خیابان دانشگاه جایی که اعتیاد دروسط شهر پنهان نمیماند
به گزارش اختصاصی دریای اندیشه؛ خیابان دانشگاه بندرعباس از محدودههای شناختهشده و پرتردد شهر است ، خیابانی که در کنار مراکز تجاری، واحدهای مسکونی و کسبوکارهای مختلف حالا با یک معضل جدی هم دستوپنجه نرم میکند؛ حضور معتادان متجاهر و مصرف علنی مواد در حاشیه خیابان. در بخشهایی از این محدوده، افرادی در کنار خیابان و در مقابل چشم رهگذران و شهروندان تجمع میکنند و اقدام به مصرف مواد میکنند؛ صحنهای که نهتنها چهره این محدوده را مخدوش کرده، بلکه نگرانی خانوادهها، کسبه و ساکنان را هم به دنبال داشته است.
خیابان دانشگاه بندرعباس را خیلیها با ساختمانهای نوساز مراکز تجاری رفتوآمد زیاد و موقعیت شهری آن میشناسند محدودهای که در نگاه نخست، شاید کمتر کسی تصور کند در گوشههایی از آن صحنههایی از آسیب اجتماعی تا این اندازه به چشم بیاید.
اما کافی است کمی از مسیرهای اصلی فاصله بگیریم و با دقت بیشتری به حاشیه خیابان نگاه کنیم؛ جایی که برای برخی افراد، پیادهرو و گوشه خیابان نه محل عبور، بلکه به محلی برای ماندن، تجمع و حتی مصرف مواد مخدر تبدیل شده است.
تصویر ساده اما تلخ است؛ چند نفر کنار خیابان نشستهاند، رهگذران از کنارشان عبور میکنند و زندگی شهری بدون توقف ادامه دارد. اما برای کسی که هر روز از این مسیر میگذرد این صحنه دیگر یک اتفاق گذرا نیست بخشی از واقعیت روزمره خیابان شده است.
بالاشهر؛ اما با یک تصویر تلخ
شاید یکی از عجیبترین بخشهای ماجرا همین تضاد باشد.خیابان دانشگاه در محدودهای قرار گرفته که از نظر بسیاری از شهروندان جزو نقاط برخوردار و شناختهشده بندرعباس محسوب میشود اما در کنار این ظاهر شهری، آسیب اجتماعی خودش را به رخ میکشد.
این سؤال جدی مطرح است که چطور در چنین محدودهای، افرادی میتوانند ساعتها در حاشیه خیابان بمانند و حتی در معرض دید مردم اقدام به مصرف مواد کنند؟
قرار نیست فقر و اعتیاد را پشت تابلوهای زیبا و ساختمانهای بلند پنهان کنیم. اعتیادمسئلهای شهری و اجتماعی است و اگر امروز در یک خیابان دیده میشود فردا میتواند چند خیابان آنطرفتر هم خودش را نشان دهد.اما مسئله زمانی جدیتر میشود که مصرف مواد از یک رفتار پنهانی خارج شده و در فضای عمومی شهر اتفاق بیفتد.
وقتی خیابان، شاهد ماجراست
برای خانوادهای که همراه کودک خود از این مسیر عبور میکند، دیدن فردی که در کنار خیابان مشغول مصرف مواد است صرفاً یک تصویر ناخوشایند نیست.
برای کسبهای که هر روز با این صحنهها روبهرو میشوند نیز موضوع تنها زیبایی بصری شهر نیست.
وقتی گوشهای از یک خیابان به محل تجمع افراد آسیبدیده تبدیل میشود بهمرور احساس امنیت اجتماعی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
کسی که صبح زود برای رفتن به محل کار از خیابان عبور میکند، دانشجویی که مسیر دانشگاه را طی میکند، مادری که همراه فرزندش از پیادهرو میگذرد یا کاسبی که تا ساعات پایانی شب در مغازه خود حضور دارد همه حق دارند از فضای عمومی شهر با آرامش استفاده کنند.
شهر متعلق به همه است؛ نه فقط کسانی که توان مالی بیشتری دارند و نه فقط کسانی که در محلههای برخوردار زندگی میکنند.
مسئله فقط جمعآوری نیست
در مواجهه با معتادان یک اشتباه قدیمی وجود دارد؛ اینکه تصور کنیم اگر چند نفر از یک خیابان جمع شوند مسئله حل شده است.
