به گزارش اختصاصی روزنامه دریای اندیشه ،خلیج‌فارس، این نگین آبی تاریخ و تمدن، بار دیگر در کانون گفت‌وگوهای کارشناسی و بین‌المللی قرار گرفت. ششمین کنفرانس بین‌المللی اقیانوس‌شناسی در بندرعباس، فرصتی بود برای تاکید بر اهمیت این آبراه استراتژیک و ترسیم دورنمایی مبتنی بر همکاری‌های جمعی. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در این گردهمایی با ارائه تحلیلی چندبعدی، بر ضرورت گذار از چالش‌ها به سوی فرصت‌های مشترک تاکید کرد. این گزارش، واکاوی عمیق‌تری از محورهای کلیدی سخنان وی و اهمیت آن برای آینده منطقه ارائه می‌دهد.

خلیج‌فارس؛ هویت عمیق‌تر از جغرافیا
بقایی در آغاز سخنان خود، خلیج‌فارس را فراتر از یک پهنه آبی خواند؛ «نماد پیوند تاریخی، تمدنی و اقتصادی ایران با منطقه». این تعریف، درواقع پاسخی است به دیدگاه‌های تقلیل‌گرایانه‌ای که این آبراه را صرفاً یک مسیر تجاری یا میدان رقابت‌های ژئوپلیتیک می‌دانند. او با استناد به کتیبه‌ها، آثار باستانی و نقشه‌های جغرافیایی، بر این نکته تاکید کرد که خلیج‌فارس در حافظه جمعی ملت‌های ساحلی ریشه دوانده و بخشی از هویت مشترک آنان است. این نگاه، پایه‌ای اساسی برای هرگونه گفت‌وگوی آینده‌نگرانه است؛ چراکه همکاری پایدار تنها زمانی ممکن می‌شود که بر بنیانی از اشتراکات استوار باشد.

امنیت پایدار؛ محصول گفت‌وگو، نه تحمیل
سخنگوی وزارت امور خارجه، با اشاره به اهمیت امنیت و ثبات، تصریح کرد: «امنیت پایدار تنها از مسیر گفت‌وگو، احترام متقابل به قوانین بین‌المللی و توجه به پیشینه تاریخی ملت‌ها حاصل می‌شود». این جمله، سه رکن اساسی را برای ایجاد ثبات در منطقه مشخص می‌کند:
۱. گفت‌وگوی بدون پیش‌شرط: جایگزین کردن میز مذاکره به جای میدان تنش. ۲. احترام به قوانین بین‌المللی: تضمین کننده احترام متقابل به حاکمیت و منافع ملی کشورها. ۳. توجه به پیشینه تاریخی: درک عمیق تر از روابط و حساسیت‌های منطقه‌ای. این رویکرد، به وضوح در تقابل با سیاست‌هایی است که امنیت منطقه را از طریق حضور نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای یا ایجاد ائتلاف‌های انحصاری دنبال می‌کنند.

حفاظت از محیط زیست؛ آزمونی برای مسئولیت پذیری جمعی
بقایی با هوشمندی، حفاظت از محیط زیست دریایی را به عنوان یکی از محورهای اصلی همکاری‌های منطقه‌ای برشمرد. آلودگی‌های نفتی، تخریب اکوسیستم‌های ساحلی و کاهش تنوع زیستی، تهدیدهایی هستند که مرز نمی‌شناسند. تاکید وی بر این است که «برنامه‌ریزی‌های منطقه‌ای باید هم‌زمان بر صیانت از زیست‌بوم خلیج فارس و حفظ میراث فرهنگی و تمدنی آن متمرکز باشد». این نگاه، نشان می‌دهد که توسعه اقتصادی و بهره‌برداری از منابع، نمی‌تواند بدون ملاحظات زیست‌محیطی پایدار باشد. همکاری در این حوزه می‌تواند به عنوان یک مدل موفق، اعتماد لازم برای همکاری در حوزه‌های پیچیده‌تری مانند امنیت را نیز فراهم کند.

اعتمادسازی عملی؛ شرط لازم برای همکاری
شاید یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های سخنان بقایی، تاکید بر «اعتمادسازی عملی» بود. او صراحتاً بیان کرد که اعتماد باید «نه صرفاً در نام، بلکه در رفتار و اقدامات کشورها متجلی شود». این به آن معناست که اعتماد از طریق بیانیه‌های سیاسی ایجاد نمی‌شود، بلکه نیازمند گام‌های عملی، شفافیت در رفتار و پایبندی به تعهدات است. برای مثال، همکاری در پروژه‌های علمی مشترک اقیانوس‌شناسی، مدیریت مشترک منابع آبی، یا ایجاد کریدورهای امن کشتیرانی می‌تواند مصادیقی عینی از این اعتمادسازی باشند.

نقش بازیگران فرامنطقه‌ای و تاکید بر محوریت کشورهای ساحلی
سخنگوی وزارت امور خارجه، با اشاره به حضور بازیگران فرامنطقه‌ای، به وضوح این پیام را منتقل کرد که تحولات ژئوپلیتیکی نباید کشورهای منطقه را از مسیر همکاری منحرف کند. او تاکید کرد: «تحقق امنیت و توسعه در این منطقه بدون هماهنگی و همکاری کشورهای ساحلی امکان‌پذیر نخواهد بود». این موضع، بر اصل «امنیت جمعی» توسط خود کشورهای منطقه تاکید دارد و هرگونه نقش‌آفرینی قدرت‌های بیرونی را منوط به تأیید و همکاری این کشورها می‌داند.

