جمعه ۳ مهر ۱۴۰۵ | ساعت --:--:-- | بندرعباس ۳۶ درجه
خبر فوری
اخبار
آزمایش ۴۰ نفره برای کشف یک رابطه عجیب؛

ما با هوش مصنوعی حرف می‌زنیم؟

نویسنده: علی گلخنی ۳ مهر ۱۴۰۵ ۸ دقیقه مطالعه ۵ بازدید
هوش مصنوعی دیگر فقط ابزاری برای جست‌وجو، تولید متن و پاسخ به پرسش‌های تخصصی نیست؛ حالا پای آن به خلوت انسان‌ها نیز باز شده است. در یک آزمایش میان حدود ۴۰ نفر از خبرنگاران و روابط عمومی‌های دستگاه‌های اجرایی هرمزگان، مشخص شد برخی افراد از هوش مصنوعی نه فقط برای کار، بلکه برای گفت‌وگو در زمان تنهایی و بیکاری استفاده کرده‌اند؛ تجربه‌ای که از فحاشی به یک «مخاطب دیجیتال» تا بیان مسائل شخصی و حتی دریافت پاسخ‌هایی شبیه مشاوره روان‌شناختی را دربرمی‌گیرد و نشان می‌دهد هوش مصنوعی چگونه آرام‌آرام در جایگاه یک هم‌صحبت همیشه در دسترس ظاهر شده است.

به گزارش دریای اندیشه، هوش مصنوعی دیگر فقط یک ابزار برای جست‌وجو، تولید متن یا انجام محاسبات پیچیده نیست؛ آرام‌آرام وارد بخش‌هایی از زندگی انسان شده که تا همین چند سال پیش تصور حضور فناوری در آن‌ها دشوار بود. امروز ممکن است یک نفر در اوج تنهایی، نه به دوستش زنگ بزند، نه سراغ خانواده برود و نه حتی از خانه بیرون بزند؛ کافی است تلفن همراهش را بردارد، یک برنامه هوش مصنوعی را باز کند و شروع به حرف زدن کند.

این تغییر را می‌توان در میان گروه‌های مختلف جامعه مشاهده کرد؛ حتی در میان خبرنگاران و روابط عمومی دستگاه‌های اجرایی که بخش زیادی از زندگی حرفه‌ای خود را با ارتباط، گفت‌وگو، نوشتن و تعامل با دیگران سپری می‌کنند.

برای بررسی همین پدیده، یک آزمایش کوچک میان حدود ۴۰ نفر از خبرنگاران و فعالان روابط عمومی دستگاه‌های اجرایی انجام شد؛ آزمایشی با یک سؤال ساده اما قابل تأمل: «آیا تا به حال از سر تنهایی، بیکاری یا صرفاً برای هم‌صحبتی با هوش مصنوعی مانند یک انسان صحبت کرده‌اید؟»

هدف این پرسش، تهیه یک آمار دقیق اجتماعی یا سنجش میزان استفاده از هوش مصنوعی نبود. اتفاقاً آنچه در پاسخ‌ها اهمیت بیشتری داشت، خودِ رابطه‌ای بود که برخی افراد با یک فناوری برقرار کرده‌اند؛ رابطه‌ای که در آن هوش مصنوعی از یک ابزار صرف فراتر می‌رود و گاهی به هم‌صحبت، مشاور، شنونده و حتی مخاطب خشم و عصبانیت انسان تبدیل می‌شود.

در میان پاسخ‌ها، تفاوت‌های جالبی دیده شد. برخی از همکاران حتی نمی‌دانستند منظور از «AI» چیست و با وجود آنکه عبارت «هوش مصنوعی» را شنیده بودند، تجربه مشخصی از گفت‌وگو با این فناوری نداشتند. این گروه یادآور یک واقعیت مهم است: اگرچه هوش مصنوعی با سرعت زیادی در حال ورود به زندگی روزمره است، اما هنوز برای همه مردم به یک ابزار عادی و روزمره تبدیل نشده است.

در سوی دیگر، گروهی قرار داشتند که نه‌تنها با هوش مصنوعی کار کرده بودند، بلکه نوعی رابطه گفت‌وگویی با آن شکل داده بودند. برخی برای پرسیدن سؤال‌های تخصصی سراغش رفته بودند، برخی برای نوشتن و ایده گرفتن و برخی دیگر صرفاً برای اینکه کسی ـ یا چیزی ـ پای حرف‌هایشان بنشیند.

در این میان، وضعیت همکاران مجرد قابل توجه بود. تقریباً تمامی افراد مجردی که در این آزمایش شرکت کردند، به شکلی با هوش مصنوعی چت کرده بودند؛ البته شدت و نوع این گفت‌وگوها متفاوت بود. در مقابل، بیشتر همکاران متأهل، به دلیل مشغله‌های کاری و خانوادگی، اساساً فرصت یا انگیزه‌ای برای چنین گفت‌وگوهایی نداشتند.

