گرانی ماهی در هرمزگان زیر سایه چالش سوخت و مجوز
به گزارش اختصاصی خبرنگار دریای اندیشه؛بندرعباس شهری است که دریا بخشی از زندگی روزمره مردم آن است. از ساحل و بازار ماهی گرفته تا خانوادههایی که سالهاست معیشت خود را با صیادی گره زدهاند. در این شهر ماهی فقط یک کالای غذایی نیست بلکه بخشی از فرهنگ و سبک زندگی مردم جنوب است. با این حال همین نزدیکی به دریا نتوانسته ماهی را برای مردم بندرعباس ارزانتر کند و قیمت بالای آن به یکی از گلایههای جدی شهروندان تبدیل شده است.
پرسش ساده اما مهم است؛ چرا در شهری که در کنار خلیج فارس قرار دارد و صیادان هر روز برای تأمین ماهی راهی دریا میشوند قیمت ماهی برای مصرفکننده تا این اندازه بالا است؟ این پرسش زمانی جدیتر میشود که برخی فعالان حوزه صیادی از تفاوت قیمت ماهی در بندرعباس با شهرهایی مانند شیراز تهران و یزد سخن میگویند. شهرهایی که فاصله زیادی با دریا دارند اما در برخی موارد ماهی در بازار آنها با قیمت پایینتری عرضه میشود.
این مسئله نشان میدهد که قیمت ماهی تنها به محل صید وابسته نیست. آنچه از دریا تا سفره مردم طی میشود یک زنجیره طولانی است و هزینههای صیادی و حمل و نگهداری و نحوه عرضه و تعداد واسطهها میتواند در قیمت نهایی اثر بگذارد. اگر این زنجیره به درستی مدیریت نشود نزدیکی به دریا نیز لزوماً به معنای ارزان بودن ماهی برای مردم نخواهد بود.
اسحاق تندرو رئیس هیأتمدیره اتحادیه سراسری تعاونیهای صیادی ایران نیز در گفتوگویی درباره وضعیت صیادان بر افزایش هزینههای این شغل تأکید کرده است. او معتقد است برای بررسی قیمت ماهی باید هزینههایی را که صیاد برای حضور در دریا و تأمین تجهیزات پرداخت میکند نیز در نظر گرفت. تندرو در اظهارات خود از افزایش هزینه ابزار و ادوات صیادی و مشکلات صیادان در تأمین امکانات مورد نیاز سخن گفته است.
اما برای مردم بندرعباس آنچه در نهایت اهمیت دارد قیمت روی ترازوی فروشنده است. مصرفکننده وقتی برای خرید ماهی به بازار میرود با قیمت نهایی محصول مواجه میشود و ممکن است برایش تفاوتی نداشته باشد که این قیمت در نتیجه افزایش هزینه سوخت شکل گرفته یا گرانی تور و تجهیزات یا هزینههای دیگر. آنچه شهروند میبیند فاصلهای است که میان دریا و سفره او ایجاد شده است.
یکی از موضوعاتی که در این میان از سوی جامعه صیادی مطرح میشود نبود یا کمبود فضاهای مناسب برای عرضه مستقیم ماهی در نقاط مختلف شهر است. ماهی صید میشود اما مسیر رسیدن آن به مصرفکننده همیشه کوتاه و مستقیم نیست. اگر محلهای مشخص و مناسبی برای عرضه ماهی در نقاط مختلف شهر وجود داشته باشد میتوان بخشی از فاصله میان صیاد و مصرفکننده را کاهش داد.
ایجاد چنین فضاهایی نیازمند همکاری دستگاههای مسئول و مدیریت شهری است. شهرداری و استانداری میتوانند در ساماندهی فضاهای عرضه نقش داشته باشند تا ماهی در مکانهای مشخص و با شرایط مناسب به مردم عرضه شود. ساماندهی بازار نه تنها میتواند دسترسی مردم را آسانتر کند بلکه امکان شفافتر شدن قیمتها را نیز افزایش میدهد.
