این روزها حالوهوای هرمزگان کمی مهربانتر شده است. صبحها میشود پنجره را باز گذاشت، عصرها نسیمی از سمت دریا میوزد و پارکها دوباره جان گرفتهاند. خانوادهها روی چمنها بساط سادهای پهن میکنند، بچهها با دوچرخه و توپ میدوند و سالمندان آرامآرام مسیرهای پیادهروی را طی میکنند. انگار شهر بعد از ماهها گرمای سنگین، فرصتی کوتاه برای نفس کشیدن پیدا کرده است.
اما همه میدانند این اعتدال، مهمان موقتی جنوب است. هرمزگان شهری است که گرما در آن یک اتفاق استثنایی نیست؛ یک واقعیت همیشگی است. چند هفته دیگر، خورشید جدیتر میتابد، هوا سنگینتر میشود و همان پارکهای پرخنده، زیر موج گرما رنگ دیگری میگیرند. آن وقت سؤال سادهای که امروز شاید به چشم نیاید، جدی میشود: وقتی هوا دوباره سوزان شد، مردم برای یک جرعه آب خنک چه کار باید بکنند؟
پارکهایی که پناه عصرها هستند
در شهری مثل بندرعباس، پارک فقط یک فضای سبز نیست؛ پناه عصرهای گرم است. خیلی از خانوادهها در خانههایی زندگی میکنند که با وجود کولر، باز هم گرمای روز را در خود نگه میدارند. عصر که میشود، پارک بهترین گزینه است؛ فضایی باز، رایگان و در دسترس برای همه.
اما تجربه سالهای قبل نشان داده همین پناه ساده، وقتی با نبود آبسردکن یا خرابی آن همراه شود، بخشی از کارکرد خود را از دست میدهد. در برخی پارکها یا آبسردکن وجود ندارد یا دستگاهها خاموشاند و فقط یک شیر آب ولرم در گوشهای مانده است. حالا که هوا ملایم است، شاید کسی چندان به آن توجه نکند. اما کافی است دما به بالای ۴۰ درجه برسد تا همین کمبود کوچک، تبدیل به یک مشکل جدی شود.
تصور کنید کودکانی که ساعتها بازی کردهاند، با صورتهای برافروخته و نفسهای تند، دنبال آب میگردند. یا سالمندی که برای سلامتیاش پیادهروی میکند و ناگهان احساس ضعف میکند. در آن لحظه، آب خنک یک خواسته لوکس نیست؛ یک نیاز فوری است.
وقتی تنها گزینه، خرید آب معدنی است
در سالهای گذشته، بسیاری از شهروندان برای جبران نبود آبسردکن فعال، به خرید آب معدنی روی آوردهاند. اما آیا این راهحل پایدار است؟ خانوادهای که چند ساعت در پارک میماند، شاید مجبور شود چند بطری آب تهیه کند. برای برخی این هزینه ناچیز است، اما برای بسیاری دیگر، تکرار روزانه آن قابلچشمپوشی نیست.
از سوی دیگر، در مکانهای پرتردد مانند اطراف بازارها، اسکلهها یا ایستگاههای حملونقل، حضور دستفروشان و کارگران فضای باز پررنگ است. این افراد ساعتهای طولانی زیر آفتاب کار میکنند. نبود آبسردکن عمومی در چنین نقاطی، فشار بیشتری بر آنها وارد میکند. وقتی گرما شدت میگیرد، بدن سریعتر آب از دست میدهد و خستگی زودتر سراغ آدم میآید. در چنین شرایطی، دسترسی رایگان و آسان به آب خنک میتواند از بسیاری از مشکلات جلوگیری کند.
امروز فرصت برنامهریزی است
حالا که هوا نسبتاً مطلوب است، بهترین زمان برای رسیدگی به زیرساختهای ساده شهری است. تعمیر آبسردکنهای خراب، نصب دستگاههای جدید در نقاط شلوغ و اطمینان از فعال بودن آنها، اقدامی پیچیده و پرهزینه در مقیاس پروژههای کلان شهری نیست. اما اثر آن بر کیفیت زندگی روزمره مردم، قابل توجه است.
هرمزگان بارها با موجهای گرمای شدید روبهرو شده است. در روزهایی که هشدار گرما داده میشود، توصیه همیشگی این است که مردم آب کافی بنوشند و از قرار گرفتن طولانیمدت در آفتاب پرهیز کنند. اما اگر در فضاهای عمومی دسترسی به آب خنک محدود باشد، این توصیهها تا چه حد عملی است؟
یک مطالبه ساده، نه تجملی
شهروندان خواسته پیچیدهای ندارند. آنها انتظار ندارند هر گوشه شهر امکانات پیشرفته و پرزرقوبرق فراهم شود. تنها میخواهند وقتی فرزندشان تشنه شد، مجبور نباشند چند خیابان راه بروند تا مغازهای پیدا کنند. میخواهند وقتی سالمندی احساس سرگیجه کرد، آب خنک در همان نزدیکی در دسترس باشد. آبسردکن در شهری با اقلیم گرم، چیزی شبیه نیمکت یا سایهبان است؛ بخشی از ملزومات اولیه فضای عمومی. نبودنش شاید در روزهای خنک کمتر به چشم بیاید، اما با اولین موج گرما، به یکی از پرتکرارترین گلایهها تبدیل میشود.
پیش از آنکه گرما خبرساز شود
سالهای گذشته بارها دیدهایم که با اوجگیری گرما، تصاویر صف مردم کنار یک آبسردکن فعال یا گلایه از خرابی دستگاهها در فضای مجازی دستبهدست شده است. این یعنی مسئله تازهای نیست. تجربه تکرارشوندهای است که هر تابستان دوباره خودش را نشان میدهد.
سؤال اینجاست: آیا باید منتظر بمانیم تا گرما دوباره شهر را غافلگیر کند؟ یا میتوان پیش از رسیدن روزهای سوزان، این مشکل ساده را برطرف کرد؟