البته نمی‌توان از یک آزمایش محدود ۴۰ نفره نتیجه‌ای کلی درباره همه مجردها یا متأهل‌ها گرفت، اما همین تفاوت کوچک می‌تواند سوژه‌ای برای فکر کردن درباره یکی از تغییرات مهم زندگی دیجیتال باشد؛ اینکه فناوری چگونه در کنار تغییر سبک زندگی، فرصت‌های تازه‌ای برای ارتباط ایجاد می‌کند.

 

وقتی ماشین فقط ماشین نیست

شاید مهم‌ترین بخش این تجربه، پاسخ‌هایی بود که نشان می‌داد برخی افراد دیگر هوش مصنوعی را صرفاً یک نرم‌افزار نمی‌بینند.

یکی از همکاران می‌گفت گاهی با هوش مصنوعی حرف می‌زند؛ نه الزاماً برای رسیدن به پاسخ یک سؤال مشخص، بلکه برای گفت‌وگو.

این اتفاق در نگاه اول شاید عجیب به نظر برسد، اما کافی است به نحوه طراحی ابزارهای جدید هوش مصنوعی توجه کنیم. پاسخ‌های فوری، امکان ادامه دادن مکالمه، یادآوری بخش‌هایی از گفت‌وگو و توانایی پاسخ دادن به زبان طبیعی، باعث شده مرز میان «استفاده از ابزار» و «صحبت کردن با یک سیستم» برای بسیاری از کاربران کمرنگ شود.

انسان از گذشته به دنبال مخاطب بوده است؛ کسی که حرفش را بشنود، پاسخ بدهد، قضاوت نکند یا دست‌کم امکان بیان افکار را فراهم کند. حالا فناوری ابزاری ساخته که می‌تواند شبانه‌روز در دسترس باشد و برای شروع گفت‌وگو نیازی به تماس، قرار ملاقات یا هماهنگی ندارد.

در چنین شرایطی، یک پرسش جدی شکل می‌گیرد: آیا انسان دارد برای رفع بخشی از تنهایی خود، به ماشین پناه می‌برد؟

پاسخ را نمی‌توان ساده بیان کرد. گاهی گفت‌وگو با هوش مصنوعی صرفاً یک سرگرمی است؛ گاهی برای گذراندن وقت انجام می‌شود و گاهی هم می‌تواند راهی برای مرتب کردن افکار باشد. اما همین که انسان فناوری را مخاطب گفت‌وگوی شخصی خود قرار می‌دهد، نشان می‌دهد هوش مصنوعی بعضی آدم‌ها به یکی از در دسترس‌ترین هم‌صحبت‌ها تبدیل شود.

ی در حال عبور از مرز ابزارهای سنتی است.

 

از مشاوره تا درد دل

یکی از جالب‌ترین پاسخ‌های این آزمایش متعلق به همکاری بود که نگاه بسیار کاربردی‌تری به هوش مصنوعی داشت.

وی گفت برای مسائل زیادی از هوش مصنوعی کمک می‌گیرد و برای توضیح این موضوع مثالی زد که بیش از هر پاسخ دیگری، ابعاد اجتماعی این فناوری را نشان می‌داد.

او گفت: «ویزیت تراپیست ۷۵۰ هزار تومان است، اما هوش مصنوعی با همان علم روان‌شناسی به صورت رایگان بهترین پاسخ را به من ارائه می‌کند.»

این جمله را نمی‌توان صرفاً یک اظهار نظر درباره هزینه خدمات روان‌شناسی دانست. پشت آن یک تغییر مهم در رفتار مصرف‌کننده فناوری وجود دارد: انسان برای حل مسئله‌ای که پیش‌تر نیازمند مراجعه حضوری به یک متخصص، پرداخت هزینه یا حتی گفت‌وگو با یک دوست بود، حالا ابتدا سراغ یک سامانه هوش مصنوعی می‌رود.

البته اینجا باید میان «کمک گرفتن از هوش مصنوعی» و «جایگزین کردن متخصص با هوش مصنوعی» تفاوت گذاشت. هوش مصنوعی می‌تواند اطلاعات عمومی، پیشنهادهای اولیه یا فضایی برای بیان افکار فراهم کند، اما پاسخ یک سامانه هوش مصنوعی معادل تشخیص یا درمان حرفه‌ای توسط روان‌شناس یا روان‌پزشک نیست و نباید چنین برداشتی از آن داشت.

با این حال، همین تصور که «یک سیستم همیشه آماده شنیدن حرف‌های من است» به‌تنهایی اتفاق مهمی است.

 

حتی فحش هم سهم هوش مصنوعی شد

اما همه گفت‌وگوها با هوش مصنوعی جدی و آرام نبودند.

