به گزارش اختصاصی روزنامه دریای اندیشه ،ششم اردیبهشت ۱۴۰۴، بندر شهید رجایی در بندرعباس، آن‌قدر مهم که قلب ترانزیت ایران محسوب می‌شد، با انفجاری وحشتناک لرزید. در این حادثه بیش از ۵۰ نفر جان خود را از دست دادند و هزاران نفر زخمی شدند.
خیلی‌ها فکر می‌کردند چرخ تجارت کشور برای ماه‌ها متوقف می‌ماند، اما یک سال بعد، روایت کاملاً متفاوت است. حالا دیگر از این حادثه نه فقط به عنوان یک فاجعه، بلکه به عنوان نمادی از بازسازی سریع، پیگیری قضایی و تاب‌آوری اقتصادی یاد می‌شود؛ تاب‌آوری‌ای که اجازه نداد بندر حتی برای لحظه‌ای از مدار خدمت خارج شود.

بحران انسانی؛ از شوک اولیه تا حمایت ماندگار
از همان ساعات اولیه حادثه، تمرکز اصلی روی دو موضوع بود: نجات مصدومان و جلوگیری از اختلال در زنجیره تجارت. در واکنش به ابعاد انسانی فاجعه، ابتدا عزای عمومی در استان هرمزگان و سپس در سراسر کشور اعلام شد.
اما حمایت‌ها فقط به همدلی احساسی ختم نشد. استاندار هرمزگان در شهریور ۱۴۰۴ اعلام کرد که هیئت دولت مصوب کرده برای هر یک از خانواده‌های جانباختگان یک واحد مسکونی ساخته شود. این اقدام نشان داد که مسئولان به دنبال جبران ماندگار و فراتر از کمک‌های مقطعی هستند.

پرونده قضایی؛ فراتر از جبران سریع خسارت
رفع و رجوع حقوقی حادثه هم به سرعت در دستور کار قرار گرفت. رئیس قوه قضاییه در شهریور ۱۴۰۴ تأکید کرد که پرونده انفجار صرفاً با گذشت زمان بسته نمی‌شود. به گفته او، قرار است پس از کارشناسی‌های دقیق، مسئولان و کسانی که قصوری داشته‌اند، پای میز محاکمه بیایند. در این پرونده به موضوعات مختلفی رسیدگی می‌شود: خدمات به خانواده‌ها، جبران خسارت بدنی مصدومان، خسارت مالی خودروهای بیمه و بدون بیمه، و حتی جبران ضررهای اقتصادی تجار و فعالان بخش خصوصی. این رویکرد به جامعه این پیام را می‌دهد که حادثه فراموش نمی‌شود و مطالبه «تکلیف مسئولیت‌ها» جدی گرفته شده است.

رکوردهایی که روایت تاب‌آوری را تقویت کردند
شاید مهم‌ترین بخش این گزارش، آمارهای عملیاتی بندر پس از حادثه باشد. برخلاف همه پیش‌بینی‌های منفی، بندر شهید رجایی نه تنها از کار نیفتاد، بلکه رکوردهای تازه‌ای هم ثبت کرد. بر اساس گزارش منتشر شده در اسفند ۱۴۰۴، بالاترین رکورد بارگیری مواد معدنی در این بندر شکسته شد و یک فروند شناور موفق شد ۲۳ هزار و ۵۰۰ تن بارگیری کند. همچنین در ۹ ماهه اول سال ۱۴۰۴، میزان بارگیری مواد معدنی به ۱۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تن رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل، رشد خیره‌کننده ۴۶ درصدی را نشان می‌دهد. این اعداد یعنی بندر نه تنها از بحران عبور کرده، بلکه قوی‌تر و آماده‌تر از قبل به کار خود ادامه می‌دهد.