جمع‌بندی و چشم‌انداز
سخنان اسماعیل بقایی در بندرعباس را می‌توان چارچوبی منسجم و مبتنی بر عقلانیت برای خروج از بن‌بست‌های کنونی در منطقه خلیج‌فارس دانست. این چارچوب، بر سه پایه اصلی استوار است:
۱. بازگشت به هویت مشترک به عنوان سنگ بنای تفاهم. ۲. اولویت‌دادن به گفت‌وگو و همکاری در تمامی حوزه‌ها از محیط زیست تا امنیت. ۳. لزوم اقدام عملی و اعتمادسازی به جای تکرار شعارهای کلی.
اگر کشورهای ساحلی این پیام را به‌درستی دریافت کنند، خلیج‌فارس می‌تواند از گذرگاه تاریخ، به دریایی از فرصت‌های مشترک برای نسل‌های آینده تبدیل شود. این مسیر هرچند دشوار، اما با اراده جمعی و نگاهی مبتنی بر احترام متقابل، کاملاً امکان‌پذیر است.

خلیج‌فارس به مثابه بستری برای دیپلماسی علمی و نوآوری
درسایه تأکید بر همکاری‌های سیاسی و امنیتی، آنچه سخنان سخنگوی وزارت امور خارجه در بندرعباس به طور تلویحی برجسته می‌کند، نقش بی‌بدیل «دیپلماسی علمی» به عنوان پلی برای همکاری‌های عمیق‌تر است. ششمین کنفرانس بین‌المللی اقیانوس‌شناسی خود گواه این واقعیت است که خلیج‌فارس می‌تواند به آزمایشگاهی زنده برای همکاری‌های فرامرزی در حوزه‌های علوم دریایی، فناوری‌های پاک و مقابله با تغییرات اقلیمی تبدیل شود.

سرمایه‌گذاری مشترک روی دانش
کشورهای ساحلی می‌توانند با تأسیس «کنسرسیوم منطقه‌ای تحقیقات خلیج‌فارس»، بودجه و ظرفیت‌های علمی خود را روی اولویت‌های مشترک متمرکز کنند. مطالعه مشترک بر روی:
· الگوهای آلودگی میکروپلاستیک‌ها
· تأثیر گرمایش جهانی بر اکوسیستم‌های ساحلی
· ذخایر ژنتیکی منحصر به فرد آب‌زیان منطقه
می‌تواند داده‌های علمی بی‌طرفانه‌ای تولید کند که مبنای تصمیم‌گیری‌های سیاسی و زیست‌محیطی قرار گیرد.

مرکز هشدار زودهنگام منطقه‌ای
ایجاد سامانه‌ای مشترک برای پایش بلایای طبیعی مانند شکوفایی جلبک‌های سمی، نشت نفت و طوفان‌های دریایی، نمونه‌ای عینی از همکاری غیرسیاسی اما بسیار حیاتی است. چنین مرکزی می‌تواند جان شهروندان، زیرساخت‌های اقتصادی و محیط زیست را نجات دهد و در عمل نشان دهد که امنیت واقعی ابتدا از طریق همکاری در حوزه‌های غیرحساسیت‌برانگیز محقق می‌شود.

دانشگاه دریایی خلیج‌فارس
تأسیس یک نهاد آموزشی مشترک با حضور دانشگاه‌های معتبر کشورهای ساحلی، نه‌تنها متخصصان آینده منطقه را تربیت می‌کند، بلکه شبکه‌ای از نخبگان علمی ایجاد می‌نماید که می‌توانند در دهه‌های آینده، پیام‌آران تفاهم و همکاری در ساختارهای تصمیم‌گیری کشورهای خود باشند.

اقتصاد آبی مشترک
به جای رقابت در بهره‌برداری از منابع، می‌توان چارچوبی برای «اقتصاد دورانی آبی» طراحی کرد. بازیافت پساب‌های صنعتی، توسعه مشترک فناوری‌های آب‌شیرین‌کن کم‌مصرف، و ایجاد مزارع مشترک پرورش آب‌زیان پایدار می‌تواند هم رشد اقتصادی ایجاد کند و هم فشار بر اکوسیستم را کاهش دهد. سخنان آقای بقایی در بستر یک کنفرانس علمی بین‌المللی بیان شد، و این خود نمادی است از این واقعیت که گفت‌وگوی علمی می‌تواند پیش‌درآمد و الگویی برای گفت‌وگوی سیاسی باشد. هنگامی که دانشمندان کشورهای مختلف بر روی یک کشتی تحقیقاتی در آب‌های خلیج‌فارس کنار هم داده جمع‌آوری می‌کنند، در عمل نشان می‌دهند که همزیستی مسالمت‌آمیز و همکاری مؤثر نه تنها ممکن، که ضروری است. این نگاه، خلیج‌فارس را از حوزۀ رقابت‌های سنتی ژئوپلیتیک خارج کرده و آن را به «فضایی برای نوآوری جمعی» تبدیل می‌کند. شاید کلید قفل تنش‌های قدیمی، نه در میز مذاکرات سیاسی که در آزمایشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و پروژه‌های مشترک علمی نهفته باشد. این، پیام متفاوت و امیدبخشی است که از بندرعباس می‌توان شنید.