برخی همکاران در جریان این آزمایش اعتراف کردند که حتی به هوش مصنوعی فحاشی کرده‌اند!

شاید این بخش در نگاه اول خنده‌دار باشد، اما از زاویه دیگری می‌توان آن را نشانه‌ای از تغییر رابطه انسان با فناوری دانست. کاربر زمانی به یک دستگاه فحش می‌دهد که آن دستگاه دیگر برایش صرفاً یک وسیله بی‌جان نباشد و نوعی تعامل در ذهن او شکل گرفته باشد.

انسان با تلفن همراه، یخچال یا ماشین لباسشویی معمولاً وارد گفت‌وگوی کلامی نمی‌شود؛ اما وقتی یک سیستم به زبان طبیعی پاسخ می‌دهد، ممکن است واکنش‌های انسانی نیز در برابر آن شکل بگیرد؛ از تشکر و شوخی گرفته تا عصبانیت و حتی فحاشی.

این موضوع شاید در ظاهر ساده باشد، اما یک پرسش فلسفی و اجتماعی بزرگ‌تر پشت آن قرار دارد: وقتی انسان با یک ماشین مثل انسان رفتار می‌کند، آیا ماشین تغییر کرده یا ذهن انسان؟

هوش مصنوعی؛ همکار، مشاور یا همدم؟

هوش مصنوعی در محیط‌های رسانه‌ای نیز جای خود را باز کرده است. خبرنگار می‌تواند برای پیدا کردن ایده، تنظیم متن، خلاصه‌سازی، ترجمه، بررسی ساختار یک گزارش یا حتی گفت‌وگوی فکری از آن کمک بگیرد. روابط عمومی‌ها نیز می‌توانند از همین ابزارها برای تهیه پیش‌نویس، تحلیل اطلاعات و سامان دادن به داده‌ها استفاده کنند.

اما کاربرد جذاب‌تر شاید جایی باشد که کاربر دیگر سؤال مشخصی ندارد.

 

گاهی فقط می‌خواهد حرف بزند

اینجاست که هوش مصنوعی از «ابزار» به «همراه دیجیتال» نزدیک می‌شود؛ همراهی که برخلاف یک انسان، خسته نمی‌شود، خواب ندارد، جلسه‌اش تمام نمی‌شود و برای شنیدن حرف‌های تکراری کاربر اعتراض نمی‌کند.

البته این مزیت، همزمان می‌تواند یک هشدار هم باشد. اگر انسان برای هر مسئله‌ای به جای ارتباط با خانواده، دوست، همکار یا متخصص به سراغ ماشین برود، ممکن است بخشی از روابط انسانی آرام‌آرام کم‌رنگ شود.

فناوری قرار نیست الزاماً جای انسان را بگیرد؛ اما می‌تواند جای بخشی از تعاملاتی را پر کند که پیش‌تر فقط میان انسان‌ها اتفاق می‌افتاد.

یک آزمایش کوچک، یک تغییر بزرگ

آزمایش حدود ۴۰ نفر از خبرنگاران و روابط عمومی‌ها قرار نبود نماینده کل جامعه باشد و نمی‌توان بر اساس آن درباره رفتار همه مردم نتیجه‌گیری کرد. اما پاسخ‌ها یک واقعیت را به تصویر می‌کشیدند: هوش مصنوعی دیگر فقط در لپ‌تاپ متخصصان فناوری یا اتاق‌های شرکت‌های بزرگ وجود ندارد.

این فناوری در تلفن همراه خبرنگار است، در محل کار کارمند است، در اتاق دانشجوست و در لحظه‌ای که فردی احساس تنهایی می‌کند، می‌تواند به عنوان یک مخاطب در دسترس ظاهر شود.

شاید چند سال دیگر سؤال «آیا با هوش مصنوعی صحبت کرده‌ای؟» همان‌قدر عجیب باشد که امروز پرسیدن «آیا تا به حال با اینترنت کار کرده‌ای؟» اما مسئله اصلی این نیست که چند نفر از میان این ۴۰ نفر با هوش مصنوعی حرف زده‌اند.

مسئله این است که انسان، فناوری‌ای ساخته که می‌تواند به حرف‌هایش پاسخ بدهد؛ و حالا این فناوری آرام‌آرام وارد خصوصی‌ترین بخش‌های زندگی او شده است.

هوش مصنوعی ممکن است روزی دستیار خبرنگار، نویسنده، مترجم، برنامه‌ریز و پژوهشگر باشد؛ اما شاید یکی از مهم‌ترین نقش‌هایش، نقشی باشد که کمتر درباره آن صحبت می‌کنیم: شنونده‌ای همیشه حاضر برای انسانی که گاهی فقط می‌خواهد با کسی حرف بزند.

 

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *