بندرعباس این روزها فقط با گرمای نفس‌گیرش شناخته نمی‌شود؛ کافی است سری به جایگاه‌های سوخت شهر بزنید تا تصویر تازه‌ای از اقتصاد فرسوده جنوب را ببینید؛ صف‌هایی طولانی از خودروهایی که ساعت‌ها زیر آفتاب منتظر چند لیتر بنزین هستند.اما پشت این صف‌های خسته‌کننده، تنها «کمبود سوخت» یا «ازدحام مقطعی» پنهان نشده؛ آنچه در خیابان‌های بندرعباس جریان دارد، روایت تلخ معیشتی مردمی است که برای زنده ماندن، به فروش بنزین روی آورده‌اند.
در ظاهر، خودروها برای سوخت‌گیری آمده‌اند؛ اما در واقع بخشی از این خودروها وارد چرخه‌ای شده‌اند که در آن بنزین به کالایی برای کسب درآمد روزانه تبدیل شده است. افزایش تورم، گرانی افسارگسیخته اجاره‌بها، کاهش فرصت‌های شغلی و کوچک‌تر شدن سفره خانواده‌ها باعث شده برخی شهروندان ساعت‌ها در صف بایستند تا سهمیه سوخت خود را با قیمتی بالاتر در بازار غیررسمی بفروشند.
در بندرعباسی که هزینه زندگی هر روز سنگین‌تر می‌شود، بسیاری از جوانان بیکار یا کارگران کم‌درآمد، خودرو را نه وسیله رفت‌وآمد بلکه ابزاری برای تأمین معاش می‌بینند. اختلاف چشمگیر قیمت بنزین سهمیه‌ای با نرخ آزاد، زمینه شکل‌گیری بازاری پنهان را فراهم کرده؛ بازاری که حالا به بخشی از اقتصاد خیابانی شهر تبدیل شده است.
مشاهدات میدانی نشان می‌دهد برخی خودروها روزانه چندین بار در جایگاه‌های مختلف سوخت‌گیری می‌کنند. بعضی رانندگان از کارت‌های متعدد استفاده می‌کنند و بخشی از بنزین خریداری‌شده، ساعتی بعد در حاشیه خیابان‌ها با نرخ بالاتر معامله می‌شود؛ اتفاقی که اگرچه غیررسمی است اما دیگر برای بسیاری از شهروندان صحنه‌ای تکراری شده است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند چنین پدیده‌ای معمولاً در شرایطی شکل می‌گیرد که اقتصاد رسمی توان ایجاد شغل پایدار را از دست می‌دهد.
در این وضعیت، مردم برای جبران هزینه‌های زندگی به سمت مشاغل خاکستری و درآمدهای کوتاه‌مدت سوق پیدا می‌کنند؛ از فروش سوخت گرفته تا دلالی‌های خرد و فعالیت‌های غیررسمی.
بندرعباس امروز نمونه عینی همین شرایط است؛ شهری استراتژیک با بزرگ‌ترین بنادر و گردش مالی عظیم، اما در عین حال گرفتار شکاف معیشتی عمیق. تناقض تلخی که باعث شده بخشی از مردم در کنار بزرگ‌ترین شاهراه انرژی کشور، برای چند صد هزار تومان درآمد بیشتر، ساعت‌ها در صف بنزین بایستند.
از سوی دیگر، تداوم این وضعیت تنها به شلوغی جایگاه‌ها ختم نمی‌شود. صف‌های طولانی، فرسودگی روانی شهروندان، افزایش ترافیک شهری، درگیری‌های گاه‌وبیگاه در پمپ‌بنزین‌ها و تشدید بازار سیاه سوخت، بخشی از تبعات اجتماعی این بحران است. بسیاری از رانندگان واقعی نیز قربانی همین شرایط شده‌اند؛ مردمی که فقط برای استفاده روزمره از خودرو نیاز به سوخت دارند اما باید زمان زیادی را در صف تلف کنند.
