فوتبال گاهی به اندازه یک ضربه دقیق در دقیقه ۸۲، به سادگی و در عین حال پیچیدگی تمام، سرنوشتها را تغییر میدهد. در شبی که ورزشگاه خلیج فارس بندرعباس شاهد یکی از حیاتیترین دیدارهای هفته بیست و نهم لیگ دسته اول فوتبال ایران (جام آزادگان) بود، شاگردان فرشاد پیوس در تیم شناورسازی قشم موفق شدند با کسب یک پیروزی دراماتیک مقابل داماش گیلان، نه تنها سه امتیاز ارزشمند را به حساب خود واریز کنند، بلکه زنجیرهای از ناکامیهای طولانیمدت را پاره کنند.
نبردی میان بقا و سقوط
وقتی صحبت از تیمهای پایین جدول میشود، فوتبال از جنبههای تاکتیکی خود فاصله گرفته و به یک نبرد تمامعیار روانی تبدیل میشود. شناورسازی قشم که در طول ماههای اخیر با طوفانی از نتایج ناامیدکننده دست و پنجه نرم میکرد، برای حفظ امیدهایش به بقا در لیگ دسته اول، محکوم به پیروزی بود. در مقابل، داماش گیلان، تیمی با ریشههای عمیق در فوتبال ایران که حالا با ۱۳ امتیاز به عنوان قعرنشین مطلق جدول شناخته میشود، میدانست که هر نتیجهای جز برد، به معنای خداحافظی زودهنگام با این سطح از فوتبال است.
تقابل فرشاد پیوس، مهاجم افسانهای فوتبال ایران و سرمربی فعلی قشمیها، با داماش گیلان در ورزشگاه خلیج فارس، از همان سوت آغاز، بوی «اضطرار» میداد.
نیمه نخست: طوفان بیحاصل قشم
شاگردان پیوس بازی را هجومی آغاز کردند. آنها که میدانستند فرصتسوزی در چنین بازیهای «شش امتیازی» میتواند به قیمت از دست رفتن فصل تمام شود، از جناحین فشار بیامانی بر دروازه داماش وارد کردند. ۴ موقعیت طلایی در نیمه اول، حاصل جسارت قشمیها بود؛ فرصتهایی که یا با درخشش دروازهبان داماش و یا با بیدقتی مهاجمان شناورسازی به هدر رفت.
این نیمه برای کادر فنی شناورسازی یک زنگ خطر بزرگ بود؛ اینکه چگونه با وجود برتری کامل، توپها راهی به دروازه ندارند. فرشاد پیوس در کنار زمین، با همان هیجان همیشگیاش، بازیکنانش را برای فشار بیشتر هدایت میکرد. او به خوبی میدانست که اگر نیمه دوم با همین روند پیش برود، داماشِ زخمخورده میتواند با یک ضدحمله، ورق را برگرداند.
نیمه دوم: تغییر استراتژی و ظهورِ عارف
با آغاز نیمه دوم، داماش گیلان که چیزی برای از دست دادن نداشت، لایههای دفاعی خود را فشردهتر کرد. بازی گره خورده بود و دقایق به سرعت برای شناورسازی سپری میشد. فشار عصبی روی سکوها و نیمکت قشم مشهود بود. ۱۱۵ روز دوری از پیروزی، باری بود که بر شانههای بازیکنان این تیم سنگینی میکرد.
اما در نهایت، دقیقه ۸۲ فرارسید. لحظهای که «عارف غلامپور» در قامت منجی ظاهر شد. روی یکی از حملات پرتعداد و حسابشده، توپ در موقعیتی ایدهآل به او رسید و ضربه تمامکننده او، قفل دروازه داماش را شکست. فریاد شادی در ورزشگاه خلیج فارس نشاندهنده اهمیت این گل بود؛ نه فقط برای سه امتیاز، بلکه برای بازگرداندن «اعتماد به نفس» به تیمی که فراموش کرده بود چگونه برنده باشد.
فرشاد پیوس و بازگشت به مسیر آرامش
این پیروزی برای فرشاد پیوس فراتر از یک برد معمولی است. او که آخرین بار در سوم اسفندماه سال گذشته مقابل تیم قدرتمند صنعت نفت آبادان طعم پیروزی را چشیده بود، پس از گذشت ۱۱۵ روز توانست دوباره پیروزی را جشن بگیرد. در این فاصله طولانی که با تعطیلات میانفصل و لیگ همراه بود، شناورسازی قشم دوران سختی را پشت سر گذاشت؛ ۴ شکست و ۱ تساوی، آمار کابوسواری بود که جایگاه این تیم را در معرض سقوط قرار داده بود.
حالا با ۲۷ امتیاز، قشمیها با خیالی آسودهتر به جدول نگاه میکنند. فاصله سه امتیازی با منطقه خطر، اگرچه حاشیه امنیت کامل نیست، اما برای تیمی که در بحران غرق شده بود، حکم یک «حیات دوباره» را دارد.
آیا شناورسازی در لیگ میماند؟
وضعیت داماش گیلان با ۱۳ امتیاز، عملاً بحرانی و شاید ناامیدکننده باشد. آنها حالا فقط روی کاغذ شانس بقا دارند و باید به معجزهای در هفتههای باقیمانده تکیه کنند. اما شناورسازی قشم با این برد، نشان داد که اراده کافی برای بقا را دارد.
پیوس در کنفرانس پس از بازی، بر این نکته تأکید داشت که این پیروزی تنها گام اول است. لیگ دسته اول ایران، لیگی فرسایشی و بیرحم است. شناورسازی برای اینکه از منطقه سقوط دور بماند، به تداوم در کسب نتیجه نیاز دارد. پیروزی مقابل داماش، یک «آنتیبیوتیک» قوی برای درمانِ بیماریِ ناکامیهای اخیر بود، اما برای تضمین بقا، نیاز به پروتکلهای درمانی مداوم در هفتههای آتی است.
در نهایت، این بازی نشان داد که در فوتبال ایران، هیچچیز بیش از «باور به پیروزی» کارآمد نیست. شناورسازی قشم حالا به این باور رسیده است. آیا آنها میتوانند این روند را در هفتههای آینده حفظ کنند و به بقای خود در لیگ دسته اول مهر تأیید بزنند؟ پاسخ این سوال در هفتههای پیشرو و در میدان نبردهای بعدی مشخص خواهد شد؛ جایی که هر امتیاز، حکم
طلا را خواهد داشت. این گزارش، روایتی از شبِ بازگشت شناورسازی به کورس رقابت بود؛ شبی که بندرعباس دوباره به فوتبال امیدوار شد.