تقویم که به هفدهم مرداد میرسد، خیلیها فقط یک مناسبت را به یاد میآورند؛ «روز خبرنگار». اما برای کسی که سالها با دفترچهای در دست، دوربینی روی شانه یا گوشیای پر از یادداشت و شماره تلفن، زندگی کرده است، این روز فقط یک تبریک ساده نیست. این روز، مرور یک مسیر است؛ مسیری که با عشق آغاز میشود، با مسئولیت ادامه پیدا میکند و گاهی با تلخی، اشک، تهدید، خستگی و بیخوابی گره میخورد.
خبرنگار بودن را نمیشود فقط در یک کارت شناسایی، یک میکروفن یا یک صفحه خبری خلاصه کرد. خبرنگاری، قبل از آنکه یک شغل باشد، یک نوع نگاه به زندگی است. نگاهی که اجازه نمیدهد از کنار درد مردم بیتفاوت عبور کنی. نگاهی که تو را وادار میکند بپرسی، پیگیری کنی، حقیقت را جستوجو کنی و روایت را آنگونه که هست، برای مردم بازگو کنی.
سالهاست که در هر حادثه، اولین چیزی که به ذهن یک خبرنگار میرسد، نه ترس از خطر، بلکه این سؤال است که چه اتفاقی افتاده و مردم باید چه چیزی را بدانند؟ شاید به همین دلیل است که خبرنگاران، پیش از آنکه دوربینها روشن شوند یا خبرها روی خروجی رسانهها قرار بگیرند، خود را به دل ماجرا میرسانند. جایی که هنوز دود در آسمان است، هنوز خانوادهای چشمانتظار خبری از عزیزش است یا هنوز مسئولی حاضر نشده پاسخ روشنی بدهد.
خبرنگار بودن یعنی ایستادن وسط درد مردم.
یعنی وقتی سیل خانهای را با خود میبرد، فقط تصویر آب را ثبت نکنی؛ بلکه صدای مادری را بشنوی که تمام زندگیاش را از دست داده است. یعنی وقتی کودکی از کمبود امکانات آموزشی رنج میبرد، فقط آمار منتشر نکنی؛ بلکه روایت کنی که نبود یک مدرسه، چگونه آینده یک نسل را تهدید میکند. یعنی وقتی بیماری در صف درمان مانده یا کارگری ماهها حقوق نگرفته، مسئله را تنها یک خبر ندانی؛ آن را مسئولیتی بدانی که باید تا رسیدن به پاسخ، پیگیری شود.
گاهی تصور میشود خبرنگاری یعنی حضور در مراسمها، گرفتن چند عکس و انتشار چند خبر. اما حقیقت این حرفه، بسیار عمیقتر از آن چیزی است که دیده میشود. پشت هر خبر کوتاهی که در چند دقیقه خوانده میشود، ساعتها تحقیق، تماس، راستیآزمایی، هماهنگی، سفر، انتظار و پیگیری وجود دارد. گاهی یک جمله، حاصل چند روز تلاش است؛ تلاشی که مخاطب هرگز آن را نمیبیند، اما نتیجهاش را احساس میکند.
خبرنگار، حافظ اعتماد مردم است. اگر حقیقت را فدای عجله کند، اگر دقت را قربانی هیجان کند یا اگر قلمش را به جای حقیقت، در خدمت منفعت قرار دهد، نهتنها اعتبار خودش، بلکه اعتماد مخاطب را نیز از بین میبرد. به همین دلیل است که خبرنگاری، بیش از هر چیز، با مسئولیت معنا پیدا میکند.
در سالهای اخیر، سرعت انتشار اخبار بهشدت افزایش یافته است. شبکههای اجتماعی، هر ثانیه هزاران تصویر، روایت و ادعا را منتشر میکنند. در چنین فضایی، ارزش خبرنگار حرفهای بیش از گذشته مشخص میشود. او کسی است که پیش از انتشار، حقیقت را بررسی میکند؛ شایعه را از واقعیت جدا میکند و اجازه نمیدهد افکار عمومی قربانی اطلاعات نادرست شود.
