پنجشنبه ۲۱ خرداد ۷۸۴ | ساعت --:--:-- | بندرعباس ۳۰ درجه
خبر فوری
سرمقاله اختصاصی

تاسوعا و عاشورا از وفاداری تا اوج فداکاری

نویسنده: مریم عزیزی ۲ تیر ۱۴۰۵ ۵ دقیقه مطالعه ۴ بازدید

تاسوعا و عاشورا، دو روز پیوسته در تقویم هجری قمری نیستند؛ دو حلقه از یک زنجیره‌اند که در تاریخ، معنا و هویت یک امت تنیده شده‌اند. این دو روز، فقط یادآور یک واقعه تاریخی در سال ۶۱ هجری نیستند، بلکه نقطه تلاقی ایمان، انتخاب، وفاداری و ایستادگی در برابر ظلم‌اند؛ روایتی که از کربلا آغاز شد اما در طول قرن‌ها در جان و ضمیر انسان‌ها ادامه یافته است.
تاسوعا نهم محرم، در ظاهر روزی است در آستانه عاشورا؛ اما در باطن، روزی است که مفهوم «وفاداری در لحظه آخر» را به اوج می‌رساند. این روز به نام حضرت عباس بن علی(ع) گره خورده است؛ شخصیتی که در تاریخ نه صرفاً به عنوان یک فرمانده یا جنگجو، بلکه به عنوان تجسم کامل وفاداری شناخته می‌شود. تاسوعا لحظه‌ای است که در آن، کربلا به نقطه تصمیم نزدیک می‌شود؛ جایی که محاصره کامل شده، آب بر خیمه‌ها بسته شده و همه چیز به لحظه‌های سرنوشت‌ساز نزدیک می‌شود.
در چنین شرایطی، تاسوعا روزی است که وفاداری معنا پیدا می‌کند. وفاداری نه در شعار، نه در سخن، بلکه در عمل. در صحنه‌ای که می‌توان راه دیگری رفت، اما انتخاب، ماندن است. در روایت کربلا، حضرت عباس(ع) نماد این انتخاب است؛ انتخابی که در آن انسان همه توان خود را در مسیر عهد و حقیقت به کار می‌گیرد، حتی اگر نتیجه آن از دست دادن جان باشد. تاسوعا در حقیقت تمرین بزرگ انسان برای درک مفهوم «تعهد» است؛ تعهدی که در سخت‌ترین شرایط خود را نشان می‌دهد، نه در روزهای آسان.
اما این روایت، در تاسوعا متوقف نمی‌شود. چرا که بلافاصله پس از آن، عاشورا فرا می‌رسد؛ دهم محرم، روزی که اوج این حماسه تاریخی است. اگر تاسوعا روز آماده‌سازی روح و اراده باشد، عاشورا روز تجلی کامل آن است. روزی که در آن حقیقت و باطل در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند و دیگر هیچ نقطه خاکستری باقی نمی‌ماند. انتخاب‌ها روشن می‌شوند، مرزها آشکار می‌گردند و انسان‌ها در برابر تاریخ، جایگاه خود را تثبیت می‌کنند.
عاشورا، فقط یک نبرد نظامی نبود. بلکه یک تقابل عمیق فکری، اخلاقی و انسانی بود. در یک سوی آن، امام حسین(ع) و یارانش ایستاده‌اند؛ نمایندگان حقیقت، عدالت و کرامت انسانی و در سوی دیگر، ساختاری قرار دارد که تلاش می‌کند حقیقت را در برابر قدرت خاموش کند. این تقابل، فراتر از زمان و مکان است؛ زیرا هر جامعه‌ای در هر عصر، می‌تواند بازتابی از این دو سویه را در خود داشته باشد.
در عاشورا، مفهوم «فداکاری» به اوج خود می‌رسد. فداکاری در اینجا به معنای از دست دادن صرف نیست، بلکه به معنای انتخاب آگاهانه برای حفظ ارزش‌هاست. امام حسین(ع) در این روز، نه به دنبال پیروزی نظامی، بلکه به دنبال حفظ حقیقت است. اینجاست که عاشورا از یک واقعه تاریخی، به یک مکتب تبدیل می‌شود؛ مکتبی که در آن «پیروزی» صرفاً به معنای بقا نیست، بلکه به معنای باقی ماندن معنا و ارزش است.
اگر تاسوعا را بتوان روز وفاداری نامید، عاشورا روز تحقق وفاداری است. در تاسوعا، انسان در آستانه امتحان قرار می‌گیرد؛ اما در عاشورا، نتیجه این امتحان آشکار می‌شود. این دو روز در کنار هم، یک پیام کامل را شکل می‌دهند: اینکه انسان بدون وفاداری نمی‌تواند به حقیقت برسد و حقیقت بدون فداکاری حفظ نمی‌شود.
در این میان، عنصر مشترک تاسوعا و عاشورا «انتخاب» است. انتخابی که در کربلا به شکلی عریان و بدون پرده رخ داد. هیچ اجبار پنهانی، هیچ ابهامی در کار نبود. انسان‌ها باید تصمیم می‌گرفتند: همراهی با حقیقت یا ماندن در مسیر قدرت. این وضوح در انتخاب، همان چیزی است که کربلا را از یک حادثه تاریخی به یک معیار اخلاقی تبدیل کرده است.
در عاشورا، حتی مفهوم زمان نیز دچار تغییر می‌شود. لحظه‌ها سنگین‌تر می‌شوند هر حرکت معنا پیدا می‌کند و هر تصمیم تبدیل به یک نشانه تاریخی می‌شود. این روز، روزی است که در آن انسان‌ها نه فقط در برابر یکدیگر، بلکه در برابر تاریخ قرار می‌گیرند. و همین ویژگی است که عاشورا را ماندگار کرده است.
تاسوعا و عاشورا، در کنار هم، یک روایت کامل از انسان ارائه می‌دهند؛ انسانی که می‌تواند در سخت‌ترین شرایط، همچنان بر ارزش‌های خود پایبند بماند. این دو روز به ما یادآوری می‌کنند که حقیقت، همیشه آسان نیست؛ گاهی هزینه دارد، گاهی تنهایی دارد، و گاهی حتی جان انسان را می‌گیرد. اما در نهایت، آنچه باقی می‌ماند، نه قدرت، بلکه معناست.
در جهان امروز، این پیام همچنان زنده است. جوامع انسانی هنوز با انتخاب‌های مشابهی روبه‌رو هستند؛ انتخاب میان حقیقت و مصلحت، میان عدالت و منافع، میان انسانیت و قدرت. در چنین جهانی، بازخوانی تاسوعا و عاشورا تنها یک عمل مذهبی یا آیینی نیست، بلکه یک نیاز فکری و اخلاقی است. این دو روز به ما می‌آموزند که ارزش‌های انسانی زمانی معنا پیدا می‌کنند که در عمل آزموده شوند، نه در گفتار.
تاسوعا، روزی است که وفاداری شکل می‌گیرد. عاشورا، روزی است که وفاداری به نتیجه می‌رسد. این دو روز در کنار هم،
یک پیام واحد دارند: اینکه انسان بودن، یعنی ایستادن در کنار حقیقت، حتی اگر هزینه آن سنگین باشد.
و شاید به همین دلیل است که پس از قرن‌ها، هر سال محرم که فرا می‌رسد، این دو روز دوباره زنده می‌شوند؛ نه به عنوان خاطره، بلکه به عنوان یک دعوت. دعوتی برای بازاندیشی در مفهوم انسان، حقیقت و انتخاب.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *