند جایگزین مناسبی برای رفتارهای پرخطر خیابانی باشد. جوانان نیاز به هیجان دارند، اما این هیجان نباید به قیمت سلب آرامش دیگران تمام شود.
آرامش شبانه، یک امتیاز لوکس نیست؛ یک حق بدیهی شهروندی است. حقی که امروز زیر غرش موتورهای دستکاریشده و در سایه سکوت یا ناتوانی مسئولان، پایمال میشود. اگر این روند ادامه یابد، نهتنها اعتماد اجتماعی، بلکه تحمل مردم نیز فرسوده خواهد شد.
اکنون زمان آن رسیده است که این معضل جدی گرفته شود؛ با قانون، با نظارت، با فرهنگسازی و با مسئولیتپذیری جمعی.
شهروندان حق دارند شب را در آرامش بگذرانند، و هیچکس—با هیچ بهانهای—حق ندارد این آرامش را بدزدد.
در نهایت، آرامش شبانه حق همه شهروندان است؛ حقی که نباید قربانی هیجان لحظهای یا بیقانونی عدهای شود. حل معضل موتورهای دستکاریشده و پرصدا، نیازمند همکاری همگانی است: از خانواده و مدرسه گرفته تا پلیس، شهرداری و خود جوانان. تنها با ترکیب قانون، فرهنگسازی و مسئولیتپذیری اجتماعی میتوان شب را دوباره به زمان آرامش و آسودگی برای محلهها بازگرداند.
موتورهای دستکاری شده خواب را از چشم مردم گرفته اند
در محلههای مختلف شهر غرش موتورهایی که عمداً دستکاری شدهاند خواب را از چشم مردم گرفته و آرامش خانوادهها را برهم زده است.