برخی جامعه‌شناسان معتقدند صف‌های بنزین بندرعباس، بیش از آنکه یک بحران سوخت باشد، آینه‌ای از بحران معیشت است.
صف‌هایی که در سکوت، از بیکاری، ناامیدی اقتصادی و تلاش مردم برای بقا حرف می‌زنند. مردمی که شاید روزی شغل ثابت داشتند اما امروز برای تأمین هزینه‌های ابتدایی زندگی، ناچارند بنزین را به منبع درآمد تبدیل کنند. در این میان، پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است؛ شهری که قلب تجارت دریایی و انرژی کشور محسوب می‌شود، چرا باید شاهد شکل‌گیری اقتصاد خیابانی سوخت باشد؟ و چرا بخشی از مردم برای تأمین نان شب، به صف‌های طولانی بنزین پناه برده‌اند؟
شاید پاسخ را باید نه در نازل‌های سوخت، بلکه در جیب‌های خالی مردم جست‌وجو کرد.

اقتصاد صف؛ شغلی که از دل بحران متولد شد
در سال‌های گذشته صف، فقط نشانه انتظار بود؛ انتظار برای خرید، دریافت خدمات یا عبور از یک بحران مقطعی. اما امروز در بندرعباس، صف‌های بنزین آرام‌آرام به یک «اقتصاد پنهان» تبدیل شده‌اند؛ اقتصادی که از دل تورم، بیکاری و فشار معیشت متولد شده است.
در برخی جایگاه‌های سوخت، دیگر همه خودروها برای مصرف شخصی مراجعه نمی‌کنند. بخشی از خودروها وارد چرخه‌ای شده‌اند که در آن، زمان، سهمیه و حتی ایستادن در صف ارزش اقتصادی پیدا کرده است.
بعضی افراد ساعت‌ها زیر گرمای سنگین جنوب می‌ایستند تا چند ده لیتر بنزین بزنند و آن را در بازار غیررسمی بفروشند؛ درآمدی که شاید برای بسیاری ناچیز به نظر برسد اما برای خانواده‌ای گرفتار اجاره، قسط و گرانی، به راهی برای دوام آوردن تبدیل شده است.
این همان نقطه‌ای است که «صف» دیگر فقط یک ازدحام ساده نیست؛ بلکه نشانه تغییر شکل اقتصاد شهری است. وقتی فرصت شغلی کافی وجود ندارد، اقتصاد غیررسمی جای آن را پر می‌کند. همان‌طور که روزی دست‌فروشی در پیاده‌روها رشد کرد، امروز هم فروش سوخت در حاشیه خیابان‌ها به بخشی از واقعیت زندگی تبدیل شده است.
تلخ‌تر آنکه بسیاری از این افراد، نه قاچاقچی حرفه‌ای‌اند و نه سوداگر بزرگ؛ بلکه شهروندانی هستند که میان
هزینه‌های سنگین زندگی و درآمد محدود، راه دیگری برای بقا پیدا نکرده‌اند. جوانی که دیروز دنبال کار بود، امروز ساعت‌ها در صف سوخت می‌ایستد؛ کارگری که دخل و خرجش با حقوق ماهانه همخوانی ندارد، حالا سهمیه بنزین را به منبع درآمد جانبی تبدیل کرده است.
بندرعباس این روزها فقط با بحران سوخت روبه‌رو نیست؛ این شهر در حال تجربه شکل‌گیری نوعی «اقتصاد اضطراری» است؛ اقتصادی که در آن مردم تلاش می‌کنند از کوچک‌ترین فرصت‌ها برای زنده ماندن استفاده کنند. صف‌های بنزین، شاید در ظاهر چند خودرو منتظر باشند، اما در واقع روایت خاموش مردمی‌اند که زیر فشار تورم، برای بقا به هر راه ممکن چنگ می‌زنند.