به گزارش اختصاصی دریای اندیشه؛تا همین چند سال پیش، هر زمان که قیمت گوشت قرمز یا مرغ افزایش پیدا می‌کرد، توصیه بسیاری از کارشناسان تغذیه و حتی مسئولان این بود که مردم برای تأمین پروتئین مورد نیاز بدن، مصرف حبوبات را افزایش دهند. لوبیا، عدس، نخود، لپه و سایر حبوبات به دلیل ارزش غذایی بالا و قیمت مناسب، همواره جایگاه ویژه‌ای در سبد غذایی خانوارهای ایرانی داشتند و بسیاری از خانواده‌ها با تکیه بر همین محصولات، بخشی از نیاز غذایی خود را تأمین می‌کردند. اما امروز شرایط به گونه‌ای رقم خورده که حتی خرید حبوبات نیز برای بسیاری از خانواده‌ها به دغدغه‌ای جدی تبدیل شده است.

این روزها کافی است نگاهی به قیمت حبوبات در فروشگاه‌ها و بازارهای سطح شهر بیندازیم تا متوجه شویم این کالاها نیز از موج گرانی‌های پیاپی در امان نمانده‌اند. قیمت برخی از انواع لوبیا، عدس، نخود و لپه در ماه‌های اخیر به شکل قابل توجهی افزایش یافته و در برخی موارد، نرخ آن‌ها به چند برابر سال‌های گذشته رسیده است. گرانی حبوبات دیگر یک افزایش معمولی قیمت نیست؛ بلکه نشانه‌ای از فشار روزافزون بر سفره مردم و کوچک‌تر شدن سبد غذایی خانوارهاست.

حبوبات در فرهنگ غذایی ایرانی تنها یک ماده غذایی ساده نیستند. غذاهایی مانند عدس‌پلو، لوبیاپلو، آش رشته، آبگوشت، خوراک لوبیا و انواع خورش‌ها بخش مهمی از رژیم غذایی مردم را تشکیل می‌دهند. بسیاری از این غذاها علاوه بر ارزش غذایی بالا، به دلیل هزینه کمتر نسبت به غذاهای گوشتی، همواره انتخاب خانواده‌هایی بوده‌اند که قصد داشتند با هزینه‌ای منطقی، غذایی سالم و مقوی تهیه کنند. اما اکنون افزایش قیمت این محصولات، همین انتخاب‌های ساده را نیز دشوار کرده است.

کارشناسان اقتصادی و فعالان بازار، عوامل متعددی را در افزایش قیمت حبوبات مؤثر می‌دانند. بخشی از حبوبات مصرفی کشور از طریق واردات تأمین می‌شود و طبیعی است که افزایش نرخ ارز، مستقیماً بر قیمت تمام‌شده این محصولات اثر بگذارد. از سوی دیگر، هزینه‌های حمل‌ونقل، بسته‌بندی، انبارداری، دستمزد نیروی کار و سایر هزینه‌های تولید نیز در سال‌های اخیر رشد چشمگیری داشته است. خشکسالی، کاهش منابع آبی، افت تولید در برخی مناطق کشاورزی و افزایش هزینه‌های کشت نیز مزید بر علت شده تا تولیدکنندگان با مشکلات بیشتری روبه‌رو شوند.

در کنار این عوامل، برخی کارشناسان از ضعف در مدیریت بازار نیز سخن می‌گویند. نبود برنامه‌ریزی مناسب برای تنظیم بازار، نوسان در واردات، فعالیت واسطه‌ها و سودجویی برخی دلالان باعث شده است که فاصله میان قیمت خرید از کشاورز و قیمت عرضه به مصرف‌کننده افزایش پیدا کند. در چنین شرایطی، هم تولیدکننده از وضعیت موجود رضایت ندارد و هم مصرف‌کننده ناچار است کالا را با قیمتی بسیار بالاتر خریداری کند.

آنچه بیش از همه نگران‌کننده است، تأثیر این گرانی بر امنیت غذایی جامعه است. در سال‌های گذشته، بسیاری از خانواده‌ها به دلیل افزایش قیمت گوشت قرمز، مصرف آن را کاهش داده و به سمت مصرف بیشتر حبوبات حرکت کردند. اکنون که قیمت حبوبات نیز افزایش یافته، گزینه‌های جایگزین برای تأمین پروتئین روزبه‌روز محدودتر شده است. کاهش مصرف مواد غذایی سرشار از پروتئین، به‌ویژه در میان کودکان، نوجوانان، سالمندان و زنان باردار، می‌تواند آثار منفی جبران‌ناپذیری بر سلامت جامعه داشته باشد.