وقتی محل عرضه مشخص باشد شهروند میتواند قیمتها را مقایسه کند و بداند محصول از چه مسیری به دست او رسیده است. از سوی دیگر صیاد نیز میتواند محصول خود را با فاصله کمتری از زمان صید به بازار برساند. هرچه این مسیر کوتاهتر باشد امکان کاهش بخشی از هزینههای اضافی بیشتر خواهد شد.
اما مسئله فقط به بازار فروش ختم نمیشود. پشت هر سفر صیادی مجموعهای از هزینهها قرار دارد که از همان لحظه حرکت شناور آغاز میشود. سوخت یکی از مهمترین نیازهای صیادان است و تأمین بهموقع آن میتواند مستقیماً بر برنامه صید اثر بگذارد.
به گفته اسحاق تندرو یکی از مشکلاتی که صیادان با آن مواجه هستند تأخیر در روند ثبت و شارژ سهمیه سوخت است. او در مصاحبه اخیر خود توضیح داده است که اگر صیاد در ابتدای ماه برای دریافت بنزین و گازوئیل ثبتنام کند ممکن است حدود ۱۰ روز طول بکشد تا سهمیه در اختیار او قرار گیرد. از نگاه او این تأخیر باعث میشود صیاد دیرتر راهی دریا شود و در نتیجه زمان فعالیت و میزان صید نیز تحت تأثیر قرار گیرد.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم فعالیت صیادی مانند یک کار اداری نیست که بتوان زمان آن را هر روز جابهجا کرد. شرایط دریا و وضعیت صید و زمان مناسب حضور در مناطق صید اهمیت دارد. وقتی صیاد به دلیل تأخیر در تأمین سوخت نتواند در زمان مناسب حرکت کند بخشی از فرصت صید را از دست میدهد.
تأخیر در رفتن به دریا میتواند در نهایت بر میزان عرضه ماهی در بازار اثر بگذارد. اگر تعداد سفرهای صیادی کاهش پیدا کند یا مدت حضور صیادان در دریا کمتر شود میزان ماهی واردشده به بازار نیز ممکن است کاهش پیدا کند. کاهش عرضه در کنار افزایش هزینههای صید میتواند فشار بیشتری برقیمت نهایی وارد کند.
موضوع سوخت البته مسئله تازهای در جامعه صیادی نیست. اسحاق تندرو در سالهای گذشته نیز درباره تأثیر مشکلات سوخت بر فعالیت صیادان و قیمت ماهی صحبت کرده بود. در گزارشهای منتشرشده از اظهارات او تأمین سوخت و هزینه آن از عوامل اثرگذار بر فعالیت صیادان عنوان شده است.
در کنار سوخت قیمت تجهیزات صیادی نیز به یکی از دغدغههای فعالان این حوزه تبدیل شده است. تور یکی از اصلیترین ابزارهای صیادی است و افزایش هزینه آن مستقیماً هزینه فعالیت صیاد را بالا میبرد. تعمیر شناور و تهیه وسایل مورد نیاز برای حضور در دریا نیز هزینههای دیگری هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
تندرو در اظهارات خود نیز بر همین موضوع تأکید کرده و معتقد است زمانی که هزینه ابزار و تجهیزات صیادی افزایش پیدا میکند نمیتوان قیمت ماهی را جدا از این هزینهها بررسی کرد. به گفته او صیادان با مشکلاتی مانند ناتوانی در تأمین هزینههای مورد نیاز و دسترسی محدود به امکانات مواجه هستند. با این حال افزایش هزینه صیادی تنها زمانی میتواند بخشی از گرانی ماهی را توضیح دهد که مسیر عرضه نیز بررسی شود. اگر ماهی از صیاد با قیمت مشخص خریداری شود اما در مراحل مختلف توزیع با افزایش قیمت مواجه شود مصرفکننده در نهایت هزینهای بیشتر پرداخت خواهد کرد. به همین دلیل برای بررسی گرانی ماهی باید تمام مسیر از لحظه صید تا رسیدن به دست مردم مورد توجه قرار گیرد.