اما اگر فردی از خیابان دانشگاه جمعآوری شود و چند روز بعد در خیابانی دیگر دیده شود آیا واقعاً اتفاقی افتاده است؟
ساماندهی معتادان باید فراتر از جمعآوری موقت باشد. این افراد، علاوه بر اینکه ممکن است برای فضای عمومی شهر آسیب ایجاد کنندخودشان نیز قربانی یک آسیب جدی اجتماعی هستند.
بنابراین برخورد قانونی با مصرف مواد در معابر عمومی باید در کنار ساماندهی درمان نگهداری و حمایتهای اجتماعی قرار بگیرد.
نه میتوان حضور این افراد در معابر را عادی جلوه داد و نه میتوان انسانهایی را که گرفتار اعتیاد شدهاند، صرفاً با نگاه مجرمانه دید.
مردم چه میخواهند؟
مطالبه شهروندان پیچیده نیست.
آنها میخواهند وقتی از یک خیابان عبور میکنند مجبور نباشند شاهد مصرف مواد در چند قدمی خود باشند.
میخواهند پیادهرو، پارک، فضای عمومی و حاشیه خیابان، محل زندگی عادی مردم باشد؛ نه محلی برای تجمع و مصرف مواد.میخواهند دستگاههای مسئول فقط زمانی که تصاویر یک آسیب اجتماعی در فضای مجازی منتشر شدوارد میدان نشوند و بعد از چند روز دوباره همه چیز به روال قبل برنگردد.و مهمتر از همه، مردم میخواهند بدانند مسئولیت این وضعیت دقیقاً بر عهده چه دستگاههایی است.
شهرداری، دستگاههای انتظامی بهزیستی، دستگاه قضایی و مجموعههای اجتماعی هرکدام بخشی از این زنجیره مسئولیت را بر عهده دارند؛ اما نتیجه برای شهروند مهمتر از تقسیم مسئولیتهاست.
دانشگاه تصویری که نباید عادی شود
خطر اصلی شاید خود صحنه نباشدخطر بزرگتر عادی شدن آن
است.وقتی یک شهروند چند بار از کنار فردی که در حاشیه خیابان مواد مصرف میکند عبور کند و دیگر حتی تعجب نکند، یعنی یک اتفاق نگرانکننده رخ داده است.آسیب اجتماعی زمانی خطرناکتر میشود که چشم مردم به آن عادت کند.
امروز شاید بگوییم چند نفر کنار خیابان نشستهاند. فردا ممکن است تجمع بیشتر شود، محدوده بزرگتر شود و حضور در فضای عمومی برای خانوادهها دشوارتر.هیچ شهری با عادیسازی آسیبهای اجتماعی، امنتر و زیباتر نمیشود.خیابان دانشگاه هم نباید به چنین نقطهای برسد.
سؤال آخرفقط برخورد راهحل نیست
اما پشت تمام این تصاویر تلخ یک واقعیت دیگر هم وجود دارد بسیاری از این افراد گرفتار بیماری اعتیادند و بیش از هر چیز به درمان، حمایت و بازگشت به زندگی نیاز دارند.قرار نیست حضورشان در خیابان و مصرف مواد در ملأعام عادی شوداین رفتار باید مدیریت و با آن برخورد قانونی شود. اما در کنار آن، باید برای خود این افراد هم فکری کرد.
چند نفر از آنها واقعاً امکان ترک و درمان داشتهاند؟ چند نفرشان جایی برای بازگشت به زندگی عادی دارند؟ چند نفر بعد از جمعآوری دوباره به همان خیابانها برمیگردند؟
شاید وقت آن رسیده که به این آدمها فقط به چشم معتادان خیابانی نگاه نکنیم؛آدمهایی که درگیر یک بیماری و آسیب اجتماعی شدهاند و برای بیرون آمدن از آن به درمان و حمایت جدی نیاز دارند.ای کاش هم برای امنیت و آرامش مردم فکری کنیم و هم برای خود این آدمها؛ تا قبل از اینکه یک گوشه خیابان، پاتوق همیشگیشان شود، راهی برای درمان، حمایت و برگشتنشان به زندگی پیدا کنیم.
نویسنده: مریم عزیزی