از سوی دیگر، فشار اقتصادی باعث شده است که خانواده‌ها برای مدیریت هزینه‌های زندگی، ناچار به حذف یا کاهش مصرف برخی اقلام غذایی شوند. این موضوع شاید در کوتاه‌مدت تنها یک تغییر در الگوی خرید به نظر برسد، اما در بلندمدت می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای سلامت عمومی، کیفیت تغذیه و حتی بهره‌وری نیروی کار داشته باشد. سوءتغذیه همیشه به معنای گرسنگی نیست؛ گاهی حذف تدریجی مواد غذایی ارزشمند از سفره خانوار، زمینه‌ساز مشکلات جسمی و اجتماعی گسترده خواهد بود.

یکی دیگر از پیامدهای افزایش قیمت حبوبات، کاهش تنوع غذایی است. خانواده‌هایی که پیش‌تر می‌توانستند با ترکیب برنج، حبوبات، سبزیجات و مقدار اندکی گوشت یا مرغ، وعده‌ای کامل تهیه کنند، اکنون ناچارند همین اقلام را نیز با محدودیت مصرف کنند. این مسئله به‌ویژه در مناطق کم‌برخوردار و میان خانوارهای پرجمعیت، آثار ملموس‌تری بر جای گذاشته است.

در چنین شرایطی، نقش دولت و دستگاه‌های مسئول بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. حمایت از کشاورزان، تأمین به‌موقع نهاده‌های تولید، مدیریت واردات، کنترل هزینه‌های زنجیره تأمین، نظارت جدی بر بازار و مقابله با احتکار و واسطه‌گری، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به ثبات بازار کمک کند. همچنین برنامه‌ریزی برای افزایش تولید داخلی و کاهش وابستگی به واردات، راهکاری اساسی برای جلوگیری از نوسانات شدید قیمت در آینده خواهد بود.

از سوی دیگر، اطلاع‌رسانی شفاف درباره وضعیت تولید، واردات و ذخایر حبوبات نیز می‌تواند از شکل‌گیری التهاب در بازار جلوگیری کند. تجربه نشان داده است که هرگاه بازار با کمبود اطلاعات یا انتشار شایعات مواجه می‌شود، زمینه برای افزایش قیمت و رفتارهای سوداگرانه فراهم خواهد شد.
واقعیت این است که گرانی حبوبات تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه موضوعی اجتماعی و حتی بهداشتی است. هرچه دسترسی مردم به مواد غذایی سالم و مغذی محدودتر شود، هزینه‌های درمان، کاهش کیفیت زندگی و آسیب‌های اجتماعی نیز افزایش خواهد یافت. بنابراین کنترل قیمت کالاهای اساسی، تنها حمایت از معیشت مردم نیست، بلکه سرمایه‌گذاری برای حفظ سلامت و امنیت غذایی جامعه محسوب می‌شود.
امروز سفره بسیاری از خانواده‌ها کوچک‌تر از گذشته شده است. اگر زمانی حذف گوشت از برنامه غذایی، با افزایش مصرف حبوبات جبران می‌شد، اکنون همان جایگزین نیز در حال خارج شدن از توان خرید بسیاری از مردم است. ادامه این روند، زنگ خطری جدی برای سیاست‌گذاران اقتصادی و متولیان بخش کشاورزی و بازرگانی است. حفظ دسترسی مردم به کالاهای اساسی، به‌ویژه منابع مهم پروتئین گیاهی، ضرورتی انکارناپذیر است و انتظار می‌رود با تصمیم‌های کارشناسی، نظارت مؤثر و حمایت از تولید، شرایطی فراهم شود که حبوبات دوباره به جایگاه اصلی خود؛ یعنی یک غذای سالم، مغذی و در دسترس برای همه اقشار جامعه، بازگردند.
در کنار همه این مسائل، افزایش قیمت حبوبات آثار مستقیمی بر بودجه خانوارها نیز گذاشته است. بسیاری از خانواده‌ها که پیش‌تر خرید حبوبات را به‌صورت ماهانه و در حجم بالا انجام می‌دادند اکنون ناچارند مقدار خرید خود را کاهش دهند یا به خریدهای جزئی روی بیاورنداین تغییر الگوی مصرف، علاوه بر کاهش قدرت خرید نشان‌دهنده افت توان اقتصادی خانوارها در تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای غذایی است؛ موضوعی که اگر ادامه پیدا کند، می‌تواند فاصله طبقاتی در دسترسی به تغذیه سالم را بیش از پیش افزایش دهد.