حملات شاید روی کاغذ متوقف شده باشد، اما آثار آن هنوز از ذهن و روان مردم بندرعباس پاک نشده است. شهری که هفته‌ها زیر سایه تهدید، صدای انفجار، آژیر، پرواز جنگنده‌ها و حملات موشکی روزگار گذراند، هنوز فرصت نیافته به آرامش واقعی برسد. این روزها، عامل برهم خوردن آرامش شهر دیگر موشک و بمب نیست، بلکه صدای گوش‌خراش موتورهایی است که با دستکاری اگزوز، صدایی شبیه انفجار تولید می‌کنند؛ صداهایی که هر بار شنیده می‌شوند، خاطرات تلخ روزهای جنگ را در ذهن شهروندان زنده می‌کنند.
به گزارش اختصاصی دریای اندیشه، در هفته‌های اخیر شکایت شهروندان از ویراژ موتورسواران و صدای غیرعادی موتورهای دستکاری‌شده به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. بسیاری از مردم می‌گویند با شنیدن این صداها، برای لحظه‌ای تصور می‌کنند حمله‌ای تازه آغاز شده یا سامانه‌های پدافندی دوباره فعال شده‌اند. شاید برای کسی که جنگ را از نزدیک تجربه نکرده باشد، این موضوع تنها یک آلودگی صوتی به نظر برسد، اما برای مردم بندرعباس، این صداها یادآور روزهایی است که هر لحظه احتمال وقوع انفجاری دیگر وجود داشت.
بندرعباس یکی از شهرهایی بود که در جریان جنگ، بارها هدف حملات هوایی و موشکی قرار گرفت و خسارت‌های فراوانی را متحمل شد. بسیاری از خانواده‌ها عزیزان خود را از دست دادند، برخی خانه‌هایشان آسیب دید و بسیاری دیگر هفته‌ها با اضطراب و نگرانی زندگی کردند. طبیعی است که چنین تجربه‌ای آثار عمیقی بر روح و روان جامعه بر جای بگذارد و هر صدای ناگهانی بتواند آن خاطرات را دوباره زنده کند.
امروز اگر در خیابان‌های اصلی شهر، بلوارها یا حتی کوچه‌های مسکونی قدم بزنید، احتمال زیادی وجود دارد که با گروه‌هایی از موتورسواران مواجه شوید که با سرعت بالا حرکت می‌کنند، ویراژ می‌دهند و با اگزوزهای تغییر یافته، صدایی تولید می‌کنند که شباهت زیادی به انفجار دارد. برخی از این افراد حتی این صداها را نوعی سرگرمی یا وسیله‌ای برای جلب توجه می‌دانند، بی‌آنکه متوجه باشند هر بار فشردن گاز موتور، می‌تواند اضطراب ده‌ها شهروند را دوباره زنده کند.
واقعیت این است که مشکل ویراژ موتورسیکلت‌ها در بندرعباس موضوع تازه‌ای نیست. سال‌هاست شهروندان نسبت به آلودگی صوتی ناشی از موتورهای فاقد استاندارد یا اگزوزهای دستکاری‌شده اعتراض دارند، اما در سال‌های اخیر این پدیده ابعاد گسترده‌تری پیدا کرده است. اکنون تعداد افرادی که به این رفتارهای خطرناک روی آورده‌اند، به حدی افزایش یافته که در بسیاری از ساعات شبانه‌روز، صدای آنها در نقاط مختلف شهر شنیده می‌شود.
در روزهای جنگ نیز این معضل وجود داشت، اما شرایط بحرانی آن روزها باعث شده بود کسی فرصت پرداختن به چنین مسئله‌ای را نداشته باشد. مردم درگیر حفظ جان خود و خانواده‌هایشان بودند و اولویت اصلی، عبور از شرایط دشوار جنگ بود. اکنون که آتش‌بس برقرار شده، انتظار طبیعی مردم این است که حداقل شب‌های شهر با آرامش سپری شود، اما صدای موتورهای دستکاری‌شده همچنان اجازه بازگشت کامل آرامش را نمی‌دهد.
افرادی که جنگ، انفجار یا حملات نظامی را تجربه کرده‌اند، نسبت به صداهای بلند و ناگهانی حساسیت بیشتری پیدا می‌کنند. شنیدن صدایی که شباهتی هرچند اندک به انفجار داشته باشد، می‌تواند واکنش‌های شدیدی مانند افزایش ضربان قلب، تنگی نفس، اضطراب، لرزش بدن و احساس ناامنی را در آنها ایجاد کند. به همین دلیل، تولید عمدی چنین صداهایی در شهری که مردم آن به تازگی روزهای سخت جنگ را پشت سر گذاشته‌اند، تنها یک مزاحمت ساده نیست، بلکه می‌تواند سلامت روان شهروندان را تحت تأثیر قرار دهد.
