به گزارش دریای اندیشه، زمستان برای بندرعباس، فصل گذار از گرمای طاقتفرسا به هوایی معتدلتر است. اما برای جمعیت معتادان متجاهر این شهر، این «هوای خنک» به معنای فرارسیدن دورانی است که بقا در آن به چالشی مرگبار تبدیل میشود.
پدیدۀ اعتیاد متجاهر، دیگر یک «مسئلۀ شهری» صرف نیست؛ اینک در گذر فصلها، به ویژه با سرد شدن هوا، به آزمونی جدی برای تابآوری اجتماعی، کارایی مدیریت شهری و وجدان جمعی ما بدل شده است. تحلیل این بحران نیازمند عبور از نگاه سطحی و واکاوی لایههای پیچیده علل، پیامدها و راه حلهای ممکن است.ویژگیهای جمعیتی و جغرافیایی معتادان متجاهر در بندرعباس را اغلب افرادی تشکیل میدهند که پیوند خود را با شبکههای سنتی حمایت (خانواده، قوم، شغل پایدار) به کلی یا تا حد زیادی گسستهاند.
این افراد در حوزههای عمومی مشخصی مانند پارکهای حاشیهای، زیر پلها، گوشههای خلوت بازار قدیم و محلات فرسوده متمرکز میشوند. با سرد شدن هوا، این مناطق برای آنها از «اقامتگاه» به «پناهگاههای سرد و نامطمئن» تبدیل میشوند. افزایش احتمال بروز بیماریهای تنفسی، سوءتغذیه حاد و هایپوترمی (کاهش خطرناک دمای بدن)، مرگومیر پنهان این فصل را شکل میدهد.دینامیک فصل و رفتار در ماههای گرم، این افراد تا حدی در چشم جامعه «پنهان» هستند یا تحمل میشوند.
برای فهم عمق فاجعه، باید به سرمنشأ جریان نگریست. مطالعات محلی مانند پژوهشی روی افراد نشان میدهد اعتیاد و بیخانمانی نهایی، نتیجۀ نهایی یک زنجیرۀ شکنندهسازی است که از عوامل ساختاری آغاز میشود:فقر چندبُعدی اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی مهمترین بستر است. پس از آن، نابسامانیهای حاد خانوادگی (نزاع، طلاق، از هم پاشیدگی)، سابقۀ اعتیاد در خانواده (که احتمال گرایش فرد را تا ۲.۵ برابر افزایش میدهد) و کمبود مهارتهای زندگی و تابآوری روانی قرار میگیرند. این عوامل، فرد را از همان ابتدا در معرض خطر قرار میدهند.
عوامل تسهیلکننده محیطی در دسترس بودن مواد مخدر در محلات خاص و فقدان فضای امن و سرگرمیهای سالم و کمهزینه برای جوانان و بزرگسالان آسیبپذیر، نقش مهمی ایفا میکند. شرایط دشوار شغلی مانند کار در محیطهای پراسترس با دستمزد کم (همانند رانندگی در گرمای شدید) نیز میتواند به عنوان یک عامل تسریعکننده عمل نماید.
شکست سیستمهای حمایتی نقطه عطف تبدیل یک فرد معتاد به یک «معتاد متجاهر»، اغلب زمانی رخ میدهد که شبکههای حمایت غیررسمی از هم میپاشند و شبکه های حمایت رسمی (نهادهای بهزیستی، شهرداری، نظام درمانی) یا بهموقع مداخله نمیکنند یا ظرفیت و برنامهریزی لازم برای جذب و نگهداشت این افراد را ندارند. این شکست، فرد را مستقیماً به خیابان پرتاب میکند.
پیامدهای بحران تهدیدی برای کل پیکرۀ شهر
بی ثباتی وضعیت معتادان متجاهر، تبعاتی فراتر از خود آنها دارد و امنیت و سلامت کل شهر را نشانه میرود امنیت عمومی افزایش جرمهای خرد برای تأمین مواد یا مایحتاج اولیه، احتمال درگیریهای محلی و احساس ناامنی در میان شهروندان و کسبه. سلامت عمومی، خطر شیوع بیماریهای مسری مانند سل، هپاتیت و بیماریهای پوستی که از محدودۀ این جمعیت فراتر میرود و کل جامعه را تهدید میکند.
همچنین، آلودگیهای ناشی از دفع نامناسب پسماند و فضولات انسانی در مکانهای تجمع.چهرۀ شهری و حیات اقتصادی تخریب فضاهای عمومی، کاهش میل به حضور خانوادهها در پارکها و اماکن عمومی و تأثیر منفی بر تصویر شهر به عنوان یک مقصد گردشگری یا سرمایهگذاری.هزینۀ اقتصادی هزینههای مستقیم (خدمات اورژانسی، بیمارستان، نیروی انتظامی) و غیرمستقیم کاهش ارزش ملک و از،این قبلی این بحران در درازمدت به مراتب بیشتر از سرمایهگذاری در برنامههای ساماندهی و درمان خواهد بود.
راهبردهای ساماندهی: از برخورد قهری تا مداخله چندوجهی و پایدار
تجارب ملی و بینالمللی نشان داده است رویکردهای صرفاً امنیتی-پلیسی نه تنها مسئله را حل نمیکند، بلکه با جابه جایی موقت و ایجاد احساس طرد شدگی بیشتر، آن را پیچیدهتر میکند.
راه حل نیازمند برنامهریزی چندلایه، انعطاف پذیر و پایدار است: لایۀ اول: مداخلات کوتاهمدت و بحرانساز (نجات جان)ایجاد «مراکز اقامت موقت زمستانی» با حداقل شرایط (گرمایش، خواب ایمن، غذای گرم، خدمات بهداشتی اولیه). این مراکز باید با کاهش بار اداری، دسترسی آسان و حفظ کرامت انسانی همراه باشد.فعالسازی تیمهای سیار (درمان خیابانی) متشکل از مددکار، پرستار و مشاور برای برقراری ارتباط، ارائه کمک های اولیه و ترغیب به پذیرش خدمات لایۀ دوم: مداخلات میان مدت و تثبیتکننده (درمان و توانمندسازی) ارائه خدمات درمان اعتیاد داوطلبانه و با کیفیت با طیف کامل از سمزدایی پزشک محور تا مشاوره های فردی و گروهی و درمانهای جایگزین.