به گزارش دریای اندیشه ؛در حالی که جزیره قشم به عنوان قطب استراتژیک اقتصادی و گردشگری خلیج فارس در نقشههای توسعه ملی میدرخشد، واقعیتهای زیستی در پشت پرده این شکوه، حکایت از بحرانی فرسایشی و بیانتها دارد. جزیره قشم، بزرگترین جزیره ایران، اکنون با یکی از بحرانیترین چالشهای قرن خود، یعنی کمبود ممتد آب شرب، دستبهگریبان است؛ بحرانی که نه با پروژههای جدید، بلکه با وعدههای مکرر مسئولان در پاسخ به آن، آرام گرفته است.
از قطعیهای مکرر تا زندگی در انتظار آبرسان
بررسیهای اختصاصی دریای اندیشه از میان ساکنان مناطق مختلف جزیره، نشان میدهد که بحران آب دیگر یک چالش موقت نیست، بلکه به یک وضعیت همیشگی تبدیل شده است. در بسیاری از محلهها و روستاهای دورافتاده، چرخه زندگی شهروندان با چرخه قطعیهای ناگهانی آب گره خورده است.
ساکنان محلی در گفتگو با خبرنگار دریای اندیشه از شرایط دشواری سخن میگویند؛ جایی که مدیریت مصرف به جای بهینهسازی، به معنای مبارزه برای بقا است. بسیاری از خانوارها ناچارند ساعتها در انتظار خودروهای آبرسان سیار بنشینند یا با هزینه گزاف، ذخیرههای آب را از طریق تانکرها تأمین کنند.
افت فشار شدید در شبکه توزیع نیز باعث شده تا حتی در زمانهایی که آب در لولهها جاری است، قدرت استفاده از آن برای نیازهای اولیه بشری، نزدیک به صفر باشد.
این بحران، محصول یک عامل واحد نیست، بلکه نتیجه پیوند پیچیدهای از عوامل مدیریتی و محیطزیستی است.
رشد سریع جمعیت و گسترش بیرویه زیرساختهای گردشگری، تقاضا برای آب را به سطحی رسانده که فراتر از ظرفیت فعلی تأسیسات است و یا شبکه توزیع آب در بسیاری از نقاط جزیره، با فرسودگی شدید روبروست که منجر به هدررفت حجم عظیمی از آب شیرین پیش از رسیدن به دست مصرفکننده میشود.
میتوان گفت: وابستگی شدید جزیره به فناوری آبشیرینکن، در حالی که ظرفیت عملیاتی این تأسیسات با نرخ رشد مصرف همخوانی ندارد، گلوگاه اصلی بحران است.
شاید کاهش منابع آبی طبیعی و تغییرات الگوی بارشها، فشار بر سیستمهای مصنوعی را دوچندان کرده است.
وعدههای سیاسی در برابر نیازهای زیستی
نکته تاملبرانگیز در این بحران، فاصله فاحش میان برنامههای تدوین شده در جلسات اداری و واقعیتهای جاری در خانههای مردم است. سالهاست که مسئولان با وعده تکمیل پروژههای نیمهتمام و افزایش ظرفیت آبشیرینکنها، آرامش موقتی به افکار عمومی میبخشند، اما با بررسی وضعیت میدانی، مشخص میشود که سرعت اجرای این پروژهها با سرعت نیاز جامعه، تناسبی ندارد.
مردم قشم اکنون دیگر به دنبال وعدههای کلیشهای نیستند؛ آنها خواهان شفافیت در بودجهریزی و سرعت در اجرا هستند. مطالبه اصلی شهروندان، تبدیل شدن پروژههای زیرساختی از حالت نقشه روی کاغذ به جریان آب در لولهها است.تأمین آب پایدار، نه یک امتیاز یا هدیه، بلکه یکی از ابتداییترین حقوق شهروندی و رکن اصلی امنیت اجتماعی است.
تداوم این بحران نه تنها کیفیت زندگی در جزیره را کاهش میدهد،
بلکه میتواند اعتبار اقتصادی و گردشگری قشم را به شدت خدشهدار کند.از دستگاههای اجرایی و سیاستگذاران انتظار میرود که با نگاهی فراتر از مدیریت بحران و با تمرکز بر مدیریت راهبردی، منابع مالی را به سمت پروژههای زیرساختیِ عملیاتی سوق دهند.
قشم، با تمام پتانسیلهای اقتصادیاش، نباید در انحصار عطش باقی بماند.
در این میان، باید از یک واقعیت هولناک پرده برداشت؛ تداوم این بحران، بیش از آنکه یک چالش فنی باشد، میتواند به یک بحران اجتماعی و امنیتی تبدیل شود.
وقتی حق اولیه بقا، یعنی آب، در تار و پود زندگی روزمره شهروندان به بازی گرفته میشود، اعتماد عمومی به ساختارهای مدیریتی به شدت تحلیل میرود. سیاستگذاران باید بدانند که توسعه گردشگری و جذب سرمایهگذاری در قشم، بدون تضمین امنیت آبی، تنها بر روی شنهای روان بنا شده است.اگر امروز برای تکمیل پروژههای نیمهتمام و نوسازی شبکه توزیع، ارادهای قاطع و بودجهای مشخص نشان داده نشود، هزینهی جبران این بیتدبیری در آینده، بسیار سنگینتر از هزینههای فعلی زیرساختی خواهد بود. قشم، فراتر از یک جزیره، قلب تپنده اقتصاد خلیج فارس است و نباید اجازه داد این قلب، از تشنگی از کار بیفتد.