کافی است مادری را تصور کنیم که در روزهای جنگ، خانه‌اش بر اثر اصابت ترکش آسیب دیده یا کودکی را در خانواده از دست داده است. حالا نیمه‌شب با شنیدن صدایی شبیه انفجار، با وحشت از خواب بیدار می‌شود و برای لحظاتی گمان می‌کند حملات دوباره آغاز شده است. یا نوجوانی که یکی از دوستان خود را در جریان حملات از دست داده، با شنیدن صدای یک موتور، بی‌اختیار به سمت پنجره می‌رود تا از وقوع حادثه‌ای تازه مطمئن شود. اینها واقعیت‌هایی است که بسیاری از خانواده‌های بندرعباسی امروز با آن زندگی می‌کنند. موضوع نگران‌کننده دیگر، کاهش سن افرادی است که این رفتارها را انجام می‌دهند. دیگر فقط جوانان نیستند که در خیابان‌ها ویراژ می‌دهند؛ در بسیاری از نقاط شهر، کودکان و نوجوانانی دیده می‌شوند که بدون داشتن گواهینامه، بدون تجهیزات ایمنی و گاهی حتی بدون توانایی کافی در کنترل موتور، با سرعت بالا در معابر تردد می‌کنند. تک‌چرخ زدن، حرکات نمایشی و ایجاد صداهای غیرمتعارف به بخشی از تفریح برخی از آنان تبدیل شده است.
نتیجه چنین رفتارهایی را می‌توان در بخش اورژانس بیمارستان شهید محمدی بندرعباس مشاهده کرد؛ جایی که پزشکان و پرستاران تقریباً هر شب با نوجوانان و کودکانی روبه‌رو می‌شوند که بر اثر
تصادف، واژگونی موتور یا انجام حرکات نمایشی دچار آسیب‌های شدید شده‌اند. شکستگی‌های متعدد، آسیب‌های مغزی، پارگی اندام‌های داخلی، قطع عضو و حتی مرگ، پایان تلخ تفریحی است که می‌توانست هرگز آغاز نشود.
بخش قابل توجهی از این حوادث مربوط به افرادی است که از نظر قانونی اصلاً اجازه رانندگی با موتورسیکلت را ندارند. بسیاری از آنان فاقد گواهینامه هستند و با این حال، به آسانی به موتور دسترسی پیدا می‌کنند. این مسئله نقش خانواده‌ها را نیز پررنگ می‌کند؛ خانواده‌هایی که گاهی بدون توجه به پیامدهای قانونی و ایمنی، وسیله نقلیه را در اختیار فرزندان کم‌سن‌وسال خود قرار می‌دهند یا نظارت مؤثری بر رفتار آنان ندارند.
در کنار مسئولیت خانواده‌ها، انتظار عمومی از دستگاه‌های مسئول نیز افزایش یافته است. شهروندان معتقدند برخورد با موتورسیکلت‌های دارای اگزوز دستکاری‌شده، جلوگیری از فعالیت مراکزی که اقدام به تغییر غیرقانونی سیستم اگزوز می‌کنند، اعمال قانون برای رانندگان متخلف و همچنین برخورد با والدینی که زمینه وقوع چنین تخلفاتی را فراهم می‌کنند، باید با جدیت بیشتری دنبال شود.
مردم بندرعباس در روزهای جنگ، صبر و استقامت کم‌نظیری از خود نشان دادند و سخت‌ترین شرایط را تحمل کردند. اکنون که آتش‌بس برقرار شده است، انتظار دارند آرامش به خیابان‌ها و محله‌های شهر بازگردد. آنها حق دارند شب‌های خود را بدون اضطراب، بدون تداعی صدای انفجار و بدون ترس از صداهای ساختگی سپری کنند.
شاید برای برخی، صدای بلند یک موتور تنها چند ثانیه هیجان باشد، اما برای مردمی که خاطره انفجارهای واقعی را در ذهن دارند، همین چند ثانیه کافی است تا زخم‌های جنگ دوباره سر باز کند. امروز مطالبه شهروندان بندرعباس روشن است؛ آرامشی که با پایان جنگ به دست آمده، نباید قربانی بی‌قانونی، بی‌مسئولیتی و رفتارهای پرخطر عده‌ای معدود شود.