
به گزارش اختصاصی روزنامه دریای اندیشه ،در میانه روزهایی که بسیاری از بخشها با اختلال و فشار روبهرو بودند، چرخ تجارت خارجی کشور بیصدا اما مستمر چرخید؛ بیآنکه توقفی در کار باشد.
فرود عسگری، معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی و رئیس کل گمرک جمهوری اسلامی ایران، در جریان سفر به جزیره قشم و همزمان با افتتاح ساختمان جدید گمرک این منطقه، از عملکردی سخن گفت که بیش از آنکه یک گزارش اداری باشد، شبیه به یک روایت از تابآوری اقتصادی است.
به گفته او، در طول ۴۰ روز شرایط جنگی، گمرکات کشور بدون حتی یک وقفه به فعالیت ادامه دادند؛ عملکردی که نتیجه آن، ترخیص بیش از ۶۰۰ هزار تن کالا از گمرک شهید رجایی در بازهای حدود یک ماه و ۱۰ روز بوده است. عددی که بهتنهایی نشان میدهد زنجیره تأمین کشور، حتی در اوج بحران نیز از حرکت بازنمانده است.
اما آنچه این آمار را معنادارتر میکند، شرایطی است که این عملیات در آن انجام شده است. زیرساختهایی که آسیب دیده بودند، محدودیتهایی که هر لحظه میتوانست روند کار را مختل کند و فضایی که تصمیمگیری در آن، نیازمند سرعت و جسارت همزمان بود. با این حال، به گفته رئیس کل گمرک، فعالیتها نهتنها متوقف نشد، بلکه بلافاصله با جابهجایی به محلهای جایگزین ادامه پیدا کرد؛ تصمیمی که بیش از هر چیز، به مدیریت میدانی و هماهنگی در لحظه وابسته بود.
عسگری این تجربه را نمونهای از «مدیریت جهادی» و نشانهای از تابآوری ساختار اقتصادی کشور در برابر فشارهای بیرونی توصیف میکند؛ تعبیری که اگرچه بارها در ادبیات رسمی تکرار شده، اما اینبار با اعداد و عملکرد قابل لمس همراه است.
در این میان، نقش شبکه حملونقل جادهای نیز قابل توجه است. بیش از ۶۰ هزار دستگاه کامیون در این بازه زمانی وارد میدان شدند تا فرآیند تخلیه و جابهجایی کالاها را سرعت ببخشند؛ حضوری که به گفته عسگری، نشانهای از پویایی و مسئولیتپذیری در تمامی اجزای زنجیره خدمات اقتصادی کشور است.
با این حال، روایت گمرک تنها به عبور از بحران محدود نمیشود. در کنار مدیریت شرایط سخت، اصلاح ساختارها نیز در دستور کار قرار گرفته است. تصویب ۱۱ بند اصلاحی در فرآیندهای گمرکی، تلاشی برای کاهش بروکراسی و تسریع در ترخیص کالاهاست؛ اصلاحاتی که قرار است موانعی همچون ضمانتنامهها، ثبت سفارش و کدهای رهگیری بانکی را به حداقل برساند.
این تغییرات، اگر بهدرستی اجرا شوند، میتوانند همان نقطهای باشند که تجربه عبور از بحران را به یک مزیت پایدار در تجارت خارجی تبدیل کند؛ جایی که سرعت، شفافیت و کارآمدی، دیگر فقط واکنش به شرایط اضطراری نباشد، بلکه به بخشی از ساختار دائمی اقتصاد کشور بدل شود.
آنچه در این ۴۰ روز رقم خورد، فقط عبور از یک بحران نبود؛ آزمونی بود برای سنجش توان واقعی اقتصاد در شرایط فشار. حالا پرسش اینجاست: آیا این تجربه، به یک نقطه عطف در اصلاحات پایدار تبدیل میشود یا در حد یک خاطره موفق باقی میماند؟
اقتصاد در وضعیت آمادهباش
در دل روایت اعداد و آمار، یک واقعیت کمتر دیدهشده وجود دارد؛ اینکه اقتصاد، برخلاف تصور عمومی، در زمان بحران نه متوقف میشود و نه حتی کند—بلکه شکل عملکردنش تغییر میکند.
آنچه در ۴۰ روز گذشته در گمرکات کشور رخ داد، فقط تداوم یک روند اداری نبود؛ نوعی «وضعیت آمادهباش اقتصادی» بود. جایی که تصمیمها دیگر پشت میزهای طولانی و فرآیندهای زمانبر گرفته نمیشوند، بلکه در میدان، سریع و مبتنی بر ضرورت شکل میگیرند.
انتقال فوری عملیات به محلهای جایگزین، ورود دهها هزار کامیون به چرخه حملونقل و حفظ جریان ترخیص کالا، همه نشان میدهد که در شرایط خاص، ساختارهای رسمی ناچارند انعطافپذیرتر، چابکتر و حتی جسورتر عمل کنند.
اما نکته مهمتر اینجاست:اگر این سطح از سرعت و هماهنگی در بحران ممکن است، چرا در شرایط عادی به یک قاعده پایدار تبدیل نشود؟
شاید مهمترین دستاورد این روزها، نه فقط عبور از بحران، بلکه آشکار شدن ظرفیتهایی باشد که سالها زیر لایههای بروکراسی پنهان مانده بودند؛ ظرفیتهایی که حالا میتوانند مبنای یک بازتعریف جدی در مدیریت تجارت خارجی کشور باشند.
روایت از خط بیوقفه
شاید هیچکدام از این عددها—نه ۶۰۰ هزار تن، نه ۶۰ هزار کامیون—بهتنهایی نتوانند آنچه در این ۴۰ روز گذشته را توضیح دهند. واقعیت، جایی میان صدای ممتد کامیونهایی است که یکی پس از دیگری از محوطه خارج میشدند، میان تصمیمهایی که باید در چند دقیقه گرفته میشد و میان کارمندانی که ساعت را از برنامه روزانهشان حذف کرده بودند.
گمرک در این روزها فقط یک نهاد اجرایی نبود؛ به یک خط بیوقفه تبدیل شده بود. خطی که اگر برای لحظهای میایستاد، زنجیرهای از اختلالها در سراسر کشور شکل میگرفت.
در چنین شرایطی، ترخیص هر محموله فقط یک عملیات اداری نبود؛ شبیه عبور دادن یک گره از دل یک شبکه فشرده بود. شبکهای که از بندر شروع میشود، به جادهها میرسد و در نهایت به زندگی روزمره مردم گره میخورد.
این همان جایی است که اعداد، معنا پیدا میکنند؛ نه بهعنوان آمار، بلکه بهعنوان نشانهای از تداوم زندگی در شرایطی که همهچیز میتوانست متوقف شود—اما نشد.