ملیحه قاسمی گوربندی
در هشت سال دفاع مقدس، روایت غالب و ماندگار معمولاً به مردان و رزمندگان خط مقدم اختصاص داشته است؛ اما نیمی از ملتی که در برابر تجاوز همهجانبهی رژیم بعثی ایستاد، در پشت جبههها، پادگانها، بیمارستانها و اردوگاههای اسارت، نقش هایی کمهیس اما سرنوشت ساز ایفا کردند. با نگاهی به آمار و خاطرات آن سالها، سهم برجستهی زنان ایرانی در دفاع مقدس هم در پشتیبانی از جبهه و هم در مقاومت اسارت به وضوح دیده میشود
پشتیبانی لجستیکی جبهه ها عمدتاً بر دوش زنان بود؛ از جمع آوری پول و تهیه ملزومات رزمی تا دوخت لباس و پختن نان برای رزمندگان. پس از آغاز جنگ تحمیلی، ستادهای پشتیبانی و انجمن های مختلفی ساماندهی شد که بخش بزرگی از نیروی داوطلب آنها را زنان خانه دار، دانشجو و کارمند تشکیل می دادند. در حقیقت، پشت هر رزمندهای در جبهه، زنی ایستاده بود که در پشت جبهه مسئولیت خانواده، اقتصاد و پشتیبانی لجستیک را بر عهده داشت. بی شک برجسته ترین نقش زنان در جنگ، فعالیت های امدادی و درمانی بوده است. هزاران زن به عنوان پرستار، امدادگر و بهیار داوطلبانه در بیمارستانهای صحرایی و خطوط پشتیبانی حضور یافتند. آنها در شرایط سخت بمباران، به مداوای مجروحان می پرداختند و بسیاری از این امدادگران خود نیز شهید یا مجروح شدند. تصاویر امدادگرانی که در میان آتش و دود به یاری زخمی ها می شتافتند، از ماندگارترین روایتهای دفاع مقدس است.
برخی زنان توانستند به صورت داوطلب به مناطق جنگی نزدیک تر شوند و آموزش های نظامی و امدادی کامل ببینند. مریم کاظمزاده و فاطمه ناهید» از جمله فرماندهان گردان های زنان در عملیات ها بودند. شهیده «مریم یحیی زاده» از نخستین زنان پزشک شهید در دفاع مقدس است که در مجروحیت شیمیایی رزمندگان نقش پررنگی ایفا کرد. این حضورها نشان میدهد نقش زنان تنها به پشتیبانی محدود نبود و برخی از آنان در صفوف پیشرو نیز حضوری فعال داشتند.
اسارت و مقاومت در اردوگاهها
بخشی از روایت های دفاع مقدس که کمتر گفته شده، حضور زنان در اسارت رژیم بعث است. هرچند شمار زنان اسیر ایرانی نسبت به مردان کمتر بود، اما تجربه ی آنان از اسارت در اردوگاه های عراق با سختی های خاصی همراه بود. این زنان پس از آزادی، با تحمل نگاه های سنگین جامعه، از روایات مقاومت و ایثار خود و همرزمان شان گفتند. آزادگان زن، همانند مردان، در اردوگاه ها سختی های شکنجه و بازجویی را تحمل کردند و پس از بازگشت نیز به آرامی سهم خود را بازگو کردند.
کتابهای متعددی در این زمینه منتشر شده اند؛ از جمله «شهر ما اردوگاه نیست» که از برجسته ترین مستندهای راوی حضور زنان در اسارت است. این روایت ها نشان می دهند که تنوع نقشهای زنان از پرستار تا معلم، از مادر تا امدادگر در خاک عراق نیز ادامه یافت و زنان با حفظ هویت و اعتقادات خود، مقاومتی همسنگ مردان از خود نشان دادند.
مادران و همسران؛ ستون پنهان استقامت
بسیاری از زنان، اگرچه هرگز پا به جبهه نگذاشتند، اما با پذیرش نقشهای سخت، سنگین ترین هزینه های جنگ را بر دوش کشیدند. مادرانی که فرزند، شوهر و برادرشان را راهی جبهه کردند و خبر شهادتشان را با صبر و اقتدار پذیرفتند؛ همسرانی که سالها چشم به راه ماندند و در فراق عزیزان خود مقاومت کردند. «مادران شهدا» و «فرزندان شهدا» که خود از تربیت شدگان همان زنان بودند، بخشی از این میراث اند که تا امروز در جامعه جریان دارد.