موضوع دیگری که در اظهارات اخیر تندرو مطرح شده مسئله مجوزهای صیادی است. به گفته او صیادان برای دریافت مجوزهای بیشتری درخواست دادهاند اما تعداد مجوزهایی که اعلام شده کمتر از میزان درخواست آنهاست. تندرو از درخواست حدود ۳۰۰ مجوز و اختصاص تعداد بسیار کمتری سخن گفته است.
مسئله مجوز از یک سو با معیشت صیادان ارتباط دارد و از سوی دیگر به مدیریت منابع دریایی مربوط میشود. افزایش تعداد صیادان بدون توجه به ظرفیت دریا نمیتواند تصمیم سادهای باشد. منابع آبزیان محدود است و صید باید به گونهای مدیریت شود که هم معیشت صیادان حفظ شود و هم فشار بیش از اندازه بر ذخایر دریایی وارد نشود.
با این حال اگر افرادی سالها در مناطق ساحلی زندگی کردهاند و فعالیت آنها با صیادی گره خورده است اما امکان دریافت مجوز برای آنها فراهم نیست باید برای وضعیت آنها نیز راهکاری مشخص وجود داشته باشد. بلاتکلیفی در صدور مجوز میتواند هم بر معیشت خانوادهها اثر بگذارد و هم ظرفیت رسمی فعالیت در این حوزه را محدود کند.
در این میان یک نکته مهم وجود دارد؛ حمایت از صیادان نباید در مقابل حمایت از مصرفکننده قرار بگیرد. صیاد و مصرفکننده دو طرف یک زنجیره هستند و هر دو از مشکلات موجود آسیب میبینند. صیادی که هزینه سوخت و تور و تعمیرات و سایر تجهیزات را پرداخت میکند نیازمند حمایت و برنامهریزی است و مصرفکنندهای که برای خرید ماهی با قیمتهای بالا مواجه میشود نیز نیازمند بازار شفاف و سامانیافته است.
اگر هزینههای صیاد افزایش پیدا کند اما قیمت فروش او ثابت بماند فشار اقتصادی به صیاد منتقل میشود. اگر همین محصول در مسیر توزیع با افزایش قیمت روبهرو شود فشار آن به مصرفکننده منتقل خواهد شد. بنابراین حل مشکل گرانی ماهی نیازمند بررسی همزمان هزینه تولید و مسیر توزیع است.
یکی از راهکارهایی که میتواند در این زمینه مورد توجه قرار گیرد توسعه عرضه مستقیم است. ایجاد مکانهای مناسب در نقاط مختلف شهر برای عرضه ماهی میتواند امکان ارتباط مستقیمتر میان صیاد و مصرفکننده را فراهم کند. البته این فضاها باید از نظر بهداشت و شرایط نگهداری و نظارت نیز استانداردهای لازم را داشته باشند تا ساماندهی بازار به سلامت مردم آسیب نزند.
از سوی دیگر تأمین منظم سوخت برای صیادان نیز موضوعی است که باید با نگاه دقیقتری بررسی شود. اگر ثبت درخواست و دریافت سهمیه با تأخیر انجام شود صیاد ممکن است بخشی از زمان مناسب فعالیت خود را از دست بدهد. تأمین بهموقع سوخت میتواند به برنامهریزی بهتر سفرهای صیادی کمک کند و از ایجاد وقفه در عرضه ماهی جلوگیری کند.
مسئله تجهیزات نیز نیازمند توجه است. وقتی تور و ابزار صیادی گران میشود هزینه فعالیت بالا میرود. اگر قرار باشد صیاد همچنان بتواند به فعالیت خود ادامه دهد باید برای تأمین تجهیزات و کاهش فشار هزینهای راهکارهایی در نظر گرفته شود.
