حجتالاسلام والمسلمین احمد غلامی، دکتری حقوق عمومی و کارشناس مسائل سیاسی هرمزگان در یادداشتی نوشت: تحولات اخیر منطقه، بار دیگر این واقعیت را آشکار ساخت که سیاست خارجی ایالات متحده همچنان بر پایه بدعهدی، فشار و استفاده از ابزار نظامی استوار است. حملات اخیر به مناطقی از ایران در حالی صورت گرفت که پیش از آن سخن از تفاهم و کاهش تنش به میان آمده بود؛ اقدامی که از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر ناتوانی آمریکا در مدیریت تحولات جدید منطقه و شکست محاسبات راهبردی آن است.
مروری بر دهههای گذشته نیز نشان میدهد که سابقه بدعهدی آمریکا محدود به امروز نیست. از دخالت در امور داخلی کشورها تا نقض توافقات بینالمللی، همواره این رویکرد بخشی از سیاست ثابت واشنگتن بوده است. با این حال، شرایط امروز با گذشته تفاوت اساسی دارد؛ زیرا جمهوری اسلامی ایران دیگر کشوری نیست که بتوان با تهدید یا فشار، اراده آن را تغییر داد.
پاسخهای جمهوری اسلامی ایران در رویاروییهای اخیر، بهویژه در جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان، نشان داد که موازنه قدرت در منطقه دستخوش تغییر شده است. توان بازدارندگی ایران و پاسخ مستقیم به تجاوزها، این پیام را به جهان مخابره کرد که دوران یکجانبهگرایی آمریکا رو به پایان است و معادلات امنیتی غرب آسیا دیگر بدون در نظر گرفتن نقش ایران قابل طراحی نیست.
در سوی دیگر، امید دشمنان به جریانهای ضدانقلاب و برانداز نیز با شکست مواجه شد. سالها سرمایهگذاری رسانهای، سیاسی و مالی بر این گروهها نتوانست حتی حداقل پشتوانه اجتماعی را برای آنان ایجاد کند. تجمعهای پراکنده و کمشمار خارج از کشور، فاصله عمیق این جریانها با مردم ایران را آشکار ساخت و نشان داد تحلیل آنان از جامعه ایرانی، تحلیلی نادرست و دور از واقعیت است.
یکی دیگر از خطاهای محاسباتی دشمن، تصور ایجاد شکاف میان مردم و نظام پس از شهادت امام شهید بود. اما آنچه در روزهای پس از این حادثه رقم خورد، تصویری کاملاً متفاوت را به نمایش گذاشت. حضور میلیونی مردم در آیینهای تشییع، بدرقه و بزرگداشت، نه تنها در تهران بلکه در قم، مشهد، نجف و کربلا، جلوهای از وحدت، همبستگی و پیوند عمیق مردم با آرمانهای انقلاب اسلامی بود.
در این مراسمها تنها حضور جمعیت اهمیت نداشت؛ بلکه آنچه بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفت، مشارکت گسترده مردم در خدمترسانی، میزبانی و همراهی با زائران بود. باز بودن خانهها، حسینیهها، مساجد و مراکز مردمی برای پذیرایی از عزاداران، جلوهای از سرمایه اجتماعی و فرهنگی ملت ایران را به نمایش گذاشت؛ سرمایهای که با هیچ ابزار رسانهای قابل انکار نیست.
بازتاب گسترده این حضور در رسانههای منطقهای و بینالمللی نیز نشان داد که افکار عمومی جهان با واقعیتی متفاوت از آنچه رسانههای معاند ترسیم میکنند، مواجه شده است. این حضور، پیامی روشن برای دشمنان داشت؛ اینکه مردم ایران در بزنگاههای حساس، اختلاف سلیقهها را کنار گذاشته و در دفاع از هویت، استقلال و امنیت کشور، یکپارچه در صحنه حاضر میشوند.
بیتردید چنین سرمایه اجتماعی، پشتوانهای ارزشمند برای دستگاه دیپلماسی و قدرت ملی کشور محسوب میشود. هر اندازه انسجام داخلی تقویت شود، قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالمللی نیز افزایش خواهد یافت و دشمنان بیش از گذشته با شکست محاسبات خود روبهرو خواهند شد.
در نهایت، تحولات روزهای اخیر نشان داد که راهبرد فشار، تهدید و تجاوز، نه تنها به تضعیف جمهوری اسلامی ایران منجر نشده، بلکه موجب تقویت همبستگی ملی و افزایش جایگاه منطقهای کشور شده است. تجربه سالهای گذشته نیز ثابت کرده است که ملت ایران در برابر تهدیدها عقبنشینی نمیکند و هرچه فشارها افزایش یابد، انسجام و اراده ملی برای دفاع از منافع و آرمانهای کشور مستحکمتر خواهد شد.