افق پیش رو؛ جنگ کریدورها و برنامه هفتم توسعه
در حالی که بندر شهید رجایی خود را از بحران انفجار بیرون کشیده بود، از اسفند ۱۴۰۴ ناامنی جدیدی منطقه را فرا گرفت؛ جنگی که از آن به عنوان «جنگ تحمیلی سوم» یاد می‌شود. در این شرایط جدید، هزینه بیمه کشتی‌ها بالا رفته، مسیرها تغییر کرده و ریسک عملیاتی افزایش یافته است. با این حال، برنامه هفتم توسعه چشم‌انداز روشنی را ترسیم کرده است.
رئیس وقت سازمان بنادر و دریانوردی اعلام کرده که هدف، رساندن ظرفیت ترانزیت بنادر کشور به ۴۰ میلیون تن تا پایان برنامه است.
برای رسیدن به این هدف، ساخت بندر جدید مکران در دست مطالعه است، تجهیزات اسکله‌ها افزایش پیدا می‌کند و فرآیندهای اداری برای کاهش زمان توقف کشتی‌ها چابک‌تر می‌شود.
انفجار بندر شهید رجایی در ششم اردیبهشت ۱۴۰۴ می‌توانست به یک نقطه تاریک و پایان‌ناپذیر در تاریخ صنعتی ایران تبدیل شود.
اما گذشت یک سال نشان داد که ترکیب «مدیریت بحران به موقع»، «عدالت قضایی»، «حمایت انسانی» و «تلاش بی‌وقفه عملیاتی» چگونه می‌تواند یک تهدید جدی را به فرصتی برای اثبات توانمندی تبدیل کند.
بندر شهید رجایی امروز، یک سال پس از آن روز سخت، نه تنها ایستاده، بلکه می‌دود و رکورد می‌زند. این همان معنای واقعی تاب‌آوری اقتصادی و اراده جمعی در کرانه‌های خلیج فارس است.

وقتی یک بندر، بیش از یک بندر می‌شود
انفجار که زد، خیلی‌ها فکر کردند تمام شد. تمام شد یعنی دیگر نه خبری از کشتی‌های غول‌پیکر در اسکله‌ها، نه صدای جرثقیل‌ها، نه وعده صادرات و نه نفس‌های راحت ترانزیت. اما بندر شهید رجایی، مثل خیلی از نقاط این سرزمین، عادت داشت بلند شود.
روز بعد از حادثه، هنوز دود از افق بلند می‌شد که کارگرها با دست‌های خالی به
خط برگشتند. نه تجهیزات کامل بود، نه روحیه‌ای برای کار. اما چیزی اینجا را متفاوت کرد: این بندر فقط یک گره لجستیکی نبود. برای هزاران خانواده، برای صدها کسب‌وکار، برای بازرگانان همسایه و دورترها، این بندر یعنی «امید رسیدن» است.
یک سال گذشت. حالا اگر صبح زود بروید آن‌جا، دیگر اثری از آن روز نمی‌بینید. جرثقیل‌ها با نظمی سرد بالا و پایین می‌روند، کامیون‌ها صف می‌کشند، کشتی‌ها یکی پس از دیگری پهلو می‌گیرند. اما چشم‌هایی هستند که هنوز خاطره را با خود حمل می‌کنند. مادری که پسرش را در آن آتش گم کرد.
شاگرد لودری که سوخت اما دوباره سر کار برگشت. قاضیایی که پرونده را روی میز گذاشته و نمی‌گذارند کسی از زیر بار مسئولیت فرار کند.
بندر شهید رجایی امروز دیگر فقط یک نماد اقتصادی نیست. نماد یک تصمیم جمعی است: اینکه ما از فاجعه درس گرفتیم، نه اینکه فاجعه ما را زمین بزند. رکوردهایی که زده می‌شوند، فقط عدد نیستند. هر عدد یعنی یک «ما توانستیم» دیگر. یعنی کسی در اداره‌ای نخوابیده، کسی راهی نبسته، کسی نگفته «حالا دیگر نمی‌شود».
این روزها که خلیج فارس دوباره ملتهب شده و نام «جنگ تحمیلی سوم» بر تارک خبرهای منطقه نشسته، این بندر ایستاده و فریاد می‌زند: «هنوز کار می‌کنم». این یعنی تاب‌آوری. نه در کتاب‌ها، نه روی کاغذ. در دل آتش، در میان دود، در میان خستگی مأموران گمرک و دلهره ناخدایان و دعای مادرانی که هنوز منتظر جبران‌اند.
یک سال بعد از انفجار، بندر شهید رجایی نفس می‌کشد. اما نه یک نفس ساده. نفسی که هم بوی تلخ آن روز را دارد، هم بوی عزمی را که هیچ انفجاری نمی‌تواند خاموشش کند.