در کنار این مسائل باید پاسخ روشنی نیز درباره تفاوت قیمت ماهی در بندرعباس و برخی شهرهای دیگر وجود داشته باشد. اگر محصولی که در آبهای جنوبی صید میشود در شهری دورتر از ساحل با قیمت پایینتری به مصرفکننده میرسد باید مشخص شود این تفاوت قیمت از کدام بخش زنجیره ایجاد میشود.
پاسخ به این سؤال تنها با مقایسه قیمت چند بازار به دست نمیآید و نیازمند بررسی دقیق بازار و هزینههای واقعی است. با این حال مطرح شدن این پرسش از سوی مردم
نشان میدهد که فاصله میان تولید و مصرف برای شهروندان قابل درک است. مردم میخواهند بدانند چرا نزدیکی به دریا الزاماً به معنای دسترسی ارزانتر به ماهی نیست.
بندرعباس برای مردمش تنها یک شهر ساحلی نیست. دریا بخشی از هویت این شهر است و ماهی نیز بخشی از سفره مردم. وقتی قیمت ماهی افزایش پیدا میکند موضوع تنها افزایش قیمت یک محصول نیست بلکه بخشی از سبک زندگی مردم تحت تأثیر قرار میگیرد.در سوی دیگر ماجرا خانوادههایی قرار دارند که زندگی آنها به دریا وابسته است. اگر هزینههای صیادی افزایش پیدا کند و مشکلات سوخت و تجهیزات و مجوز ادامه داشته باشد فعالیت برای برخی از صیادان دشوارتر خواهد شد. بنابراین سیاستگذاری در این حوزه باید هم به وضعیت صیادان توجه داشته باشد و هم قدرت خرید مردم را در نظر بگیرد.
اکنون مسئله اصلی این است که چرا در شهری که در کنار خلیج فارس قرار دارد و بخش مهمی از زندگی مردم آن با دریا گره خورده است ماهی برای بسیاری از خانوارها به کالایی گران تبدیل شده است. پاسخ به این سؤال نیازمند بررسی تمام حلقههای زنجیره است.
از دریا و هزینههای صید گرفته تا سوخت و تجهیزات و مجوز و بازار عرضه. هر کدام از این حلقهها اگر با مشکل روبهرو باشد میتواند بر قیمت نهایی اثر بگذارد. اصلاح یکی از آنها بدون توجه به سایر بخشها شاید نتواند نتیجه مطلوبی ایجاد کند.
ماهی باید از دریا به سفره مردم برسد اما مسیر میان این دو نباید آنقدر پرهزینه و پیچیده باشد که مردم یک شهر ساحلی برای خرید ماهی با قیمتهای بالا مواجه شوند. ساماندهی عرضه مستقیم حمایت از صیادان تأمین منظم سوخت بررسی وضعیت مجوزها و شفاف شدن مسیر توزیع میتواند بخشی از راهکارهایی باشد که باید درباره آنها تصمیمگیری شود. در نهایت گرانی ماهی در بندرعباس مسئلهای است که نمیتوان آن را تنها به یک عامل نسبت داد. برای پیدا کردن پاسخ باید از خود دریا شروع کرد و تا بازار و سفره مردم پیش رفت. اگر قرار است ماهی برای مردم این شهر دسترسپذیرتر باشد باید فاصله میان صیاد و مصرفکننده کمتر شود و هزینههای اضافی در مسیر نیز مورد بررسی قرار گیرد.
دریا برای هرمزگان یک ظرفیت بزرگ است اما ظرفیت زمانی برای مردم معنا پیدا میکند که نتیجه آن در زندگی روزمره نیز دیده شود. وقتی ماهی از آبهای نزدیک بندرعباس صید میشود اما خرید آن برای بخشی از مردم دشوار است باید درباره مسیر رسیدن این محصول از دریا تا سفره سؤال کرد. این همان نقطهای است که مسئولان حوزه صیادی و مدیریت شهری باید برای آن پاسخ و راهکار داشته باشند.