بنا بر آمار منتشرشده، بیش از ۷هزار زن در دوران دفاع مقدس به شهادت رسیده اند و حدود ۱۳ هزار زن نیز جانباز شده اند. اما این تنها بخشی از تصویر است؛ سهم واقعی زنان در جنگ بسیار فراتر از این ارقام رسمی است. مناطق مسکونی و شهرهای مرزی که زنان در آنجا زندگی می کردند، مدام زیر موشک باران و بمباران های شیمیایی و هوایی بود و زنان بیش از هر گروه دیگری بار این حملات را بر دوش کشیدند.
خانه ماندن و تربیت فرزندانی که بعدها راهی جبهه ها شدند، خود گونه ای مجاهدت بود. تأثیر تربیتی مادران در شکل گیری روحیهی ایثار میان نسل جوان بسیار جدی است؛ به طوری که بسیاری از فرماندهان و رزمندگان، انگیزهی خود را از تربیت مادران و مقاومت همسرانشان میدانستند. در شهرهایی همچون اهواز، دزفول و آبادان، زنان در سیبل مستقیم موشک و بمب بودند و در عین حال، زندگی و مقاومت را در آنجا ممکن نگه داشته بودند.
نقش بی بدیل زنان در اردوگاههای اسرا
اگرچه اکثر اسرای ایرانی در اردوگاه های عراق مرد بودند، اما زنان اسیر نیز در شرایطی بسیار دشوارتر، با شکنجه های روحی و جسمی و فشارهای روانی متعددی روبه رو شدند. حفظ هویت اسلامی و اعتمادبه نفس در چنین شرایطی، خود نوعی ایستادگی بود. روایتهای به جامانده از زنان اسیر بازتاب دهنده ی مقاومتی است که کمتر در آمارهای رسمی دیده شده است؛ مقاومتی مبتنی بر صبر، ایمان و حفظ کرامت انسانی.
بر اساس آمار اعلام شده از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران و سازمانهای مربوط، سهم زنان در دفاع مقدس شامل حدودچهارده هزار و ششصد شهید زن، هزاران جانباز و صدها آزاده زن بوده است. هرچند پروندههای ثبت شده نشان می دهد بیش از ۶۰۰۰ زن به عنوان آزاده و بخشی نیز به صورت اسیر در اردوگاه های رژیم بعث تحمل کردند؛ اما واقعیت آن است که نقش واقعی زنان بسیار فراتر از ارقام و آمار است و در قالب آمار رسمی نمیگنجد.
دفاع مقدس با همهی تلخیها و زخمهایش، تجلی گاه اراده ی یک ملت بود و زنان، نیمی از این ملت، در این حماسه سهمی سنگین و ماندگار داشتند؛ همپای مردان در جبهه ها، در پشت جبهه ها، و در اردوگاه های اسارت. امروز شاید نام بسیاری از این زنان کمتر بر سر زبانها باشد، اما نقش آفرینی آنان در حفظ روحیه مقاومت، پشتیبانی از رزمندگان و بازتولید فرهنگ ایثار و شهادت، جزو سرمایه های ماندگار تاریخ معاصر ایران است. روایت این نقش ها نه تنها پاسداشت حقیقت تاریخی، که الگویی روشن برای زنان امروز و فردای این سرزمین است.
و اینک، نگاهی به آنچه از این حماسه برجای مانده است، همزمان هم یادآور یک سرمایهٔ عظیم معنوی است و هم آزمونی برای وفاداری ما به پاسداشت آن. روایتها، خاطرات و کتابهای منتشرشده دربارهٔ نقش زنان در دفاع مقدس، هر روز پرده از ابعاد تازهای برمیدارد؛ از وصیت نامه هایی که مادران و خواهران شهدا با خط خود نوشته اند تا خاطرات تلخ و شیرین اسرایی که با نامه نگاری های پنهانی، امید را در قلب رزمندگان زنده نگاه میداشتند. هنوز هم بسیاری از این زنان، همانگونه که در سالهای جنگ بدون چشم داشت و در سکوت خدمت کردند، امروز نیز کمتر حاضر به سخن گفتن از رشادتهای خود هستند و ترجیح میدهند این روایتها از زبان دیگران بیان شود.