شاید بسیاری ندانند که خبرنگاران، بارها با صحنههایی روبهرو میشوند که تا سالها از ذهنشان پاک نمیشود. چهره کودکی که پدرش را از دست داده، نگاه مادری که چشمانتظار خبری از فرزندش است، سکوت تلخ بازماندگان یک حادثه یا اضطراب مردمی که در دل بحران زندگی میکنند، بخشی از خاطراتی است که هیچوقت در قاب دوربین دیده نمیشود، اما همیشه در ذهن خبرنگار باقی میماند.
با این حال، خبرنگار باید احساساتش را مدیریت کند. باید در اوج اندوه، دقیق بنویسد؛ در اوج خشم، منصف باشد و در اوج هیجان، حقیقت را فراموش نکند. شاید همین ویژگی است که خبرنگاری را به یکی از دشوارترین حرفههای دنیا تبدیل کرده است.
در میان تمام سختیها، لحظههایی هم وجود دارد که خستگی را از تن خبرنگار بیرون میکند. وقتی گزارشی باعث حل یک مشکل میشود، وقتی صدای یک روستا به گوش مسئولان میرسد، وقتی بیماری درمان میشود، مدرسهای ساخته میشود، خیابانی روشن میشود یا حقی به صاحبش بازمیگردد، خبرنگار احساس میکند تمام آن شبهای بیخوابی ارزشش را داشته است.
خبرنگار بودن یعنی باور داشته باشی که قلم هنوز میتواند تغییر ایجاد کند. یعنی ایمان داشته باشی که حقیقت، هرچند دیر، اما راه خود را پیدا خواهد کرد. یعنی حتی اگر هیچکس از زحمتهایت باخبر نباشد، باز هم با همان دقت و تعهد بنویسی؛ چون میدانی رسالت تو، دیده شدن نیست، دیده شدن حقیقت است.
۱۷ مرداد، یادآور نام بزرگ شهید محمود صارمی است؛ خبرنگاری که جان خود را در راه آگاهیبخشی و انجام وظیفه از دست داد و نامش برای همیشه با این روز گره خورد. یاد او و همه خبرنگارانی که برای روایت حقیقت، از امنیت، آسایش و حتی جان خود گذشتهاند، همواره زنده خواهد ماند.
روز خبرنگار، فقط متعلق به کسانی نیست که در تحریریهها کار میکنند یا مقابل دوربین
دیده میشوند. این روز، متعلق به همه زنها و مردانی است که با کمترین امکانات، اما با بیشترین تعهد، تلاش میکنند حقیقت را به دست مردم برسانند. کسانی که شاید نامشان هیچگاه تیتر اول نشود، اما تلاششان، تیترهای بسیاری را شکل داده است.
من باور دارم خبرنگار بودن، یعنی انتخاب مسئولیت به جای راحتی. یعنی انتخاب حقیقت، حتی وقتی هزینه دارد. یعنی انتخاب مردم، حتی زمانی که کسی صدای آنها را نمیشنود. خبرنگار بودن یعنی هر روز دوباره تصمیم بگیری که سکوت نکنی؛ که اگر حقی نادیده گرفته شد، اگر مشکلی فراموش شد یا اگر دردی بیصدا ماند، قلمت را برداری و روایت کنی.
در روزگاری که حقیقت گاهی زیر انبوهی از شایعه، هیاهو و منفعت پنهان میشود، جامعه بیش از هر زمان دیگری به خبرنگاران مستقل، مسئول و صادق نیاز دارد. خبرنگارانی که نه برای جلب توجه، بلکه برای آگاهی مردم بنویسند؛ نه برای شهرت، بلکه برای حقیقت.
و در پایان، اگر از من بپرسند خبرنگار بودن یعنی چه، پاسخ من ساده است؛
خبرنگار بودن یعنی ایستادن وسط درد مردم؛ یعنی شنیدن صدای بیصدایان، روایت حقیقت بدون ترس، و باور داشتن به اینکه یک قلم، اگر صادقانه بنویسد، میتواند بیش از هر فریادی اثر بگذارد.
هفدهم مرداد، روز تجلیل از انسانهایی است که با واژهها پل میسازند، با حقیقت اعتماد میآفرینند و با تعهد، امید را زنده نگه میدارند. روز خبرنگار بر همه آنان که شرافت این حرفه را با صداقت، اخلاق و مسئولیت حفظ کردهاند، مبارک.